برادر جان کجایی؟.pdf
حجم:
253.7K
داستان ویرایش نشده است
نام : #ماه_ابدی
قسمت چهارم : برادر جان کجایی؟؟
داشتم این بیلبورد ها و علامت های راهنما رو می دیدم که وسطشون سیاه شده
مادر گرامی فرمودند اینارو بچه ها از چهارشنبه سوری به این روز انداختن😂
دستشون درد نکنه گدرتمند حاضر شدن
چون ارتفاع اینا از حالت عادی زیادی بلند تره
یعنی بچه های دو سه تا محله رو ببرن سمت مرز اسرائیل و لبنان به ساعت نکشیده هر کی اونجاست رو جزغاله می کنن فلسطین آزاد شده تحویل میدن😂
خیلی خوب می شد اگر یکی درمورد حضرت احمد بن موسی علیه السلام چیزی می نوشت یا می گفت .
اصلا درمورد امام هادی یا امام حسن عسکری علیهمالسلام
یا اصلا قربونش برم آقا امام حسن مظلومم:))) خیلی مظلومن آقا امام حسن علیه السلام
فکر کن پر از کرامت
یکی از پنج تن
کسی که اصلا به خاطر اون حضرت آدم بخشیده شد و هزاران پیامبر پیش از پیامبر اسلام با ایشون آزمایش شدند ولی شیعه هاشون چیزی ازش نمی دونن:))) بمیرم براش نه به خاطر دلسوزی
به خاطر عشق به کسی که بهمون زندگی داد
بهشت ؟
داری می پرسی بهشت برای من کجاست ؟
مشخصه
یک عالمه کتاب پر مفهوم و سنگین بدون ترس از پایان زمان یا اینکه یکی بیاد برام سخنرانی کنه
هر سخنرانی نه
سخنرانی های خوب خوب ازونایی که مثلا خانم فیاض بیاد تو یک ربع یجوری برات حرف بزنه تو باهاش نیم ساعت گریه کنی
یا ازونایی که واست حرف بزنن باعث بشن گشنه بشی به شنیدن
دلت بخواد با ولع فقط گوش بدی ببینی چی برات می گن
یا یک بحث با چند نفر غیر متعصب سر یک موضوع خیلی مهم و حیاتی :)))
بهشت من اینه و تمام
هدایت شده از بینهایت
بیا به خانهی آلالهها سری بزنیم
ز داغ، با دل خود حرف دیگری بزنیم
شبی به حلقهی درگاه دوست دل بندیم
اگر چه وا نکند، دستکم دری بزنیم
تمام حجم قفس را شناختیم، بس است!
بیا -بهتجربه- در آسمان پری بزنیم
به اشک خویش بشوییم آسمانها را،
ز خون به روی زمین رنگ دیگری بزنیم
اگر چه نیّت خوبیست زیستن، اما
خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنیم
✍🏼 قیصر امینپور
♾️ @binahayat_ir
از روضه شروع شد .pdf
حجم:
155K
داستان ویرایش نشده می خوانید ؟
نام : #ماه_ابدی
قسمت پنجم : از روضه شروع شد
ازین به بعد قسمت هارو با هشتگش دنبال کنید🌛