https://eitaa.com/Asadachan/5225
بطور وحشتناک منم همینطور ، منم همینطور برار
قابلیت اینو دارم مثل شوهر عمه ها بگم یکسال من تو نماز بودم😂(پنج دقیقه قبل سال تحویل نمازم شروع شد تا وقتی سالن کاملا خالی شد🤣)
از کی دیگه نتونستم یه شب بی دغدغه و نگرانی یا بدون گریه و بغض بخندم و حرف بزنم؟
226.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
https://eitaa.com/67472978/124
واکنش صادقانه خدا به حرفت :
خب دلم میخواد بشینم برای یکی خورد خورد زر زر کنم ☕️
مثلا براش بگم از اینکه همه امشب به حرفم خندیدن اشکشون هم بابتش دراومد و قبول داشتن ولی خب پاش بیوفته بازم همون حرف رو میزنم
آخه میدونی ؟ شاید برای بقیه از نظرشون حرفم غیرمتعارف باشه(نه غلط) ولی عمق درد رو نمیتونستم به داغ یا داغ سنگین عنوان کنم
اونی که مادربزرگم کشید فقط یه داغ یا یه داغ سنگین نبود
ازون تیرایی بود که صاف و مستقیم میرفتم جلو و میخورد اونجایی که نباید و جاش تا مدت ها اذیتت می کرد
واقعاً داغ دل بود
نه فقط برای مادربزرگم که برای هممون ولی اون بیشتر
چون مهرش بیشتر بود و اره خلاصه