هدایت شده از deadlock
گاهی اوقات وقتی شب از راه میرسید، نمیتوانستم بخوابم. در تاریکی دراز میکشیدم و نمیتوانستم ترس و فشار را از خودم دور کنم. از خود بار ها و بار ها میپرسیدم که درد از کجا آغاز شد و چگونه قرار است پایان یابد. آیا اصلا قرار است پایان یابد؟
𝘓𝘢𝘣𝘺𝘳𝘪𝘯𝘵𝘩
کپریکورن، خیلی دوستت دارن، خودت نمیفهمی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا