°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌷 #هر_روز_با_شهدا_٤۳ #مشتى_خاك_به_پيشگاه_خداوند_متعال .... 🌷توی گلزار شهدای قزوین وقتی از کنار مزا
🌷 #هر_روز_با_شهدا_44
#بى_خوابى_صدام
🌷يك شب در منطقه طلائيه در سنگر خوابيده بوديم كه ناگهـان آب بـا شدت زياد وارد سنگر شد. مانده بوديم كه اول وسايلمان را جمع كنيم يا اول از سنگر خارج شويم. خلاصه پتوهايمان را زير بغـل زده و از سـنگر بيرون پريديم. وقتى رفتيم بيرون، متوجه شـديم نيروهـاى عراقـى آب را پمپاژ كرده و به سوى سنگرهاى ما فرستاده اند.
🌷يكى از بچه ها كه بدخواب شده بود، بـا لحـن غـضب آلودى گفـت: خدا لعنتت كند صدام! تو روز و شب حاليت نيست، بابا سـاعت يـازده شب است، بگير بخواب، فردا هر غلطى خواستى بكن!
🌷بچه ها كه از خيس شدن در آن موقع شب و در آن هواى سرد خيلـى دلخور شده بودند، با اين حرف دوستمان همه چيز را فراموش كرده و از ته دل شروع به خنديدن كردند. او مى گفت: انگار صدام بـى خوابى بـه سرش زده كه نيمه شب هم ول كُن ما نيست!
راوى: رزمنده عباس سالارمحمدى
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f