آسایشگاه روانی 🪖
من سه روزه حدود ده تا سایت رو تا الان بالا و پایین کردم تا پارت جدید داستانم رو بنویسم و نه تنها نصف
باتشکر ازش چیزی که سه هفته سرش بودم و داشتم می نوشتم از سیستم پرید
آنقدر شرایط می تونست عالی بشه یعنی؟
اگر این کتاب رو چاپ کردم در صفحه اول می نویسم اینو تقدیم می کنم به برادرم که کمال همکاری رو داشت و باعث شد در بدترین زمان ، مهم ترین بخش داستان پاک بشه و اگر اون نبود شاید این داستان زودتر در سال کنکورم تموم می شد:)
قلب درد و گردن و سری که داره میترکه و دست داغونم کم بود که حالا بشینم سر داستانمم امشب غصه بخورم
اگر بهم فحش بدی ، بازم برات جون میدم !
کجا دیدیم همچین تفکری رو جز در تفکر مقاومت :) همین پارسال بچه های بسیج تو دانشگاه می خوندنا
وقتی دارم گالری مو می گردم ، محتوایی که پیدا می کنم🤣
پ.ن : تصویر آخر دختره داره روی شوهرش فن میزنه می اندازتش زمین😔