eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
43 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
402 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
دایی هام رو دیدم و این بهترین چیزی بود که می شد برام اتفاق بیوفته دیدن دایی ها و پسر دایی هام🥲 واقعاً حس می کنم برگشتم
دوتا از دایی هام اینجوری درمورد قدم صحبت می کردن که : به دایی ات رفتی وی : دایی زیاد دارم مسئله اینه کدوم دایی بزرگ ام : دایی کوچیکه وی تا ابد در حال فوران اکلیل + فقط فاطمه می فهمه چرا آنقدر دایی کوچیکه رو دوست دارم🥲
آسایشگاه روانی 🪖
یه زمانی پسر داییم رو که پونزده بیست سال ازم بزرگ تر بود به بازی می گرفتم و تا قبل سن تکلیفم خیلی اذ
بهتون گفتم پسر عموم رو تو گلزار دیدم و بهش سلام کردم یه سلام آروم کرد از کنارم رد شد؟🤣🤌 به فانوس ولی پسر عموم منو پارسال دیده بوددددددددد
آسایشگاه روانی 🪖
بهتون گفتم پسر عموم رو تو گلزار دیدم و بهش سلام کردم یه سلام آروم کرد از کنارم رد شد؟🤣🤌 به فانوس ولی
یا بهتون گفتم اون پسر دایی مهدی ام ( دایی کوچیکه ام ) قبل رفتن کلید ماشین خالم رو گرفت و بعد برگشت گفت نمیتونم باز بکنم خالم رفت باز کرد بعد تو گلزار من رفتم سراغ صندوق و بعد اون هم اومد کمکم و اینجوری بودم که من بازش کردم گودرتتتتتتتت هرکول زمانه ات رو بشناس ارهههههه یوهاهاها پ.ن : این پسر دایی ام ازم بیشتر از شش یا هفت سال بزرگتره😂🤌 پ.ن ۲ : صندوق عقب با زور باز نمی شد قلق داشت ولی خب به هرحال حس هرکول بهم دست داد😂🤝
هدایت شده از Yuro's Green Home.
گوریه گوریه گوریههههه+++😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
راستی یوکی تبریک 😔🤝
آسایشگاه روانی 🪖
لعنتیا حالا اون مرتیکه های کله گنده می گفتیم لباس ضد گلوله و کت ضد گلوله دارن این ملت کف خیابون چجوری سه تا گلوله میخورن دوباره پا میشن😐😐😐😐لامصب رزیدنت که همه میگن توش به زور گلوله میدن و گاهی اوقات باس های بازی مثل گاو تیر می خورن باز ادامه میدن هم بعد از سه تا به کوفتیشون میشه تو چجوری بعد سه تا پا میشییییییی
وای خدااااااااا اسلحه بی زبون رو چرا آخه پرت میکنی مرتیکه😭 اون کلت و هفت تیر چه گناهی داره🤌🤌🤌🤌🤌
بعله😐🤌یه لگد خورد دویست تا پله یه کله بدون توقف پرت شد پایین 😐😐😐مغنتیه بابا جان ویک تو تعریف خود این خرا یه آبرو و ابهتی داشت
سوپغ مغنتی