پرده اول:
خدایا دلم غمگین و تنم خسته است اما امید دارم هنوز به بزرگی ات؛ به قادر بودنت که ولی خدا را در مهلکه عاشورا نجات دادی و امید دارم به مهربانی که آخرین حجتش را برای مردم زمین فرستاد. الله اکبر!
خدایا پاک و منزهی، بلند مقام و بزرگواری و خدای قادری جز تو وجود ندارد. الله اکبر!
خداوندا تو صحنه گردانی و ما بندگان ذلیل و ضعیف که جز تو یار و یاوری ندارد و چشم امیدش برای روزگار تنها در ید تو می بیند. الله اکبر!
خدایا الحمدالله که اسماعیل علیه السلام را پیش چشم هاجر سلام الله سیراب کردی و اورا به ابراهیم علیه السلام بخشیدی و بازگردانی.
خدایا الحمدالله که حسین بن علی علیه السلام را عاشقانه در آغوش گرفتی و خودت خون بهای خون خودت شدی. خدایا الحمدالله از این کرب عظیم و درک کوچکی که به ما دادی وقتی غم از دست دادن ولی را بر ما چشاندی. الله اکبر!
خدایا! خداوندا!
محبوبم و معشوقم!
شهادت می دهم که تو یگانه ای و جز تو الهی نیست. شهادت می دهم که بنده محبوبت، محمد صلی الله علیه و آله بنده خاضع و فروتن تو بود که از بندگی تو به مقام رسالت رسید. پس درود بفرست بر محبوبت و رفیع کن درجات پیغمبرت را.
سلام بر تو ای پیامبر صلی الله علیه و آله.
سلام بر بندگان و عابدان صالح.
سلام بر همه مقربان و محبوبان و واصلان. الله اکبر!
حالا در این صبحگاه، سلام بر تو سید علی حسینی خامنه ای، عبد صالح خدا!
من تازه رسیدم اسکان
کِی حرکت کردیم؟ یک ربع به ده✅
ناخونم شکست
چادرم به صورت خیلی واضح جر خورد (لازم به ذکره یه شلوار هم از دست دادم؟)
یجاهایی میخواستم یکیو بزنم و در انتهای مسیر یکجوری آمپر چسبوندم که میخواستم هرکس بهم گفت بالا چشمت ابروعه رو بزنم(گفتن بهم ولی نزدمشون❤️)
آسایشگاه روانی 🪖
من تازه رسیدم اسکان کِی حرکت کردیم؟ یک ربع به ده✅ ناخونم شکست چادرم به صورت خیلی واضح جر خورد (لاز
از وقت خادمی امروز هم رد شد و دیر رسیدیم و خلاصه همون جمله جلبک کف دریا زندگی بهتر و مفید تری از من داره و این صحبت ها
میدونم امروز نمیخواستم کانالم اینجوری بشه ولی واقعاً نمی گفتم تو حلقم گیر می کرد🧑🏻🦯
هدایت شده از مُجال
Mojall5559332102488792835_814509115011000.mp3
زمان:
حجم:
10M
مُجال - خداحافظی نمیکنم
@mojallofficial
آسایشگاه روانی 🪖
مُجال - خداحافظی نمیکنم @mojallofficial
تنها ترسم من تو دنیا
دنیای بدون تو بود...
به محض پایان شیفت اومدیم و تا رسیدیم گفتن اقارو بردن:)
زودتر از وقتی که برای پایان اعلام کرده بودن. اجازهچه کاری رو الان دارم تا با خودم انجام بدم؟(تازه درامای وسطش و معذب بودنم رو فاکتور میگیرم)
برادر پاسدار خودت شاید ندونی ولی جمله ای که گفتی خیلی خیلی سنگین بود. ازون جمله ها که کوچک و بزرگ باید هی با خودشون تکرار کنند:« خانم ها یکم فکر کنید چرا اومدید اینجا؟ بابت یک ساندویچ (بخونید نفت، بخونید مقام، شهرت، ده تومن، ده میلیون، ده میلیارد) حق الناس میوفته گردنتون. برید داخل صف»