#گزارش
#بینالملل
#زن_در_غرب
♨️تظاهرات علیه #زن_کشی در مکزیک به خشونت کشیده شد
🎥۴خبرنگار و ۸ نفر از تظاهرات کنندگان با شلیک گلوله از سوی نیروهای پلیس زخمی شدند
🔻این تظاهرات به دنبال کشته شدن زن ۲۰ ساله به نام "الکسیس لورنزانا"شکل گرفته. به طور میانگین روزانه ۱٠ زن در مکزیک کشته می شود
🤔چجوریه که فمنیست ها و حامیان حقوق زنان از این قضایا خبردار نمیشن ولی لحظه به لحظه از "نازنین زاغری" و "نسرین ستوده" خبر میذارن
🌐منبع: https://www.theguardian.com/global-development/2020/nov/10/mexico-police-open-fire-femicide-protest-cancun
#تولیدی
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
دانشگاه حجاب
.#خوابهای_پریشان 🎭🔪🚬🎲 قسمت چهل و هشتم ابراهیم نیمه راه ایستاد. برگشت و خواست چیزی بگوید اما دستی لا
#خوابهای_پریشان 🎭🔪🚬🎲
قسمت چهل و نهم
نشستم روی زمین و صورتم را بین دستهایم گرفتم و صدای هق هقم بلند شد. با خودم فکر کردم چرا باید همیشه سهم من از آدمها رفتن باشد!
وقتی به خودم آمدم دیدم همه جور دیگری به من نگاه میکنند.
حالا دیگر من مرکز توجه همه بودم. مدیر پرورشگاه با لبخند در دفترش از من دعوت کرد تا باهم چای و شیرینی بخوریم. حال خوشی نداشتم. لیوان چای را نزدیک دهانم گرفتم و با بی حالی پرسیدم:
-چرا گفتید بیام؟ فقط برای چایی خوردن که نبوده؟
+چقدر رک حرف میزنی دختر! خیلی خب میرم سر اصل مطلب شما تو سنی هستی که کم طاقت و...
-خانم مدیر بگید دیگه.
+باشه، باشه...راستش جناب ستوان قبل از اینکه با تو صحبت کنه، جلو در با من درمورد تو حرف زد....
-چی؟چی گفت؟ یعنی...
+آروم باش دارم میگم خب! تو رو خواستگاری کرد.
-واقعا به شما گفت؟؟؟
+خب شماها همه مثل بچه های منید اگر...
-میشه بدونم شما چی گفتید بهش؟
+گفتم باید نظر خودتو بپرسه، حالا نظرت چیه تبسم جان؟
-خانم، من، من...نمیدونم چی بگم!
+رنگ رخسار خبر میدهد از سرِّ درون، نمیخواد چیزی بگی.
لیوان چایی را همانطور داغ سرکشیدم. آنقدر دهنم از شنیدن آن خبر شیرین شده بود که تلخی چای را نفهمیدم. با
خودم فکر کردم که وقتی با او هم صحبت کرده حتما در تصمیمش در مورد من جدیست.
خانم مدیر کمی با من صحبت کرد. وقتی برگشتم اتاق شلوغ بود و هرکس چیزی می پرسید. منهم به بهانه سر درد همه شان را دست به سر کردم.
نماز هایم آن روز یک شکل دیگر بود. راستش سه چهار باری نمازم را تکرار کردم اما آخرش هم نفهمیدم چه خواندم.
آخرش یکی از بچه های تپل سالن کناری را آوردم نشاندم کنارم تا رکعت هایم را بلند بشمارد. بعد از نماز عشاء، سر سجده آهسته گفتم:
خدایا حالیمه چه حالی بهم دادی...یعنی، راستش...نمیخوام از اون بنده هایی باشم که فقط موقع غصه و ترس صدات کنم،
میفهمم خوشی های زندگیم از طرف تو میان...خدایا مراقبش باش!
سه روز گذشت و اضطراب و بی قراری هایم در بی خبری پر از ترس و امید بود. آخرش تاب نیاوردم رفتم دفتر مدیر،
میخواستم برای دردم چاره ای پیدا کنم. اما خانم مدیر رازش را به من گفت و من تصمیمی گرفتم که باعث شد سرنوشتم تغییر کند.
ادامه دارد.... "#رمان را هر شب در کانال دنبال کنید"
به قلم ✍️: سین. کاف. غفاری
@hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
برای امام زمان (عج) کم گذاشتیم - @Maddahionlin.mp3
3.17M
دانشگاه حجاب
🍃 بوی نرگس می دهد، هر صبح انگاری که یار هر سحر از کوچه دلتنگی ام رد می شود...🍃 .....................
🔹وظايف منتظران:
5⃣ یاد حضرت ولی عصر :
از وظیفه های مهم شیعیان یاد کردن حضرت و فراموش نکردن ایشون هست.
وقتی اماممون همیشه به یاد ماست و برای ما دعا می کنن، چرا ما به یادشون نباشیم؟ 🤔 چرا تلاش نکنیم که بهشون خدمت کنیم و حقوق امام رو رعایت کنیم؟
اینکه میگیم آقاجان سخته برای ما که شما رو نبینیم 😔 رو باید با عملمون ثابت کنیم.💪🏻
امام علی علیه السلام فرمود: «هر کس چیزی را دوست بدارد ❤️ همواره نام آن را بر زبان دارد .»
و امام کاظم علیه السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام فرمود «خودش از دیدگان مردم پنهان می شود ولی یاد او از دل های مؤمنان مخفی نمی شود .»
کسی که به یاد حضرت، دل خودش رو نورانی کنه 🔅 ضربان روحش منظم میشه و روحش زنده و بیدار میمونه. این یاد دائمی مانع از خوابرفتن روح یا غفلت 😴 فرد میشه.
امام زمان علیه السلام نیز از یاد شیعیان خود غافل نیست و اگر ارتباط ما با امام زمان علیه السلام برقرار بشه و در همه امور زندگی به یادشون باشیم، یقینا مورد عنایت و لطف ایشون قرار می گیریم..
در نامه امام زمان به شیخ مفید آن حضرت می فرماید:«ما از رسیدگی به حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم .»
غرر و درر، ج 1، ص 231 .
کمال الدین، ج 2، ص 221، ح 6 .
احتجاج، ج 2، ص 598
ادامه دارد...
#تولیدی_کامل
#جمعههای_انتظار
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
8.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔔زنگ تفریح
😂😂
#لطیفه 🌷😀
💃یکی ژیلا یکی مژگان پسندد
❤️یکی کوکب یکی مرجان پسندد
🍀من از بس سر بزیر و سر براهم
💟 پسندم هر که را مامان پسندد 😅😇😅🤣
🌹احکام:
1⃣مستحب است پسر یا دختر هنگام خواستگاری موردی را بپسندند که ایمان و اخلاق او زیاد باشد و بعد از آن سراغ فاکتورهای دیگر بروند.
2⃣ هرچند بیشتر مردم به همین سخن اعتقاد دارند اما متاسفانه در عمل دنبال پول و زیبایی هستند 💋 و وقتی به خانواده فقیر میرسند ایمان و اخلاق او را فراموش میکنند 💠هر چند ممکن است خانواده خوب و مناسبی هم باشند😍
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
دانشگاه حجاب
🔴به روز باشیم 🔆 کاهش امنیت سایبری با انتشار اطلاعات شخصی در فضای مجازی 🔸سرهنگ رجبی، رئیس مرکز تشخی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴به روز باشیم
🎥 این همه از سلبریتی های غربزده گفتیم، سلبریتی های خوب کشورمون رو هم معرفی کنیم!
▪️امیرمحمد زند:
"بنده خودم لندن زندگی کردم،هنوز که هنوزه،در طی روز ده ها شاید صدها گدا و یا کارتن خواب تو خیابون می بینید،هنوز که هنوزه کنار خیابونهاشون مدفوع انسانی می بینید، آیا اینها کثیفی نیست؟
به نظرتون اجیر کردن ۲۰۰ نفر آدم،که از هر چیزی در جامعه ما برای" منو تو"فیلم بگیرند،کارسختیه؟"
❌از کانال روشنگری
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
دانشگاه حجاب
#خوابهای_پریشان 🎭🔪🚬🎲 قسمت چهل و نهم نشستم روی زمین و صورتم را بین دستهایم گرفتم و صدای هق هقم بلند
#خوابهای_پریشان 🎭🔪🚬🎲
قسمت پنجاهم
دفتر که خلوت شد، دویدم پیش خانم مدیر و گفتم:
-تورو خدا بگید چیکار کنم؟
+چیشده دخترم؟
-همین دیگه، نمیدون، چیزی شده یانه.
+پس حالا که نمیدونی چرا...
-حس بدیه، عجیبه، میترسم...
+میخوای هرجور شده نگهش داری ولی قدرتشو نداری.
-شما...شما میفهمید چی میگم؟!
+تجربه اش کردم
-واقعا؟ شماهم...
+نه اونجوری که فکرشو میکنی...هم سن تو بودم که صدام حمله کرد به کشورمون، داداشم کتاب و درسو گذاشت زمین و اسلحه برداشت برا دفاع، کار هر شب من و مادرم اشک و دعا بود.
تااینکه یه روز حاج آقای مسجد که خودشم داشت با بچه ها اعزام میشد جبهه، جلو اتوبوس خطاب به مادرها و همسرای بسیجی ها و بقیه رزمنده ها گفت:
" دستای شما قدرتمندتر از اسلحه های آمریکایی و تانکای فرانسویه که تو دستای بعثیاست، چون دستهای شما باعث معراج مرداییه که با دست خالی جلوی صف مجهز دشمن دارن از دین و خاکشون دفاع میکنن،
خواهرای من برای پیروزی مون دعا کنید، هر وقت خیلی ناآروم و بیقرار شدین، آیت الکرسی بخونید به نیت عزیزانتون، مطمئن باشید اثر داره!"
حالا حرفم به تو همینه، هرشب براش آیت الکرسی بخون!
-یادم بدین...قول میدم هر روز و شب بخونم.
قلبم به ذکر خدا آرام میشد و خاطرم به یاد او شیرین!
هفته بعد درست همان روز بود که خانم عظیمی با حال آشفته وارد سالن اجتماعات شد.
همه دورش جمع شدیم. پیش از آنکه چیزی بگوید همه را کنار زدم و با صدای بلند پرسیدم: چی شده؟
خانم عظیمی آب دهانش را به سختی قورت داد و همانطور که با کمک خانم مدیر روی صندلی می نشست،
گفت:بیرون خیلی...وای خدا...مسجد...مسجدلولاگر رو آتیش زدن...خدایا .... این کافرا قرانارو سوزوندن!
خانم مدیر سیلی به صورت خود زد و آهسته گفت: استغفرالله!
یکی از دخترها با لیوان آبی جلو آمد و ناراحتی پرسید: بیرون خیلی شلوغ بود؟
خانم عظیمی لیوان آب خنک را از دستش گرفت و آن را حریصانه سر کشید و پیش از آنکه نفسش جابیاید دیگری پرسید: معترضا خیلی زیاد بودن؟
خانم عظیمی لیوان را روی پایش گذاشت و گفت:
نه، روز به روز تعدادشون کمتر میشه و وحشی گریشون بیشتر!خانم مدیر درحالی که شانه های خانم عظیمی را ماساژ میداد گفت:
از وقتی ناظرای مردمی اعلام کردن تقلب نشده بوده، خیلیا از کف خیابون برگشتن سرخونه زندگیشون اینا دیگه مردم نیستن.
خانم عظیمی صدای نحیفش را از میان هم همه بلند کرد: به این نتیجه رسیدم اینا از اولم از مردم نبودن.
بعد گردنش را کشید و در گوش خانم مدیر آهسته چیزی گفت. بلافاصله چشم های خانم مدیر گرد شد و از روی تعجب و ناراحتی تکرار کرد: آقای خاتمی!؟
ادامه دارد.... "#رمان را هر شب در کانال دنبال کنید"
به قلم ✍️: سین. کاف. غفاری
@hejabuni