تو راهرو مست و ملنگ راه میرم یدور ادای شوالیه ای رو درمیارم که اومده پیش مافوق اش(بخونید ولیعهد)
یدور هم ادای آمورو رو درمیارم توی پرونده قطار وقتی خودشو معرفی می کرد(🥹)
اینا همش عوارض تنهایی در خوابگاهه
جوری که هیچ کدوم از پیام هام با اون یکی حتی هم جهت نیست چه برسه هم محتوا✨
زیبا نیست؟
شگفت انگیز نیست؟
https://eitaa.com/yuu_izumi/1536
یکی گفت حرف از سیاست نزن، سیاسی نباش و متن و حرفات رو از این وادی بکش بیرون
ولی من تنها حلقه اتصالم با خودم همین حرف هاست و همین کارها
منم دارم درسی رو میخونم که اونقدر بهش علاقه ندارم که هنوز بهم میگن درس و محتوای موردعلاقم محیط فاسد و مضر و بدیه
این آخرین ریسمان من با مهدیه سیزده چهارده ساله است
حالا شیخ اینجاست میخنده به حرفم ولی بهم میگن تو خانواده که من زیادی بسیجی و تندروام😔☕️😂باید درصدم کم بشه
برای اولین یادداشت ام هیجان زده ام
یعنی واقعاً تایید میشه؟🥲
راستی از تلفنی نوین با شما سخن می گویم)
آخرین لطفی که بدنم تونست در حقم بکنه اینه که گذاشت خیالم از بابت فشار امتحانات خلاص بشه و بعد مریض بشم✨بدنم درد میکنه عالیه کی میخواد ساک جمع کنه؟
هدایت شده از Turo 🎒
تازه متوجه شدم من انرژی زنانه ندارم من بصورت جدی فقط انرژی مردانه دارم😂مثلا الان که تب کردم و مریضم حس میکنم باید وصیت کنم و رو به قبله بخوابم