بابا همه یکی دوتا درس زیر ده داشتن یا مشروط شدن یا افتادن اون لامصب کدوم گوریه مردم از فضولی که چی رو افتادم😭😭😭🤣🤣🤣
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
یک عذرخواهی درست ۳ بخش داره:
۱ - ببخشید
۲ - برات پیتزا میخرم
۳ - باشه برات ۲ تا پیتزا میخرم
@Ekhrajiha
من سه روزه حدود ده تا سایت رو تا الان بالا و پایین کردم تا پارت جدید داستانم رو بنویسم و نه تنها نصف امروز که آخر هفته های قبلی هم داشتم روش کار می کردم و به خدای احد و واحد اگر وورد قابلیت بازگشت نداشت دوتا چک می زدم تو گوشش و به کتفم که بزرگتر از من بوده و از پارسال گفتم کاری به کارش ندارم
یعنی یه دعوایی می کردم که بحث های پارسالم توش شوخی باشه و اصلا برام اهمیت نداشت فامیل خونمون هستند
یعنی این سطح عصبانیت ازوناست که فقط نگار و زینب دیدنش 🙂☺️ توانایی خفه کردن هردوست و آشنا و غریبه ای رو دارم
یعنی حتی اگر استاد صدر باشی با درآمد میلیونی و مجموعه و کار بزرگ هم
تهش وقتی می خندی خودتو میزنی 🌛💔
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرد تو قدس النا خوندی این حرفا یعنی چی اخه🤌🏻
در حد مرگ می خواهم بشینم گریه کنم 😀 گاهی اوقات با خودم میگم چرا آنقدر اون باید تافته جدا بافته باشه
باشه اون کمر درد داره ولی من آرتروز گردن ندارن یعنی؟ یعنی چون نمیگم دستم دوباره اعصاب و ماهیچه هاش داره گیر میکنه یعنی خوب شده و تموم شدم؟ یعنی مهدی چون چیزی نمیگه یعنی دیسک کمر نداره؟
تو هر کوفتی بگی باید تافته جدا بافته باشه تهشم پسر گلم میشه منم میشم دختر تنبل خونه که فقط بلده حسادت بکنه
تهشم چیزی بگیم از دو طرف باید بخورم
دیگه نمیتونم تحمل کنم خدایا نمیشه یه لحظه اون شخص خاص رو از اون دنیا برگردونی بیاد نازم رو بکشه ؟ باز برم تو اتاقم گریه کنم بیاد پشت در باهام حرف بزنه ؟ میشه گوش شنوام رو بهم برگردونی ؟ میدونم قول دادم چیزی ازش نگم که دلم براش تنگ شده ولی جدی میشه خدایا یه لحظه برگرده؟ اینجا کسی نیست منو بلد باشه فقط اون منو بلد بود می دونست چجوری آرومم کنه
تو این شرایط بعد همه دنبال تولدن گاد
میشه خودم رو بزنم به خوابی کوفتی چیزی از زیر تولد در برم؟
آسایشگاه روانی 🪖
من سه روزه حدود ده تا سایت رو تا الان بالا و پایین کردم تا پارت جدید داستانم رو بنویسم و نه تنها نصف
باتشکر ازش چیزی که سه هفته سرش بودم و داشتم می نوشتم از سیستم پرید
آنقدر شرایط می تونست عالی بشه یعنی؟
اگر این کتاب رو چاپ کردم در صفحه اول می نویسم اینو تقدیم می کنم به برادرم که کمال همکاری رو داشت و باعث شد در بدترین زمان ، مهم ترین بخش داستان پاک بشه و اگر اون نبود شاید این داستان زودتر در سال کنکورم تموم می شد:)