⁉️*ازدواج* بخش مهمی از زندگی است، اما قرار نیست همهی زندگی باشد؛ بحرانها میتوانند زاویه دید انسان را تغییر دهند.
_بحران انگار ذهن را مجبور میکند که هر تصمیم فوری را بهتر از "ماندن"ببیند؛ درحالی که ازدواج برای شکلگیری، نیازمند شناخت، آرامش ذهنی و هدفهای روشن است.
♦️*بخش دوم نشست* "ازدواج در بحران" با حضور سرکار خانم محمدی(دانش آموخته حقوق زنان و مطالعات خانواده)
#نشریه_حلما
#جامعه_اسلامی_دانشجویان_دانشگاه_ارومیه
🔹| @urmiajad |
🔸| @helma_jad |
بسم خالق مادر
در انتظار اولین آغوش
چه انتظاری زیباتر و شیرینتر و قطعاً سختتر از انتظار یک مادر در به آغوش کشیدن فرزند دلبندش است؛ که ماههاست با جادوی عشقش او را در تار و پود وجودش رشد داده؟ چه لحظههایی که مادر، از تصور شانه زدن موهای دخترکش، از لحظههای بوییدن گردن پسرکش، از بوسههای بر گونه و پیشانی نرم و لطیفش، و از صدا و قهقههای فرزند کوچکش، قلبش به تپش درآمده و امید را دوباره در خودش زنده کرده است. مگر داریم منتظری بالاتر از مادر که به خوبی معنای عاشقی را به تصویر میکشد؟ کلمۀ مادر به خوبی جلوهگر همان گل تشنهای است که چشم انتظار بارانی است که او را سیراب میکند؛ بارانی از جنس تولد، تولد دلبندش.
آری، قصۀ انتظار مادر بسی دراز اما شیرین است.
زهره هم روز به روز در انتظار تو، تاریکی خستگی و ناامیدیاش را به سپیده دم تولد تو میسپرد. سمانه منتظر بود که تو با وجودت همان رنگ و بویی شوی که زندگیاش با وجود آن جان میگرفت. نزدیک شدن به پایان انتظار تو، نور شوق و امید را چنان در دل و وجود محدثه روشن میکرد که انگار نوری بود بی پایان. ضربان قلب تو تنظیم کنندۀ نبض زندگی انسیهای بود؛ که حتی تصور آغوش تو زدایندۀ همۀ خستگیهای تنش بود.
نشریه حلما
بسم خالق مادر در انتظار اولین آغوش چه انتظاری زیباتر و شیرینتر و قطعاً سختتر از انتظار یک مادر
آری، آنها هم در آستانۀ مادر شدن بودند؛ مادرانی که چشم به مسیر آمدن فرزندان نوگلشان دوخته بودند. اما چه شد؟ چه شد که ناگهان نور امید دیگر طلوع نکرد؟ چه شد که اینبار به جای طنین بلبلها، هیاهوی بمبها و موشکها آخرین صدا و صحنهای شدند که در چشم و دل آنها ماندگار شد؟ چه شد؟ این دنیا هم با تمام ابهت و با تمام نیرویش نمیتوانست اکسیر عشق این مادران را بشکند، اما چه شد که ناگهان این موشکها از دل تاریکترین و کثیفترین سنگدلان و کودکشان عالم، بر فراز آسمان تهران، میناب، بروجرد و هشتگرد به پرواز درآمدند و پایانی شدند برای این انتظار شیرین؟ قاتلی شدن بر آخرین نفسهای گرم این مادران منتظر در زیر آوارها، که هنوز نور امید در دلشان بود.
کسی چه میداند، شاید انتظار این مادران که حال کلمۀ «شهیده» در کنار اسمشان نقش بسته، در باغ بهشت، در میان رایحه های گل لاله، زیر سایۀ رحمت حضرت عشق، با به آغوش کشیدن فرزند نوگل و دلبندشان به پایان رسیده. کسی چه میداند، شاید مادر و فرزند با هم پر کشیدند تا درد و رنج فراق دیگر طاقتفرسا نباشد.
اما از خون این مادران و فرزندان، شیرزنان و دلیرمردانی ایرانی همچون سلیمانیها خواهد رویید که سخت انتقام خواهند گرفت از امریکا و اسراییلی که دستشان به خون میلیونها مظلوم آلوده شده. آن روز دیر نیست.
________________
✍️فاطمه قیانلوی، دانشجوی کارشناسی فقه و حقوق اسلامی
#نشریه_حلما
#جامعه_اسلامی_دانشجویان_دانشگاه_ارومیه
🔹| @urmiajad |
🔸| @helma_jad |
🇮🇷ازشیر مادر تا پرچم مقاومت جاودان🇮🇷
در قلب تپندۀ خودرویی که در مسیر افتخار میراند، کودک یک و نیم سالۀ وطن، در آغوش پدر، چون نگینی بر تاج افتخار میدرخشد. شیشۀ شیرش، جام پیروزی، در یک دست، و پرچم سه رنگ وطنش، گویی که خود حیات و پویایی سرزمینش است، در دست دیگرش، برافراشته است. چشمان مقتدر و نافذش، با نگاهی که فراتر از سن او است، از پنجرۀ ماشین به بیرون مینگرد؛ نگاهی که صلابت کوهستان و درایت تاریخ را در خود دارد. کودک ما، جرعهای از شیر، نه از برای رفع عطش، که چون داشتن بیعت با آرمان وطن، می نوشد. طعم آن، طعم میهن است، طعم استقامت. سبیل شیری بر لبانش، همچون نشان افتخاری است بر چهرۀ پاکش. آنگاه، دستان کوچکش، اما با قدرتی که از اعماق تاریخ برمیخیزد، پرچم را بلندتر میگیرد. تکان پرچم، نه یک حرکت صرف، که رجزخوانی خاموشی است به سوی دشمنان:
«ای دشمنان وطن! بدانید! این دستهای کوچک، که امروز لایق در دست گرفتن این پرچم مقدس شدهاند، روزی مدافعان سرسخت این آب و خاک خواهند شد. این اراده، که امروز در نگاه من میبینید، از جان شیران این سرزمین جوشیده! ما کوچکیم، اما قلبمان به وسعت تمام وطن میتپد. روح ایستادگی در کالبد ما دمیده شده، ما ایستادهایم و هرگز از پا نخواهیم نشست! هرگز گمان مبرید که کوچکی ما، نشانۀ ضعف است، که ما وارثان پرچم سربلندی هستیم!»
________________
✍️رقیه رضوی، پسادکتری بهداشت مواد غذایی
#نشریه_حلما
#جامعه_اسلامی_دانشجویان_دانشگاه_ارومیه
🔹| @urmiajad |
🔸| @helma_jad |