مامانم از ظهر : اگر پسر می شدی خیلی خوشگل می شدی حتی از داداشت هم خوشگل تر😔✨
میخوام با یکی حرف بزنم تا گره های ذهنیم باز بشه و همزمان توانایی اینو ندارم با کسی حرف بزنم ✨
کاش به این سطح از شناخت من برسه که من خیلی به حرف ها فکر می کنم . شاید یه غر ساده از نظرش باشه یا چیزی که فراموش میکنه ولی من ساعت ها به اون حرف فکر می کنم و به خاطر اون غر کوچیک از خودم متنفر تر میشم👨🦯
چرا هیچی از اون مهدیه ۹ ساله باقی نمونده؟ از کی من آنقدر ترسو شدم؟ درحیرتم از خودم
من تو یه دوستی ساده به جایی رسیدم که خونه رو بهم ریختم دیگه واقعاً اگر می خواستم وارد یه رابطه عاشقانه مثل همکلاسی هام بشم تهش می خواستم چه خاکی به سر کنم
آسایشگاه روانی 🪖
میخوام با یکی حرف بزنم تا گره های ذهنیم باز بشه و همزمان توانایی اینو ندارم با کسی حرف بزنم ✨
بدون اینکه بدونه گره های ذهنیم چیه یه جمله جوابم رو داد و کل رشته ها باز شدن :»»»» من یجوری باهاش دشمن بودم و حالا ... کسی آنقدر که داداشم از زندگیم خبر داره ازم باخبر نیست
هدایت شده از Tsukino…!
بهونه هایی که برای خودمون میتراشیم تا از کاری که دلمون نمیخواد اجتناب کنیم..
و تظاهر میکنیم که قانع شدیم.. و اینقدر به این کار ادامه میدیم تا باور کنیم که بهونه ی قانع کننده ای بوده..