🌷" ابراهیم هادی دیگر "🌷
🍃🌹🍃 💢ورزش شبانه #فررار_از_گناه #شهید_عباس_بابائی @hekayate_deldadegi
🍃. ورزش شبانه .🍃
«دانشجو بابایی، ساعت دو بعد از نیمه شب می دود تا شیطان
را از خودش دور کند!» این جمله یکی از داغترین خبرهایی بود که بولتن خبری پایگاه "ریس" آمریکا چاپ کرده بود. عباس گفت: «چند شب پیش، کلنل "باکستر" فرمانده پایگاه و همسرش که از یه مهمونی شبونه بر میگشتند، من رو در حال دویدن توی میدون چمن پایگاه دیدند و برای دویدن در اون موقع شب توضیح خواستند». گفتم: «خوابم نمی اومد؛ خواستم ورزش کنم تا خسته بشم». هر دو با تعجب نگاهم کردند. فهمیدم جوابم قانع کننده نبوده. ادامه دادم: «مسائلی که اطرافم می گذره باعث میشه شیطان با وسوسه هاش من رو به گناه بکشه. در دین ما سفارش شده این وقت ها بدویم یا دوش آب سرد بگیریم». حرفم که تموم شد، تا چند دقیقه بهم میخندیدند. طبیعی هم بود. با ذهنیتی که اون ها در مورد مسائل جنسی داشتند، نمی تونستند رفتار من رو درک کنند.
شهید عباس بابایی
کتــاب پرواز تا بی نهایت، ص36
🌸امام صادق (عليه السّلام):
از نگــــاه [ناپاک] بپرهیزید که چنـین نگـاهـى تخم شهـوت را در دل مىکارد و همین براى فتنهى صاحب آن دل بس است.
📚تحـف العقـــــــــول، ص 305
#فرار_از_گناه
کانال شهید ابراهیم هادی
@hekayate_deldadegi
هدایت شده از کانال رسمی شهید رسول خلیلی
🌹 روایت این هفته از آسمان تخریبچی
شهید مدافع حرم رسول خلیلی
📅 جمعه12 مرداد
🕖 ساعت16:30
🖥 از قاب شبکه دو سیما
#شهید_رسول_خلیلی
#ازآسمان
🆔 @Rasoulkhalili
#اطلاع_رسانی
📺فیلم سینمایی
#یتیم_خانه_ایران
♨️امروز ساعت ۱۸:۳۰ شبکه افق
🔰روایتی از قطعه گم شده؛
در تاریخ🇮🇷ایران زمین🇮🇷
https://eitaa.com/basir110213
🌷" ابراهیم هادی دیگر "🌷
🌹 روایت این هفته از آسمان تخریبچی شهید مدافع حرم رسول خلیلی 📅 جمعه12 مرداد 🕖 ساعت16:30 🖥 از قاب شب
بسم رب الشهدا والصدیقین
هنوزم به چند دیقه نرسیده که مستند داداش رسول تموم شده...
اولش که نگاه میکردم میخندیدم برعکس شهید نوید که از همون اول دیدم فقط اشک می ریختم
اما وقتی تا اقا روح الله شروع کرد به حرف زدن
انگار خود داداش بود
بغض گلوم گرفت
جلوی بغضم گرفتم
اما وقتی فیلم ها و عکس ها داداش نشون داد
بغضم ترکید
هیچکسم تو خونه نبود
اشک می ریختم
دلم از شب قبل اشوب بود
و امروزهم اشوب تر شد
داداش کجایی…؟
صدامو داری…؟
میشنوی…؟
یکی …که نه چند نفر کارت دارن
داداش دلم تنگ تو...
داداش رسول کمکم کن..
وقتی تو شهید شدی
زمانی بود که "حرم امام حسین (علیه السّلام)" ساختن
و اون موقع من کوچیک بودم
یادمه ضریح اورده بودن "حرم شاه عبدالعظیم (علیه السّلام)"
و اون موقع من در جاهلیت
کاش جاهل نبودم
کاش بودم اون موقع
کاش....
داداش کمکم کن
#ارسالی_کاربر
🌷" ابراهیم هادی دیگر "🌷
بسم رب الشهدا والصدیقین هنوزم به چند دیقه نرسیده که مستند داداش رسول تموم شده... اولش که نگاه میک
سلام علیکم ✋
این پیام رو یکی از کاربرامون ارسال کردن که سال پیش توی سفر راهیان با "پدر بزرگوار شهید رسول خلیلی" که راوی بودن آشنا شدن و زندگیشون تغییراتی کرد و "شهید بزرگوار" واسطه ای شدن برای هدایت و دستگیری این بزرگوار ...
برای ایشون و بنده ی حقیر که زندگیمون و حال خوب امروزمون رو مدیون "شهدای گرانقدرمون خصوصا آقا رسول خلیلی" هستیم امروز عقربه های ساعت رو دنبال میکردیم و ثانیه شماری که این برنامه شروع بشه و کسی رو تماشا کنیم که برامون عجیب برادری کردن و دارن میکنن ....
کاش دعامون کنن.
"به نام خداوند بخشنده ی مهربان"
🌺 از مسائلي که "ابراهیم" بسيار اهميت ميداد نمازجمعه بود. هر چند از زماني که نمازجمعه شکل گرفت ابراهيم درکردستان و يا در جبهه ها بود.
🍃"ابراهيم" هر زمان که در تهران حضور داشت در نمازجمعه شركت ميكرد. ميگفت: شما نميدانيد نمازجمعه چقدر ثواب و برکات دارد.
🌾"امام صادق (علیه السّلام)" ميفرمايند: قدمي نيســت که به سوي نمازجمعه برداشته شود، مگر اينکه "خدا" آتش را بر او حرام ميکند.
#شهید_ابراهیم_هادی
@hekayate_deldadegei
🌾 یـک #أمــن_یجیبــــ هـم،
به حـال دلِ زارِ ما بخــوان...
یا اذانی بگو تا که
دل های مرده زگناه ما زنده شود💔
#أیهــا_الشهیـد ...
🌷" ابراهیم هادی دیگر "🌷
🌾 یـک #أمــن_یجیبــــ هـم، به حـال دلِ زارِ ما بخــوان... یا اذانی بگو تا که دل های مرده زگناه ما ز
"به نام خداوند بخشنده ی مهربان"
"ابراهیم" هرگز جلوی دیگران لخت نمیشد و همیشه لباس های گشاد میپوشید. همچنین در مقابل نامحرم به شدت حیا داشت.
💐یکبار در مراسم یکی از شهدا به "بهشت زهرا(سلام الله علیها)" رفتیم. آنجا "پیکر شهید" را می شستند و مردم نگاه میکردند.
💯ابراهیم گفت: "خدا" کنه ما اینطور نشیم! کسی که آدم رو شستشو میکنه، اگه دقت لازم رو نداشته باشه، جلوی مردم خیلی بد میشه.
🌺بعد ادامه داد: «من که از خدا خواستم مثل "مادر سادات حضرت زهرا(سلام الله علیها)" گمنام باشم و دیگه کارم به غسالخانه نرسه»