هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
قدر دوستای درازتونو تو این روزای پر توت بدونین..
@Ekhrajiha
هدایت شده از بُرنا پِلاس
#برش_کتاب
_ مسعود! الآن داشتم فکر میکردم که کاش جای ماه بودم، اما بعدش دلم نخواست؛ یعنی حس کردم که ماه بودن برام کمه. میدونی چرا؟
صدایش آرام است و از آن مسعود پر شر و شور خبری نیست.
_ جالبه! چرا؟
_ دارم فکر میکنم که آدم تا کجا میتونه پیش بره. منظورم رو متوجه میشی؟
مسعود من دلم نمیخواد مثل همهٔ آدمها باشم. امروز مامان حرف عجیبی زد. میگفت: این همه دور و برمون کسایی هستند که مدرک گرفتند و هیچ. راست میگفت این همه درس خوندن و مدرک گرفتن که چی بشه؟ که به همه بگن لیسانس داریم یا ارشد. خب بعدش چی؟ آدم احساس کوچیک بودن میکنه.
هستی داداشی؟
در کشمکشی میان خواستن و پرهیز افتاده بود. مدام در ذهنش حرفها و فکرها میرفت و میآمد.
- چرا باید با دختری که هیچ ربطی به من ندارد کلکل کنم؟
- خب بیچاره تنهاست. لابد از دست من کاری برمیآید که ممکن است از دست دیگری برنیاید...
- دخترها و پسرها رابطهشان با هم در هر مرحلهای که باشد یک دزدی است. سراغ جسم و روحی میروی که برای تو نیست. آیندهای را خراب میکنی با دزدیدن امروزش، چون میخواهی لذتی نقد را ببری. لذتی که زاویههای دیگر مول اعتماد و صداقت و اعتقاد را خراب میکند.
به خودش که آمد، صدای اذان در خیابان پیچیده بود.
رنج مقدس📚
☄کانال واحد نوجوان مؤسسه مصاف(برنا پلاس)
https://eitaa.com/borna_pluss
هیچکس : از فلان غذا بدم میاد
از فردا صبح ، اخبار :
کشور های اروپایی طالب اصلی خرید غذاهای مورد نظر شدند .
کارشناسان برین باورند که جنگ جهانی سوم نه بر سر کشور ها و نه بر سر آب بلکه بر سر فلان غذا می باشد .
انواع فواید مصرف فلان غذا و...
هدایت شده از بُرنا پِلاس
#برش_کتاب
از پدری که فانی است و میمیرد
به تو نوهٔ عزیزم!
پدری که میبیند؛ زمان دارد با سرعت میگذرد. طوری که تو حتی نمیتوانی برای یک لحظه نگهش داری و...
لیلا جان!
من کسی هستم که زندگیام را پشت سر گذاشتهام، بدون آنکه حواسم باشد پیر شدم، و هیچ چارهای هم در مقابل این خاصیت دنیا نداشتم.
این روزها دیگر دارد وقت من تمام میشود. در حالیکه تو اول راهی، اول راه شیرین جوانی.
همان راهی که یک روز من با چه آرزوهایی اولش ایستاده بودم و فکر هم نمیکردم به آنها نرسم، فکر نمیکردم کودکی و نوجوانی و جوانی پرشور و شیرینم اینقدر زود بگذرد، و دچار این همه بلا و سختی بشوم.
باور نمیکردم که به این سرعت تمام شود، در حالیکه من هنوز تشنهٔ یک روز دیگر آنم.
اما این قانون دنیاست: تمام شدن.
فقط مواظب گولت نزند که فکر کنی دائمی در آن میمانی.
من و مادربزرگت دیر یا زود میرویم. توی عزیزدردانه میمانی و خواهش پدر پیرت این است که: بمان، اما خودخواه و هواپرست نمان.
با خدا بمان عزیزدلم.
رنج مقدس 📚
☄کانال واحد نوجوان مؤسسه مصاف(برنا پلاس)
https://eitaa.com/borna_pluss
چای قند پهلو
کونیکوووو🤣🤣🤣🤌🏻🤌🏻🤌🏻
عه مستشار توییییییی؟؟؟؟😂
فکر کنم تنها کسی ام که نشستم هر صد و دو قسمتش رو آنلاین دیدم🙂و نه تنها این بلکه کاری کردم همه با قهوه تلخ یاد من بیوفتن
این گدرت کم چیزی نیست😔😂
او.pdf
حجم:
150.3K
داستان ویرایش نشده می خوانید ؟
نام : #ماه_ابدی
قسمت هفتم : او
چشم های من
این جزیره ها که در تصرف غم است
این جزیره ها که از چهارسو محاصره است
در هوای گریه های نم نم است
گرچه گریه های گاه گاه من
آب می دهد درخت درد را
برق آه بی گناه من
ذوب می کند
سد صخره های سخت درد را
فکر میکنم
عاقبت هجوم ناگهان عشق
فتح می کند
پایتخت درد را
اردیبهشت ۶۷ ، قیصر امین پور
زمانی که به شاعران و نویسندگان داستان های عاشقانه گوش می دهید نباید انتظار داشته باشید که همه چیز بر طبق مراد عاشق و معشوق ماجرا پیش برود.
همواره یار غایبی وجود خواهد داشت که باعث آموزش و معنا بخشیدن عشق به عاشق می شود .
این اشک و درد و دوری است که خمیرمایه انسانی را در دست می گیرد
اورا ورز می دهد
با سختی دادن ، عشق را در آدمی پرورش می دهد و بر او
نام «انسان» می نهد .