ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش
انشاءالله فتح و ظفر نزدیک است
بعثت مردم چند رکن بسیار مهم دارد:
۱. ایمان آگاهانه
۲. مسئولیتپذیری متعهدانه
۳. اتحاد مقدس (ولایت)
📌 حکمرانان جمهوری اسلامی ایران
امشب دوستی از شهید والامقام دکتر مصباح الهدی باقری (داماد امام شهید) نقل میکرد که فرموده بود:
«دکتر لاریجانی سخنان امام خامنهای را خوب میفهمد و دکتر قالیباف خوب عمل میکند.»
حقیقتا این جمله بسیار دقیق و حکیمانه است. این شخصیتها نمونههای برجستهای از حکمرانی عقلانیت پایهی جمهوری اسلامی بوده و هستند.
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3241
برخی از آدمها مثل آفتاب پرست هستند هر دفعه یک موضع میگیرند.
در شرایط پیچیده جنگ و در تحلیل از اتفاقاتی نظیر مصوبات کشوری، روند مذاکره و ماهیت آتشبس، مفاد گفتگوهای محرمانه و ... آفتابپرستان را دریابیم
📌 نظریه تحول جوهری در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی
🔹بزرگترین مفهوم در میان مفاهیم اجتماعی، مفهوم تحول، پویایی، پیشرفت و تکامل است. انسانها فطرتا میل به حرکت، تحول، پیشرفت و پویایی دارند و برای تحقق این میل، اصول و قواعد اخلاقی و حقوقی را ایجاد میکنند تا تسهیلگر فرآیند تحول و تکامل باشند.
🔸اما با گذر زمان، این اصول و قواعد به تدریج در قالب ساختارهای متصلب اخلاقی، حقوقی و اجتماعی تبدیل میشوند که به عادت و ایستایی میگرایند. از اینرو، فطرت تحولخواهی، ابداع و نوآوری انسان آرام نمیگیرد و افقهای جدیدتری را کشف میکند که ساختارهای موجود توان همراهی با آنها را ندارند و حرکت به سمت آن افقهای جدید را بر نمیتابد. در این نقطه، نوعی تضاد میان ساختارهای ایستا و فطرت پویای انسان شکل میگیرد.
🔹انسان بهعنوان عامل فعال، میل به حرکت، تلاش، کشف افقهای جدید و پیمایش منازل نو دارد؛ اما ساختارهای اجتماعی و نهادی، گرایش به حفظ وضع موجود و ایستادن در همین منزل پیموده شده دارند. از همینجا نیاز به ایدهای برای «تحول» شکل میگیرد؛ تحولی که بتواند ضمن بهرهمندی از ظرفیتهای موجود و حفظ سنتها و اصالتهای محقق، راهی برای پویایی و پیشرفت بیابد.
🔸این تحول باید از جنس صیرورت و شدن باشد؛ از جنس پویایی و تکامل. یعنی ظرفیتهای موجود را بشناسد و با استفاده از همان ظرفیتها، لباسی تازه بر تن ساختارهای فعلی کند تا آنها ارتقاء وجودی پیدا کنند. چنین تحولی باید بر اساس حرکت جوهری به تحقق برسد؛ تحولی که مانعزا نباشد، بلکه با اشتداد و ارتقای وجودی، محدودیتها را کاهش دهد و تواناییهای بالقوه موجود را بالفعل سازد.
🔹در این دیدگاه، تحول، از جنس اجتهاد وجودی و صیرورت درونی است؛ تحولی که نه بر پایه انقطاع، نابودی و تضاد دیالکتیکی، بلکه بر پایه تداوم و رشد و همگرایی نیروها اتفاق میافتد. بر همین اساس، نیازمند نظریهای در باب تحول بنیادین براساس اندیشه اجتماعی اسلام هستیم.
🔸متفکران اسلامی معاصر با الهام از قرآن کریم و حکمت متعالیه، همواره بر مفهوم تحول، پویایی، پیشرفت و تکامل بر اساس نظریه حرکت جوهری در حکمت متعالیه تأکید کردهاند و برای آن ایدهپردازی و نوآوری نمودهاند. این اصل باید بهعنوان مهمترین مؤلفه اجتماعی اسلام در نظر گرفته شود و تحلیل سایر مفاهیم و معارف اسلامی نیز بر همین اساس صورت گیرد.
🔹بر مبنای این دیدگاه، در ساختارهای اجتماعی اسلام همچون مسجد نیز باید به مقوله تحول و پویایی توجه کرد. مساجد پس از انقلاب اسلامی برخوردار از پویایی و نوآوری شدند و توانستند ظرفیتهای فراوانی را در جامعه فعال کنند؛ اما با گذشت زمان و ظهور افقهای تازه برای نسل جوان و مسیر تمدنسازی جمهوری اسلامی، انتظارات و توقعات جدیدی از مساجد و کارگزاران آن پدید آمده است.
🔸اکنون باید ساختار مساجد بر اساس افقهای جدید بازخوانی انقلابی و بازطراحی اشتدادی شود تا تحولی وجودی و جوهری در نظام فرهنگی، تربیتی، اجتماعی و اقتصادی آنها ایجاد گردد. این تحول باید بر پایهی حرکت جوهری و اجتهاد وجودی باشد؛ تحولی که در مسیر تکامل و تعالی حرکت کند، نه در مسیر تقابل نیروها.
🔹ائمه جماعات و مسئولان فرهنگی مساجد و بسیج محلات باید در این زمینه توجه کنند که تحول ساختاری باید بر پایهی نظریهی تکامل و حرکت جوهری، و با زوجیت و همگرایی نیروها پیش رود. اگر برخی افراد یا گروهها توان همراهی ندارند، ابتدا باید افقهای جدید را برای آنان تشریح کرد، رشدشان داد، با گفتوگو و به کار گرفتن آنها در برنامهها، افقهای پیشرو را برای آنان تبیین کرد و از طریق این جهاد تبیین، موانع را به فرصت تبدیل نمود.
🔸تنها در صورتی که صاحبان منافع شخصی و گروهی در مساجد عامدانه مانع حرکت و تکامل عمومی اهالی محله و مسجد شوند، باید با برنامهای دقیق و تدریجی، به گفتمان سازی برای جایگزینی نیرویهای تازه و متعهد پرداخت و با مدیریت هوشمندانه صحنه و تعیین وظایف و تکالیف افراد و مطالبه آنها مقدمات ارتقا فکری و روحی افراد یا کنار رفتن آنها را فراهم کرد تا حرکت جوهری تحول در مسیر تکامل جامعه و ساختارهای اسلامی تداوم یابد.
✍ سید مهدی موسوی
پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
#فطرت
#عاملیت
#ساختار
#تحول
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3244
📌تحول درونی؛ زمینهساز تحول اجتماعی
🔹بر پایه نظریهی تحول جوهری و حرکت اشتدادی، باید به این نکته توجه داشت که نقش قابلیت، عاملیت و فاعلیت افراد در جامعه، نقشی اساسی و مرکزی است؛ چراکه محور و موتور محرکهی تحول اجتماعی، خودِ افراد جامعهاند.
🔸جامعهای که در آن افراد عاملیت خویش را شناخته، به نقش و جایگاه خود پی بردهاند و بعثت درونی و تحول روحی و انقلاب فکری را تجربه کردهاند، میتوانند با اراده و آگاهی، بار مسئولیتهای اجتماعی - از جمله مسئولیت تحول، اصلاح و ایجاد تغییرهای خرد و کلان - را بر دوش بگیرند.
🔹هر انسانی زیر بار این تعهدها و مسئولیتها نمیرود؛ مگر آنکه در درونش رستاخیز و بعثتی روحی روی داده باشد و خود را کنشگر مسئول بداند؛ انسانِ تحول یافته، عاملیت و فاعلیت خویش را شناخته، تواناییها و استعدادهایش را کشف کرده و افقهای بلند را پیشِ روی خود میبیند و مجموعهای از تعهدها و مسئولیتهای بزرگ را بر دوش خود احساس میکند. چنین انسانی، «انسانِ مبعوث» است که میتواند تحولی حقیقی در جامعه بیافریند.
🔸اما هر انسانی به تنهایی قادر به ایجاد این تحول اجتماعی نیست. آن بعثت و آتش درونی و رستاخیز فردی باید به سایر افراد جامعه نیز منتقل شود تا هویتی بیناذهنی و آرمانی مشترک در جمع شکل گیرد و به فرهنگ و یک جهان معنایی واحد تبدیل شود. اگر ارادهها و استعدادهای گوناگون در کنار هم، با اندیشهای واحد و هدفی مشترک حرکت کنند، قادر خواهند بود کارهای بزرگی انجام دهند؛ حتی اگر شمارشان اندک باشد.
🔹جمع کوچکِ مبعوث و خودآگاه میتواند بر جمع بزرگِ غافل و حتی قدرتمند غلبه کند؛ مشروط بر آنکه اعضای آن، استعدادهای خویش را کشف کرده، به خودآگاهی و تحول روحی رسیده باشند و از ظرفیت کار جمعی و تشکیلاتی (اتحاد مقدس) برخوردار شوند. از این رو، انقلاب روحی و تحول درونی مقدمهی رشد و تحول اجتماعی است.
🔸اما این تحول روحی چگونه در جامعه پدید میآید؟
پاسخ در جهاد تبیین و گفتمانسازی نهفته است؛ باید افقهای بلند و متعالی را به افراد جامعه نشان داد و انسانها را از کوتهفکری، کوتهنظری و درگیریهای محدود نفسانی و اجتماعی رهایی بخشید.
🔹انسانی که خود را یافته، حقیقت وجودیاش را دیده و آرمانهای بیحد و حصر را درک کرده است، فطرت پویا و خلاق خود را فعال میسازد و از انسانی محدود و زمینگیر، به انسانی آسمانی و بلندنگر تبدیل میشود. چنین انسانی میتواند کارهای بزرگ انجام دهد.
🔸از این رو، جهاد تبیین و گفتمانسازیِ افقهای بلند، شرط اساسی و ضروری تحول است. باید نگاهها را ارتقا داد و افقها را بلند کرد. با نشان دادن الگوهای متعالی و نمونههای موفق به کنشگران اجتماعی، میتوان در آنان نیاز، مطالبه و انگیزهی تازهای ایجاد کرد تا ذائقهشان رشد یابد. پس از این رشد فکری و ارتقای ذائقه است که حرکت و تحول واقعی آغاز میشود و انسانها به تکاپو میافتند تا بتوانند کارهای بزرگ و اثرگذار انجام دهند.
✍ سید مهدی موسوی
پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
#فطرت
#بعثت
#بعثت_مردم
#عاملیت
#ساختار
#تحول
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#مسجد
#اتحاد_مقدس
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3245
🇮🇷«در ایران ما نه تندرو وجود دارد و نه میانه رو.
همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد.
یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایرانِ عزیزتر از جان.»
✍ سید مهدی موسوی
https://eitaa.com/hekmat121/3246
📌ضرورت نوسازی کارگزاران مسجد و سپردن اداره امور به نسل جوان
🔹یکی از مهمترین مسائل در حوزه تغییر ساختارهای فرهنگی، مذهبی، دینی و تربیتی جامعه ما، بحث وجود کارگزارانی است که سالیان سال در فضایی ثابت حضور داشتهاند و همچنان با همان افکار و اندیشههای قدیمی و سابق، عهدهدار امور مسجد و مراکز فرهنگی و تربیتی هستند. عمده این کارگزاران، که از اقشار مختلف جامعهاند، کمتر به عنصر تحول و تغییر باور دارند و در زندگی خود نیز کمتر تلاش کردهاند با مطالعات جدیدتر و با برقراری ارتباطات گستردهتر با مراکز فرهنگی و تربیتی سایر شهرها، بهخصوص تهران و مراکز استانها، خودشان را بهروز کنند و مسجد و نهادهای مذهبی را نیز بهروزرسانی نمایند.
🔸آنها عمدتاً بر همان سنتهای قدیمی و سابق پایبندند و عموماً در مقابل تحولها و تغییرات جدید میایستند. اگر هم تغییر انجام میدهند کاملا صوری و شکلی است و کمتر حقیقت تحول که رشد و صیرورت وجودی است را لحاظ میکنند.
🔹در اینجا چارهای جز تغییر این افراد وجود ندارد. این افراد یا باید خودشان را بهروز کنند و با ارتباطاتی که با مجموعههای فرهنگی بالاتر، قویتر و بهتر برقرار میکنند، مطالعات جدیدترین که انجام میدهند دادهها، اطلاعات و انگیزههای خود را بهروزرسانی کرده، تغییر و تحول را در درون خود بهوجود بیاورند و از این طریق یک تغییر و تحول پایهای و بنیادین را در ساختار فرهنگی و در مسجد پدید آورند؛ که البته تعداد این دسته بسیار کم و نادر است.
🔸کسانی که از سن پنجاه سال به بالا رفتهاند، مشغول زندگی عادیاند، کمتر اهل مطالعه و مباحث علمی و کمتر اهل ارتباطات کشوری با مراکز تربیتی و فرهنگی هستند، معمولاً نمیتوانند این تغییر را در خود بهوجود بیاورند و حتی باور به این تغییر هم ندارند. اگر هم کسی آنها را به این مسیر دعوت کند، چندان میل و باوری نسبت به آن ندارند و غالباً هم نمیپذیرند.
🔸بنابراین ناچار باید به سمت گونه دوم تغییر حرکت کرد و آن، جابهجایی افراد است. افراد قدیمیتر، کسانی که سالها در فضای مسجد و مراکز فرهنگی حضور داشتهاند، باید آرامآرام از عنوان کارگزاری و مجریگری اساسی کنار گذاشته شوند و بیشتر در جایگاه «مشاوران» و «پیشکسوتان» قرار گیرند؛ کسانی که برنامهها را راهنمایی میکنند و راه را به نسل جوان و جدید نشان میدهند. در مقابل، باید نسل جوان و بخصوص نسل نوجوانِ باتجربه، باانگیزه، نوگرا، تحولخواه، روشنفکر و روشناندیش، بهتدریج وارد میدان شده و عهدهدار امور مسجد و محله شوند.
🔹بر این اساس، تغییر کارگزاران مسجد و حضور نیروهای تازهنفس و جوان و حتی نیروهای نوجوان، یک ضرورت اساسی برای بازسازی انقلابی ساختارهای فرهنگی، مساجد و مراکز تربیتی ماست. باید به نسل جوان و نسل نوجوان اعتماد کرد.
🔸مهمترین وظیفه امام جماعت در مسجد این است که با نسل جوان، و بهخصوص نسل نوجوان، ارتباط بگیرد، به آنها اعتماد کند، مسئولیتهای مسجد را به آنها واگذار کند و همچون پدری مهربان و معنوی، در کنار آنها تلاش کند تا آرامآرام از نظر اجتماعی، عقلانی و معنوی آنان را رشد دهد.
🔹طبیعتاً عموم نسل نوجوان شاید آمادگیهای لازم را برای پذیرش مسئولیتهای اجتماعی نداشته باشند و حتی ممکن است اخلاق اولیه اجتماعی را هم ندانند. اینجاست که امام جماعت موظف است با ارتباطگیری واقعی و پدرانه با فرزندان و نوجوانان مسجد، آنها را با آداب اجتماعی آشنا کند؛ اولیات گفتوگوی اجتماعی و اولیات رفتار اجتماعی را به آنها بیاموزد؛ از سلام کردن و احترام گذاشتن شروع کند و سپس آنها را در کارها مشارکت دهد: تکبیر گفتن، اذان گفتن، پخش قرآن، پذیرایی چای و امثال اینها؛ تا جایی که بچهها بتوانند خودشان قرائت قرآن کنند، قرائت دعا داشته باشند، در مسجد هیئت نوجوانان مسجد فعال شود، و مراسماتی مانند «شبمانی در مسجد» یا «اردوها» با حضور مستقیم امام جماعت و مربیان فرهنگی و تربیتی و با همکاری بسیج رقم بخورد.
🔹با این روند، آرامآرام نیروهای جدید رشد میکنند و با یک نگاه تحولخواهانه و نوگرایانه میآیند و کار مسجد را به دست میگیرند. این همان فرایند تکاملی و تحولی مسجد است. طبیعتاً کار بسیار سخت و دشواری است و با مخالفتها و مبارزههای گروههای ذینفع و افراد قدیمی مواجه خواهد شد؛ نزد افراد محله و مراجع ذینفوذ شکایت خواهند کرد و مشکلاتی ایجاد خواهند کرد. اما باید با صبر و استقامت ایستاد و با کار وزین، دقیق، عقلانی و با رعایت اصل تدریج و حرکت مستمر و مداوم، بهآرامی این مسیر را طی کرد تا ساختارهای مذهبی به شکوفایی، پویایی و تحول ویژهای دست یابند.
✍ سید مهدی موسوی
۲:۳۰ بامداد جمعه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
#ساختار
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3247
📌تحول در خدماتدهی مسجد
🔸 حیات هر مجموعه فرهنگی و مذهبی به خدماتی است که به مخاطبان ارائه میدهد.
🔹یکی از اشتباهات بزرگ در مجموعههای فرهنگی و تربیتی ما، ارائه خدمات رایگان بی ضابطه به همهی افراد و مخاطبان است که به نوعی تولید حق کرده و طلبکاری را بهدنبال دارد.
🔸توضیح اینکه زمانی که خدمات تربیتی، فرهنگی، و ورزشی بهصورت رایگان در اختیار همهی افراد قرار میگیرد، آنها عموماً بدون ضابطه و نظم، و بدون رعایت اصول و آداب مقرر، وارد آن مجموعه میشوند و از خدمات آن بهرهبرداری میکنند بدون آنکه خود را مسئول بدانند. با تکرار و طولانیمدت شدن این استفاده بی ضابطه و بیمسئولیت، افراد این خدمات را نوعی حق شخصی خود میدانند و به توقع و انتظارات دایئمب تبدیل میشود. لذا اگر به هر دلیلی این خدمات متوقف شود یا قاعده و نظم جدیدی به خود بگیرد، آن را ظلم و بیعدالتی تلقی میکنند و با اعتراضات مختلف مواجه میشوند.
🔹بهعنوان مثال، در یکی از مساجد، در طول پنج سال، علیرغم منع شرعی، شبستان زیرزمین مسجد بهطرز نادرستی فضایی برای فوتبال بچهها تبدیل شده بود. بچهها بدون هیچگونه نظم و قانونی در ساعتهای مختلفی به آنجا میآمدند و فوتبال بازی میکردند، بدون اینکه در کارهای مسجد و امور معنوی رشدی حاصل کرده باشند. پس از تغییر مدیریت مسجد و تصمیم مدیر جدید به احیای شبستان طبق احکام شرعی و جلوگیری از برخی امور ناهنجار، مشکلاتی پیش آمد؛ زیرا برخی از اهالی محل و خود بچهها با این تغییر مخالف بودند و خود را صاحب حقی میدانستند که حالا از آنها سلب شده است. با همه توضیحات ارائهشده در مسجد دربارهی شرعی نبودن آن استفادهها و ضرورت تحول و تغییر، آنها از قبول این تغییر امتناع کردند و آن را ظلم و بیعدالتی تلقی کردند.
🔸این مشکل اساسی نشاندهندهی ضعف در برنامهریزی و نظم در فعالیتهای فرهنگی است. اگر از همان ابتدا برای استفاده از امور مسجد و کانونهای فرهنگی، قواعد و ضوابط مشخصی تدوین میشد و خدمات اضافی که ارائه میگردید، مشمول قانون و قاعده و پرداخت هزینههای مشخص از جنس قبول مسئولیتها میشد، این نوع از حقپنداری و توقعات بیجا شکل نمیگرفت و افراد همواره تابع نظم و قوانین مختص آن ساختار میشدند.
🔹بهاختصار، خدمات و مجموعههای فرهنگی نمیبایست رایگان و بدون عوض باشند، بلکه باید نکات مهمی رعایت گردد:
✔️حتماً برای خدمات، یک آییننامه انضباطی دقیق تدوین شود که افراد ملزم به رعایت آن باشند.
✔️در عوض هرگونه بهرهمندی از خدمات ورزشی، تفریحی و آموزشی، هزینهای مشخص و کاملا واقعی تعیین شود و افراد ملزم به پرداخت همه آن هزینه باشند. البته روشن است که مقصود از هزینه صرفا پرداخت مالی نیست بلکه علاوه بر آن پذیرش مسئولیتها و انجام خدمات هم هست.
✔️ میتوان برای برخی از خدمات، تخفیفهایی برای متربیان و دانشآموزان در نظر گرفته شود که به نوع خدمات ارائهشده متناسب باشد.
✔️ مدت زمان ارائه خدمات باید بهصورت ماهانه، فصلی یا سالانه تنظیم شود تا حقطلبیای شکل نگیرد.
✔️این نکته را باید توجه کرد که خدمات ارائه شده برای رشد افراد است لذا فرآیند رشد با مربیان و دانشآموزان باید مشخص باشد تا صرفاً حضور افراد در مجموعه کافی نباشد و رشد و تعالی آنها ارزیابی شود.
🔸 با رعایت این چند نکته، تحول در خدمتدهی مسجد امکانپذیر میشود و این خدمات میتواند به رشد و تعالی افراد و گروههایی که وارد آن مجموعه میشوند، کمک کند.
🔹چند اثر براین نکات مترتب است:
- ایجاد نظم و احترام به حقوق دیگران؛
- کاهش رفتارهای نامناسب و بینظمی؛
- تشویق به حس مسئولیتپذیری میان اعضا؛
- بالا رفتن سطح خدمات به دلیل نیاز به رقابت و حفظ کیفیت؛
- کاهش احساس حقطلبی، زیرا مشخص است که خدمات مشمول هزینهاند؛
- ایجاد احساس اعتماد و همکاری بیشتر؛
- شفافسازی انتظارات میان مدیران و مخاطبان؛
- ایجاد فرصتهای بیشتری برای ارزیابی و بهینهسازی خدمات در هر دوره؛
- ایجاد یک چرخهی مفید برای بازخورد و بهبود عملکرد؛
- تشویق افراد به پیشرفت در ابعاد؛ مختلف زندگی، از جمله معنوی، اخلاقی و علمی؛
- توانمندسازی مربیان و مدیران برای طراحی برنامههای بهبود و رشد؛
- تضمین آنکه خدمات ارائهشده واقعاً در راستای رشد و تعالی مخاطبان باشد.
✍ سید مهدی موسوی
ساعت ۹:۱۵ صبح روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ چند دقیقه قبل شهادت امام شهید
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3248
📌از تغییرِ معنا تا دگرگونیِ جهان
🔹در مسئله «تغییر» و «تحول»، باید به این نکته بنیادین توجه داشت که تغییر و تحول، صرفاً در ابعاد فیزیکی و روبنایی رخ نمیدهد. به این معنا نیست که اگر مجموعهای از ابزارها، فناوریها، وسایل و حتی افراد پیرامون خود را تغییر دادیم، لزوماً تغییری اصولی صورت گرفته است. همچنین، این تصور که هرچه تغییرات سختافزاری و ظاهری بیشتر باشد، تغییر نرمافزاری و عمقی نیز بهتبع آن حاصل میشود، معادلهای دقیق و صحیح نیست.
🔸تغییر واقعی، از طریق نفوذ و ورود یک «معنا» به جهان ذهنی و معنایی انسان رقم میخورد. اگر انسانی با رویهای عادی در جریانِ طبیعی زندگی حرکت میکند و قصد تغییر دارد، ضرورتی ندارد که یکباره تمامی ساختارها، برنامهها، زمانبندیها، محل سکونت، شغل یا حتی هویت ظاهری خود را دگرگون کند. چنین تغییری نهتنها لزوماً به معنای تحول واقعی نیست، بلکه در عمل نیز امکانپذیر و صحیح نخواهد بود؛ چرا که انسان نمیتواند تمامی ابزارها و متعلقات زیستی خود را به یکباره تغییر دهد.
🔹در مقابل، لازمهی تغییرِ حقیقی، ورود یک «معنای جدید» به دستگاه اندیشه و محاسباتی ذهن است. با ورود این معنا و گشوده شدن افقِ نگاهی نو، همان موضوعات، ساختارها و ابزارهای پیشین، بهتدریج معنای متفاوتی پیدا میکنند و از منظری دیگر نگریسته میشوند. این دگرگونی در جهان معنایی که افقهای تازهای را پیش روی انسان میگشاید، میتواند بهمرور به تحولی عمیق در تمامی بخشهای زندگی و ساختارهای اجتماعی منجر شود.
🔸معمولاً افرادی که در برابر تحول ایستادگی میکنند، کسانی هستند که ذهنی بسته دارند و مسائل را تنها از دریچهی تجربیات گذشته میبینند. اما اگر زمینه باز شدن ذهن آنها فراهم شود و افرد بتوانند افقهای نو را ببیند و لحاظ کنند، آرامآرام و حتی بهصورت ناخودآگاه، به انسانی نو تبدیل میشوند و توانایی انجام کارهای بزرگتری را مییابند. همچنان که شاعر میگوید:
«بیا تا گل برافشانیم و مِی در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم»
این «طرح نو»، در حقیقت حاصلِ «شکافتن سقفِ نگاهِ پیشین» و ورودِ معنایی تازه به فضای زندگی است که باید به آن توجهی ویژه داشت.
در فضای ساختارهای فرهنگی و مذهبی هم کافی است که یک معنای جدی و افق نو طراحی و عرضه شود. ورود همین معنای جدید و افقهای نویت، به تدریج، فضای حرکت و تحول جمعی را به وجود میآورد و غیرممکنها را ممکن میسازد.
✍ سید مهدی موسوی
شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#جهان_معنایی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3249
📌 دو رویکرد در تربیت فرهنگی و مذهبی؛ از تخصصمحوری تا بسترسازی عام
در مجموعههای فرهنگی، تربیتی و مذهبی دو رویکرد متفاوت در امر تربیت وجود دارد:
۱. رویکرد تخصصمحور
در این نگرش، مجموعهی فرهنگیـتربیتی هدفی خاص و مشخص را برای خود تعریف میکند و جامعهی هدف محدودی را برمیگزیند. این مجموعه با تمرکز بر همان جامعهی هدف، فعالیت تربیتی و فرهنگی خود را آغاز میکند.
بهعنوان نمونه، مؤسسهای ممکن است تربیت نسل نوجوان را با هدف پرورش نخبگان علمی در دستور کار قرار دهد. در این حالت، تمام امکانات، استعدادها و ظرفیتها صرف تعدادی محدود از افراد برگزیده میشود؛ افرادی که بر اساس معیارها و ضوابط اولیه گزینش شدهاند و مخاطب اصلی فعالیتهای مجموعه بهشمار میآیند.
این شیوه معمولاً در مؤسسات آموزشی یا تربیتی تخصصی مدنظر قرار میگیرد و میتواند به موفقیتهایی نیز دست یابد.
۲. رویکرد بسترساز و محیطمحور
در این روش، هدف اصلی ایجاد زمینه و بستر مناسب برای فعالیتهای تربیتی و فرهنگی در محیطی بازتر با مخاطبانی عامتر است.
در چنین فضایی، کارگزاران فرهنگی میکوشند محیطی فراهم آورند که افقهای فکری و نگاهها تبیین شوند و امکان رشد و تربیت برای افراد گوناگون پدید آید. در اینجا خودِ افراد (متربیان) هستند که با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود، مسیر رشد، تعالی و حرکت خود را انتخاب میکنند.
کارگزاران فرهنگی نقش بسترساز و زمینهساز دارند؛ مأموریت آنان شناخت و فعالسازی عاملیت افراد، طراحی افقهای فکری و معرفی شیوهای نو از زیست مؤمنانه و حرکت فرهنگی است تا افراد بتوانند اهداف تخصصی خود را در بستر فراهمشده جستوجو کنند.
در این الگو و رویکرد، نقش راهبری و هدایت مجموعه پررنگتر از نقش آموزشی مستقیم است.
❇️کاربرد دو رویکرد
نوع اول مناسب مؤسسات و مراکز تخصصی است؛ نهادهایی که از ابتدا بر اساس هدفگذاری دقیق و مخاطب خاص طراحی میشوند و میتوان برنامهها را متناسب با آن تنظیم کرد.
اما فضاهایی مانند مسجد، حسینیهها و مراکز عمومی که دارای عقبهی تاریخی و مردمی هستند و برای فعالیت عامالمنفعه و مشارکت حداکثری مردمان شکل گرفتهاند، نمیتوانند از الگوی نخست بهرهگیرند. در این مکانها باید از رویکرد دوم (بسترسازی) استفاده کرد.
❇️مسجد؛ کانون فرهنگی و تربیتی در تمدن اسلامی
مسجد، مهمترین محور فرهنگی و تربیتی در تمدن اسلامی است؛ مکانی برای حضور عمومی مردم که مرکز فعالیت محله و شهر محسوب میشود. همهی اقشار جامعه - زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوجوان - با گرایشهای مختلف فکری، سیاسی و اجتماعی، مخاطبان مسجداند.
بر همین اساس، مسجد موظف است خدمترسانی فرهنگی و تربیتی فراگیر داشته باشد. برای فعالسازی ظرفیتهای مسجد باید از الگوی بسترسازی فرهنگی و تربیتی استفاده کرد؛ الگویی که بر رشد آگاهانه و انتخابی مردم مبتنی بر عاملیت مسئولانهی آنان تأکید دارد.
در این بستر، افراد خود مسیر رشد و انتخاب را مییابند و شکل میگیرند. البته تحقق این هدف مستلزم برنامهریزی منسجم و چندلایه در مسجد است تا ضمن بهرهگیری از همهی ظرفیتها برای اقشار مختلف، جریان تربیتیِ ویژهای برای نوجوانان و جوانان شکل گیرد و آیندهی ایران اسلامی را بسازد.
❇️الگوی انبیا و نقش مدیران تربیتی
انبیا الهی به عنوان مربیان تربیتی و باغبانان فرهنگ و انسانیت، نیز در تربیت جامعه از همین الگوی محیط و بسترسازی بهره میگرفتند؛ آنان با ایجاد جامعهای متعادل و محیطی آماده، زمینهی فعال شدن فطرتها، رشد جمعی و انتخاب آگاهانهی افراد را فراهم میکردند.
مدیران فرهنگی و تربیتی، در این میان، نقشی همانند «باغبان» دارند؛ باغبانی در بوستانی که درختان گوناگون و گیاهان متنوع دارد. آنان باید با دقت، علفهای هرز را کنار بزنند، آبِ معرفت دینی را به ریشهی هر نهال برسانند و امکان شکوفایی استعدادهای گوناگون را فراهم کنند تا باغ انسانیت به بار بنشیند.
✍ سید مهدی موسوی
یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
#بازسازی_انقلابی_ساختارهای_فرهنگی
#جهان_معنایی
#تحول
#مسجد
•┈┈••✾••┈┈•
❇️ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121/3250