عجب دردی!
«ما از مردن نمیهراسیم...، اما میترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند...
و اگر نسوزیم هم که روشنایی میرود و جای خود را دوباره به شب میسپارد...
پس چه باید کرد؟
از یک سو، باید بمانیم تا شهید آینده شویم و از دیگر سو، باید شهید شویم تا آینده بماند.
هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود، عجب دردی...
چه می شد امروز شهید میشدیم و فردا زنده میشدیم تا دوباره شهید شویم...»
شهید مهدی رجببیگی
@herman_atash
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
إنّ هذه الدنیا زائلة و إنا إلیه راجعون...
#عربی
@herman_atash
IMG_20230507_151003_720.jpg
69.5K
سر به زیر و
ساکت و
بی دست و پا
می رفت دل
یک نظر روی تو را دید و
حواسش پرت شد…
#قيصر_امينپور
@herman_atash
مشخص بود بچهای تازهپاگرفته و نوپاست. محکم و بیپروا و سخت، سوی پدرش میدوید... چند متر را خیره به پدر دوید. وقتی به پدرش رسید، پاهایش را از زمین کند و با سینه خودش را رو به جلو پرت کرد...
شاید هرگز به قلبش خطور نکرد که ممکن است پدر او را نگیرد... او به پدرش اعتماد داشت. با او هرچند کم، زندگی کرده بود.
غرض اینکه طبق نقل، امام رضا علیهالسلام فرمود: الإِمامُ الأَنيسُ الرَّفيقُ ، وَالوالِدُ الشَّفيقُ، وَالأَخُ الشَّقيقُ، وَالاُمُّ البَرَّةُ بِالوَلَدِ الصَّغيرِ...
@herman_atash
نظارت.pdf
574.9K
آیا نظارت شورای نگهبان بر صلاحیت نامزدها بدعتِ دوران بعد از امام خمینی است؟
#روهینا
@herman_atash