✔️ کمربند و جاده در برابر محاصره دریایی
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ ایران در حال هدایت اقتصاد خود به سمت آسیای مرکزی و چین است.
شبکه ریلی چین نیز بر همین اساس به یکی از شریانهای اصلی اقتصاد ایران در شرایط کنونی تبدیل شده است.
➖ از زمان آغاز محاصره دریایی آمریکا در ۱۳ آوریل، تعداد قطارهای باری در مسیر «شیآن–تهران» از هفتهای یک قطار به بیش از دو قطار در هفته افزایش یافته است.
با افزایش تقاضا برای حمل بار از مسیر ریلی، کرایه حمل حدود ۴۰ درصد افزایش یافته و قطارها با ظرفیت کامل در این مسیر در حرکتند.
با این حال، کریدور ریلی «شیآن–تهران» اگرچه زمان نقل و انتقال بار میان ایران و چین را به نصف کاهش داده اما فقط میتواند بخش کوچکی از حجم باری را جابهجا کند که ایران تا پیش از این از راه دریا منتقل میکرده است.
➖ به عبارت دیگر، تجارت دریایی ایران ــ که اکنون تحت محاصره قرار گرفته ــ در مقیاسی بوده که حملونقل ریلی در شرایط و ظرفیت کنونی توان جایگزینی کامل آن را ندارد.
این مسیر بیشتر نقش یک راهکار موجود برای کاهش فشار محاصره دریایی را دارد، نه یک راهحل نهایی برای دور زدن آن.
با اینحال با تعدیل انتظارات باید دانست این بخشی از ساختار بزرگتر حمل و نقلی است که ایران سالها در تلاش برای شکل دادن به آن است.
➖ گسترش مسیر ریلی، پیگیری پیشرفت کریدور «شمال به جنوب- INSTC»، افزایش حجم حملونقل جادهای از طریق عراق و ترکیه، و تقویت همکاریهای لجستیکی با چین، همگی با هدف کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهایی طراحی شدهاند که اکنون از سمت ایالات متحده بر ایران در حال اعمال شدن است.
➖ ریلها و خطوط لولهای که اکنون ایران، روسیه و چین را به هم متصل میکنند و در آینده چون مویرگهای حیاتی نظم چندقطبی گسترش خواهند یافت، جایگزین مسیرهای دریایی کهن نظیر تنگهی هرمز و تنگهی مالاکا نخواهند شد؛ بلکه آنها را تقویت و تکمیل میکنند. این مسیرهای جدید خطوط پشتیبانی هستند که به همگرایی در حال ظهور آفرو-اوراسیایی امکان میدهند توان و نفوذ خود را در خشکی و در سراسر کمربند پیرامونی اقیانوس هند، دریای عمان، خلیج فارس و دریای سرخ گسترش دهند، تا حاکمیت - Sovereignty - سیاسی و اقتصادی خود را در برابر امپراتوری ایالات متحده تقویت نمایند.
@Hesfir
✔️ زمستان امپراتوری
🖋 کنستانتین فون هوفمایستر، پژوهشگر فلسفه
➖ از منظر ریختشناسی (مورفولوژی) تاریخیِ اسوالد اشپنگلر [فیلسوف آلمانی و نویسندهی کتاب مشهور انحطاط غرب]، وضعیت کنونی جهان غرب را باید نه یک رخداد تصادفی، بلکه مرحلهای از سیر انداموار تمدنها دانست. در دستگاه مفهومی او، تمدنها بهندرت بر اثر شکست نظامی از میان میروند؛ بلکه زمانی به «زمستان» خود وارد میشوند که صورت تاریخیشان به کمال رسیده و نیروی آفرینندهٔ فرهنگ (Kultur) جای خود را به عقلانیت سازمانی و اداریِ تمدن (Zivilisation) میدهد. در این مرحله، دستاوردهای بزرگ بهتدریج در قالبهای بوروکراتیک منجمد میشوند و پیروزیهای تاریخی به نشانههای فرسودگی و انحطاط بدل میگردند.
➖ غربِ معاصر—که اشپنگلر آن را فرهنگ «فاوستی» مینامد— با وجود برتری فناورانه و توان بیهمتای سازمانی، بیش از پیش یادآور مرحلهٔ پایانی تمدنها در الگوی ریختشناختی اوست: نظمی مقتدر و کارآمد، اما با تهیشدگی درونیِ نیروی خلاقه. این وضعیت به تعبیر اشپنگلر مشابه دورهٔ «امپراتوریهای جهانشمول» (Caesarism) در اواخر چرخهٔ تمدنی آنهاست؛ مرحلهای که در آن ساختارها به اوج کارآمدی میرسند، اما روح فرهنگی که آنها را پدید آورده بود، فروکش کرده است—گویی چشماندازی که برای سکونت سامان یافته، اما شور آغازینِ آفرینش در آن خاموش شده است.
➖ از منظر یک نظم در حال گذار به جهان چندقطبی، تهدید اصلی برای چنین تمدنی نه لزوماً از بیرون، بلکه از درون برمیخیزد: لحظهای که فرهنگی که زمانی با «احساس سرنوشت» به سوی نامتناهی میتاخت، به ترجیح امنیت، رفاه و ثبات نهادی روی میآورد. در این چارچوب، تاریخ— در معنای اشپنگلری آن—به تدریج انرژی خود را به سوی جوامعی منتقل میکند که هنوز خود را حامل یک رسالت تاریخی میدانند؛ در حالی که غرب، پس از رسیدن به صورت نهایی تمدنی خود، به آهستگی توان «شدن» تاریخی خویش را از یاد میبرد.
@Hesfir
🖋قاسم العلی، تحلیل گر سعودی بازار انرژی
➖ بر اساس گزارش جیپی مورگان، موجودیهای جهانی نفت با سرعت در حال سقوط آزاد هستند.
و وقتی این خط به ۶.۸ میلیارد بشکه برسد، سیستم انرژی جهان دیگر فقط کند نمیشود، از کار میافتد.
➖ بر اساس جدول زمانی این سناریو:
• فوریه ۲۰۲۶ → جنگ با ایران باعث اختلال در عرضه میشود
• ژوئن ۲۰۲۶ → ذخایر جهانی به ۷.۶ میلیارد بشکه میرسد (سطح تنش عملیاتی / Operational Stress Level)
• سپتامبر ۲۰۲۶ → ذخایر به ۶.۸ میلیارد بشکه میرسد (کف عملیاتی سیستم / Operational Floor)
➖ آن عدد آخر صرفاً یک هشدار نیست.
این حداقل موجودی لازم برای حفظ فشار در خطوط لوله و ادامه فعالیت پالایشگاهها در سراسر جهان است.
اگر موجودی جهانی به زیر ۶.۸ میلیارد بشکه برسد:
• پالایشگاهها مجبور به توقف عملیات میشوند
• فشار در خطوط لوله افت میکند
• جریان انتقال سوخت در شبکه توزیع مختل میشود.
➖ از اینجا به بعد دیگر موضوع فقط قیمت نفت نیست.
موضوع از کار افتادن زیرساخت فیزیکی انرژی در مقیاس جهانی است.
وقتی سیستم فیزیکی دیگر قادر به تحویل نفت نباشد، قیمت نفت چقدر خواهد بود؟
هیچ مدلی برای چنین شرایطی وجود ندارد.
هیچ سابقه تاریخی برای آن نداریم.
و هیچ دستورالعمل آمادهای هم وجود ندارد.
➖ تقریباً ۴ ماه زمان باقی مانده است.
یا یک راهحل سیاسی/ژئوپلیتیک پیدا میشود،
یا تمام بازارهای جهان همزمان بازقیمتگذاری (Repricing) خواهند شد:
• انرژی
• غذا
• حملونقل دریایی
• تولید صنعتی
همه چیز به یک خط در یک نمودار وابسته است.
در حال حاضر، این تنها داستانی است که اهمیت دارد.
@Hesfir
✔️ کیشومات در ایران
🖋 رابرت کاگان، آتلانتیک
➖ رویارویی آمریکا با ایران، برخلاف جنگهای ویتنام، افغانستان یا عراق، میتواند به شکستی تبدیل شود که نه قابل جبران است و نه قابل نادیدهگرفتن. شکستهای گذشته آمریکا هرچند پرهزینه بودند، اما در نهایت موقعیت جهانی واشنگتن را متزلزل نکردند. در این بحران اما مسئله صرفاً یک ناکامی نظامی نیست، بلکه فروپاشی اعتبار و بازدارندگی آمریکاست؛ رخدادی که میتواند توازن قدرت منطقهای و جهانی را تغییر دهد.
➖ آمریکا و اسرائیل طی ۳۷ روز حملات سنگین، بخش بزرگی از ساختار نظامی و رهبری ایران را هدف قرار دادند، اما نه رژیم فروپاشید و نه امتیاز مهمی به دست آمد. اکنون امید واشنگتن به فشار اقتصادی و محاصره دریایی است، اما رژیمی که زیر بمباران گسترده تسلیم نشده، بعید است تنها با فشار اقتصادی عقبنشینی کند؛ بهویژه آنکه نشان داده برای حفظ قدرت، آماده تحمیل هزینههای سنگین به جامعه خود است.
➖ ازسرگیری حملات نظامی نیز راهحل روشنی ارائه نمیدهد. هر دور تازهای از درگیری میتواند به حمله ایران علیه زیرساختهای انرژی خلیج فارس منجر شود؛ زیرساختهایی که آسیب به آنها نهفقط اقتصاد منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را دچار بحران میکند. حمله به میدان گازی پارس جنوبی و پاسخ ایران به تأسیسات رأسلفان قطر، نشان داد که تنها چند حمله محدود میتواند به اختلالی چندساله در بازار انرژی منجر شود. همین خطر بود که آمریکا را به توقف حملات و پذیرش آتشبس سوق داد.
➖ حتی در صورت تشدید بمبارانها، ایران همچنان قادر خواهد بود پیش از هر فروپاشی احتمالی، با موشکها و پهپادهای خود صادرات نفت و گاز منطقه را مختل کند. پیامد چنین وضعیتی میتواند جهش شدید قیمت نفت، تورم جهانی و کمبود گسترده کالاهای اساسی باشد. به همین دلیل، آمریکا در وضعیتی قرار گرفته که نه راه مطمئنی برای پیروزی دارد و نه آمادگی ورود به جنگی طولانی، پرهزینه و نامطمئن.
➖ در این میان، مهمترین تحول، تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز است. بازگشت به وضعیت پیشین بعید به نظر میرسد. کنترل تنگه اکنون به مهمترین اهرم راهبردی تهران تبدیل شده؛ ابزاری که امکان تأثیرگذاری مستقیم بر اقتصاد جهانی را فراهم میکند. ایران میتواند عبور کشتیها را محدود، کُند یا مشروط به روابط سیاسی مطلوب کند و از این طریق بر دولتهای وابسته به انرژی خلیج فارس فشار وارد آورد. این قدرت، در عمل، از ظرفیت هستهای ایران فوریتر و مؤثرتر است.
➖ بیاعتمادی تهران به واشنگتن نیز عمیقتر شده است. حمله به رهبران ایران در میانه مذاکرات، این تصور را تقویت کرده که هیچ توافقی با آمریکا پایدار نیست. همزمان، احتمال حملات دوباره اسرائیل نیز از نگاه ایران تهدیدی دائمی باقی خواهد ماند. در نتیجه، حفظ کنترل تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی به مسئلهای حیاتی تبدیل شده است.
➖ این وضعیت میتواند ایران را از دل بحران، قدرتمندتر از گذشته بیرون بیاورد؛ کشوری که هم ظرفیت هستهای خود را حفظ کرده و هم به اهرم تازهای برای اعمال نفوذ جهانی دست یافته است. در مقابل، اسرائیل ممکن است بیش از پیش منزوی شود، زیرا بسیاری از کشورها برای حفظ امنیت انرژی خود، ناچار به تنظیم روابط با تهران خواهند بود و تمایلی به تشدید تنش با ایران نخواهند داشت.
➖ کشورهای عربی خلیج فارس نیز که دههها زیر چتر امنیتی آمریکا قرار داشتند، در صورت تضعیف بازدارندگی واشنگتن ناچار به سازگاری با ایران خواهند شد. کشورهای اروپایی و آسیایی وابسته به انرژی خلیج فارس نیز گزینه دیگری پیش رو ندارند؛ زیرا اگر آمریکا با آن قدرت دریایی نتواند امنیت تنگه را تضمین کند، هیچ ائتلاف دیگری نیز قادر به انجام آن نخواهد بود.
➖ جنگ با ایران همچنین محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرده است. تنها چند هفته درگیری کافی بود تا نگرانی درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا و آمادگی آن برای بحرانهای بزرگتر افزایش یابد. این وضعیت میتواند رقبایی مانند چین و روسیه را جسورتر کند و همزمان، متحدان آمریکا را نسبت به توان و اراده واشنگتن برای دفاع از آنان مردد سازد.
➖ جهان بهتدریج وارد نظمی «پسا آمریکایی» میشود. نظمی که در آن، نفوذ آمریکا دیگر مانند گذشته تعیینکننده نیست. خلیج فارس شاید فقط نخستین صحنه آشکار این تغییر باشد.
@Hesfir
✔️ سه باور نادرست که باید از ادبیات راهبردی حذف شود
🖋 حسین قتیب
➖ ۱. «آستانهی اتمی بازدارندگی میآورد.»
نه لزوماً. آستانهی اتمی بدون قابلیت بقا، ابهام معتبر، ارادهی سیاسی و معماری فرماندهی، بیشتر فشار پیشدستانه تولید میکند تا بازدارندگی.
➖ ۲. «حتی یک بمب بازدارندگی میآورد.»
یک بمب، بدون سامانهی فرماندهی و کنترل، زنجیرهی تصمیمگیری، امنیت نگهداری، امکان بقا پس از ضربهی اول و توان انتقال پیام، الزاماً بازدارنده نیست. بمب بهتنهایی بازدارندگی نیست؛ همانطور که برای آفریقای جنوبی نبود.
➖ ۳. «تنگهی هرمز جانشین بازدارندگی اتمی است.»
هرمز یک اهرم ژئواکونومیک است، نه جانشین بازدارندگی راهبردی. میتواند هزینهی بحران را برای دیگران بالا ببرد، بازار انرژی را حساس کند و بر محاسبات اقتصادی بازیگران اثر بگذارد، اما جایگزین قابلیت بازدارندگی پایدار نمیشود.
اتکا به هرمز بهعنوان سپر راهبردی، ممکن است بهجای بازدارندگی، ائتلافسازی علیه ایران، تشدید نظامی و فرسایش مشروعیت بینالمللی ایجاد کند. بازدارندگی هستهای در نهایت محصول داشتن بمب نیست؛ محصول ترکیب توان تخریب، بقاپذیری، فرماندهی و کنترل، اعتبار تهدید، ارادهی سیاسی، محاسبهپذیری و توان مدیریت تنش است. بدون اینها، آستانه یا هرمز بهتنهایی بازدارندگی نمیسازند؛ فقط میتوانند توهم بازدارندگی تولید کنند.
@Hesfir
✔️ چرا قیمت نفت بالاتر نرفته است؟
🖋 مارتین راتس، تحلیلگر ارشد موسسه مورگان استنلی
۱- بازار پیش از آغاز جنگ بهعلت وجود ظرفیت مازاد تولید و سطح مناسب ذخایر تجاری از حاشیه اطمینان قابلتوجهی برخوردار بود.
۲- بازار پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک را موقت در نظر گرفته و انتظار دارد تنگه هرمز بهزودی بازگشایی شود.
۳- صادرات دریایی نفت ایالات متحده برای جبران کاهش عرضه، بهطور غیرمنتظرهای افزایش یافته است.
۴- چین نیز بهطور غیرمنتظره واردات نفت خود را کاهش داده است.
کاهش ۵.۵ میلیون بشکه در روز طی ماه گذشته، با اتکا به برداشت از ذخایر داخلی بهجای واردات.
➖ افزایش صادرات دریایی آمریکا و کاهش واردات چین در مجموع ۹.۳ میلیون بشکه در روز از افت سالانه ۱۲.۳ میلیون بشکه در روزی عرضه خاورمیانه را جذب کرده است؛
در نتیجه، فشار کاهش عرضه خاورمیانه تا حد زیادی از سایر بازارهای جهانی محافظت شده است.
➖ تحلیلگران هشدار میدهند که تداوم انسداد پایدار تنگه هرمز میتواند منجر به بازگشت شرایط کمبود عرضه در بازار شود.
📈 سناریوی صعودی پیشرو: ۱۳۰ تا ۱۵۰ دلار برای هر بشکه.
@Hesfir
➖ اتفاقات عجیبی در بازار نفت در حال رخ دادن است.
قیمتهای نقدی در حال کاهش هستند، در حالی که هیچ تغییری در وضعیت بحران عرضه ایجاد نشده است.
➖ وضعیت «Backwardation» (بیشتر بودن قیمت نقدی نسبت به قیمت آتی) که نشاندهنده کمبود شدید در بازار بود، از ۲۸ دلار به ۲.۱۵ دلار در هر بشکه سقوط کرده است و بازار تقریباً عادی به نظر میرسد.
اما، تنگه هرمز همچنان بسته است.
➖ آنچه در واقعیت در حال رخ دادن است، این است که چین خرید نفت را کاهش داده و در حال استفاده از ذخایر خود است، پالایشگاهها در جهان با آخرین رمق خود فعالیت میکنند؛ به جای خرید نفت، از موجودی انبارهای خود برداشت کرده و حجم فرآوری را کاهش دادهاند.
➖ این نشان از تلاش برای «سازگاری» با بحران است، نه «حل بحران».
اما در نهایت، این مکانیسمهای مقابلهای به پایان خواهند رسید. «جیپی مورگان» پیشبینی کرده این اتفاق به همین زودی و در ماه ژوئن رخ خواهد داد.
@Hesfir
✔️ شکاف در جنبش ماگا؛ آیا تاکر کارلسون چشم به انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ دوخته است؟
🖋 آروا مهدوی، گاردین
➖ تاکر کارلسن از محوبترین چهرههای راست افراطی در آمریکا که پس از جدایی از فاکس در سال ۲۰۲۳ شرکت رسانهای خودش را راهاندازی کرد، گفته است که از حمایت پیشین خود از دونالد ترامپ «در عذاب» است.
کارلسون در یکی از قسمتهای اخیر پادکستش، در گفتوگو با برادرش باکلی—که زمانی نویسنده سخنرانیهای ترامپ بود—از ناامیدی مشترکشان نسبت به رئیسجمهور گفت و اعتراف کرد که «برای گمراه کردن مردم متأسف» است. به گفته او، این لحظهای بود برای «دستوپنجه نرم کردن با وجدان خودمان».
➖ اینکه این اظهار پشیمانی تا چه حد صادقانه است، محل تردید است؛ اما بیتردید تازهترین نشانه از شکافهای رو به گسترش در درون جنبش ماگا محسوب میشود. هرچند پیامکهایی که در جریان دعوای حقوقی سال ۲۰۲۳ میان فاکسنیوز و شرکت دومینیون فاش شد نشان میداد کارلسون در خلوت از ترامپ متنفر بوده، او در عرصه عمومی همواره پشت ترامپ ایستاده و در گردهماییها برای دستورکار ماگا تبلیغ کرده است. او نزدیک به یک دهه از سرسختترین حامیان رئیسجمهور بود. اما اگرچه این حمایت در دوره دوم ترامپ—عمدتاً بهدلیل انتقادات کارلسون از اسرائیل و جنگ ایران—رو به افول گذاشته، این اعلام برائت علنی از رئیسجمهور بوی یک نقطه عطف را میدهد.
➖ واقعیت درباره کارلسون این است: او دیدگاههای نفرتانگیز بسیاری دارد، اما متأسفانه نمیتوان نادیدهاش گرفت. او چهرهای حاشیهای نیست؛ استاد بهرهبرداری از اقتصاد توجه است. پیش از اخراج ناگهانیاش، پربینندهترین برنامه فاکس را در اختیار داشت و کانال یوتیوبش بیش از پنج میلیون دنبالکننده دارد. و حالا به نظر میرسد جاهطلبیهای بزرگتری در سر دارد.
بازارهای پیشبینی و شماری از تحلیلگران— از جمله جیسون زنگرله، نویسنده نیویورکر که زندگینامه تازهای از کارلسون نوشته— بر این باورند که مجری سابق فاکس ممکن است در حال آمادهسازی برای پروژهای سیاسی بزرگتر باشد.
➖ زنگرله اخیرا گفته است: «من دیگر کارلسون را صرفاً یک چهره رسانهای نمیبینم. او دارد کار کاملاً متفاوتی میکند؛ او یک رهبر جنبش است. فکر میکنم [جنگ ایران]—بهویژه اگر بد پیش برود—زمینه را برای نامزدی او در ۲۰۲۸ عالی میکند. او میتواند این جنگ را به گردن جیدی ونس و مارکو روبیو بیندازد و بگوید: “من از همان ابتدا مخالفش بودم. من وارث واقعی ماگا هستم.”»
➖ اسکات گالووی، مجری پادکست Pivot، نیز معتقد است آنچه این روزها از «تور توبه» کارلسون میبینیم، نه یک مکاشفه اخلاقی، بلکه مسیر رسیدن به کاخ سفید است.
گالووی هفته گذشته در پادکستی درباره عذرخواهی علنی کارلسون از حمایت ترامپ گفت: «فکر میکنم کاملاً میدانم چه خبر است. او نامزد ریاستجمهوری میشود… به نظر من، همین حالا تاکر کارلسون محتملترین نامزد جمهوریخواهان در ۲۰۲۸ است. او را کنار روبیو و ونس روی صحنه بگذارید؛ تکهتکهشان میکند.»
➖ خود کارلسون اما درباره جاهطلبیهای سیاسیاش محتاطانه حرف میزند. او ماه گذشته در گفتوگویی با اکونومیست، علاقهاش به نامزدی ریاستجمهوری از سوی جمهوریخواهان را رد کرد. تقریباً همزمان، به پیرس مورگان گفت مطمئن نیست ریاستجمهوری را بخواهد، چون سیاست را «منزجرکننده» میداند و «ائتلافسازی» هم با طبعش سازگار نیست.
➖ با این همه، با وجود این انکارها، بعید است که به آن فکر نکرده باشد. برند ترامپ در حال سمی شدن است و تا انتخابات بعدی، ونس و روبیو احتمالاً کالاهای آسیبدیدهای خواهند بود. ونس تلاش کرده با احتیاط از جنگ ایران فاصله بگیرد، اما اگر این بحران بهسرعت جمعوجور نشود، به باری سنگین بر گردنش تبدیل خواهد شد.
➖ از سوی دیگر، اجرای زشتترین مفاد «لایحه بزرگ و زیبای» ترامپ از سال ۲۰۲۷ آغاز میشود: کاهش مالیات برای ثروتمندان و حذف خدمات حیاتی از فقیرترین آمریکاییها. مردم همین حالا هم از هزینههای زندگی نگراناند، اما اوضاع قرار است بدتر شود. این دقیقاً همان شکافی است که کارلسون میتواند از آن وارد شود؛ فاصله گرفتن از ماگا و بازاریابی نسخه خاص خودش از پوپولیسم راستگرا برای جامعهای هرچه سرخوردهتر.
@Hesfir
✔️ ناتوانی علوم اجتماعی استعمارزده، در فهم تحولات این شبها
➖ دکتر محمدرضا جلایی پور، جامعهشناس اصلاحطلب: بسیاری از ناظران ابعاد این جنبش را دست کم میگیرند. بر اساس چند نظرسنجی معتبر ملی بین ۴۸ تا ۶۰ درصد ایرانیان حداقل یک بار در این تجمعهای شبانهٔ حفاظت از ایران شرکت کردهاند. بین ۱۰ تا ۲۵ درصد ایرانیان هم گزارش میکنند که بهطور مستمر در این تجمعها شرکت داشتهاند.
➖ مشاهدات میدانی هم از جمعیت قابل اعتنای این تجمعهای پرشمار حکایت میکند. در تاریخ ایران و جهان سابقه نداشته است که برای هفتاد شب متوالی در صدها شهر و دهها میدان پایتخت تجمعهای حول پرچم و حفاظت از کشور شکل بگیرد.
➖ کسانی که در تجمعهای میادینِ متنوع تجربهٔ مشاهدهٔ مشارکتی مکرر دارند میدانند که اکثریت قاطع شرکتکنندگان از اقشار محروم اند. دیشب شخصا در میدان انقلاب دیدم که ردیف فشردهٔ موتورسیکلتهای پارکشدهٔ شرکتکنندگان حدود دو کیلومتر شده بود.
➖ بسیاری از رسانهها و ناظران جهانی و حتی بخشی از روشنفکران و اصحاب علوم اجتماعی کشورمان گویی با ذهنی استعمارزده نگاهی تحقیرآمیز به اکثریت حاضران در این تجمعها دارند، شاید بهخاطر ۱- مذهبی بودن، ۲- فقیر بودن و ۳- مدافع نظام بودنشان.
➖ گویی به خاطر این ویژگیها عاملیتشان کمتر اهمیت دارد، کمتر ارزش تحلیل جامعهشناختی دارد و کمتر ارزش پوشش خبری دارد. اگر یک دهم این جمعیت، نه در همهٔ شهرهای کشور و نه برای هفتاد شب متوالی، که فقط در چند شهر و چند شب، جمع میشدند ولی مذهبی نبودند یا از فرادستان اقتصادی بودند یا مدافع حملهٔ نظامی به ایران بودند، تاکنون در رسانههای جهانی پوشش وسیعی مییافت و سوژهٔ نشستها و تحلیلهای جامعهشناختی پرشماری شده بود.
➖ اکثریت زنان این تجمعهای دهها شبه علیرغم عاملیت قابل اعتنا و میانداریشان چندان دیده نمیشوند، چون چادر یا روسری به سر دارند و نسبتی با سوژهٔ مورد علاقهٔ جریان اصلی رسانههای غربی - «زن قربانی پدرسالاریِ اسلامی» - ندارند.
➖ علوم اجتماعی ترجمهزده و منقطع از تحولات مهم میدانهای اجتماعی هم گویی اسیر نوعی انگارههای استعمارزده مانده است.
@Hesfir
➖ تا اواخر ۲۰۲۵، پاکستان ۵۱.۵ گیگاوات پنل خورشیدی وارد کرده – تقریباً برابر کل شبکه برق کشور. اما ظرفیت ثبتشده نتمترینگ فقط ۵.۳ تا ۶.۸ گیگاوات است. این شکاف دهبرابری یعنی: مقیاس واقعی گذار خورشیدی در آمار رسمی دیده نمیشود.
➖ سرعت تحول حیرتانگیز است. در چند سال، پاکستان به جایی رسیده که حدود یکچهارم برق مصرفی خود را از خورشید تأمین میکند. بیش از ۲۴ گیگاوات سیستمهای پشتبامی و خارج از شبکه در سراسر کشور فعالاند.
➖ این یک «گذار برنامهریزیشده» نیست. فرار مصرفکنندگان از شبکه است. سه محرک اقتصادی: جهش تعرفه برق، گرانی دیزل و خاموشیهای مداوم. همزمان، پنلهای ارزان چینی و باتریهای کمهزینه، خودتولیدی را غیرقابل مقاومت کردهاند.
➖ لاهور تصویر زنده این تحول است. تابستان ۲۰۲۵، با وجود گرمای کشنده، لاهور خاموشیهای فلجکننده سالهای قبل را تجربه نکرد. نه به خاطر بهبود شبکه، بلکه چون صدها هزار خانوار، مغازه و کارخانه پنل پشتبامی نصب کرده بودند. لاهور به نمونهای از غیرمتمرکزسازی حفاظتشده تبدیل شد: تابآوری شهری دیگر وابسته به تصمیم یک شرکت برق متمرکز نیست.
@Hesfir
هدایت شده از یونس در اقیانوس
✔️ هفت نکته درباره ادامه راه
➖ ۱- لطفا در دادن امتیاز عجله نکنید. هزینهای که آمریکا تاکنون پرداخته برای او قابل تحمل بوده. این یعنی تکرار چرخه جنگ، آتشبس، مذاکره و جنگ. طراحی آمریکا و اسرائیل علیه ایران چهار ساله است، نه یک یا دوساله. طرف مقابل به اهداف کوتاهمدت خود رسیده ولی به اهداف بلندمدت نه. یعنی کار او تمام نشده.
➖ ۲- فشار اقتصادی جنگ در آمریکا و قیمت بالای نفت و بنزین باید حداقل دو ماه دیگر ادامه پیدا کند. این یعنی بسته بودن تنگه هرمز برای حداقل دو ماه دیگر.
➖ ۳- لطفا اهمیت درآمدی تنگه هرمز را در کنار اهمیت ژئوپلیتیک آن جدی بگیرید.
مراکز بینالمللی درآمد ایران از تنگه هرمز را حداقل سالانه ۸۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند. ۸۰ میلیارد دلار دوبرابر فروش سالانه نفت ایران است ولی در معادلات جهانی پول زیادی نیست.
هزینه بسته بودن تنگه هرمز برای اقتصاد دنیا تاکنون حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار بوده است. یعنی دنیا متوجه است که هزینه پرداخت حق مردم ایران بسیار کمتر از هزینه بلندمدت وضعیت فعلی است.
➖ ۴- لطفا تجربیات گذشته را فراموش نکنید. تا زمانی که آمریکا، آمریکا است، تحریمهای آمریکا علیه ایران ادامه دارد و بهطور جدی یا بلندمدت برداشته نخواهد شد.
برداشتن تحریمهای ایران در حوزه اختیارات قوه مجریه آمریکا نیست و نیاز به رأی کنگره دارد.
➖ ۵- لطفا اورانیوم غنیشده را از دست ندهید. اگر اورانیوم غنیشده از کشور خارج یا رقیق شود، ترامپ ایران را تهدید به استفاده از بمب اتم خواهد کرد.
➖ ۶- لطفا اختلافات داخلی آمریکا را جدی بگیرید. ادامه جنگ با ایران در کنگره آمریکا دیگر رای ندارد، اگر معلوم شود درگیریها ادامهدار و پرهزینه است.
➖ ۷- نیاز است مردمی که تحت فشار اقتصادی هستند نسبت به سیاستهای کشور توجیه باشند. توجیه نبودن مردم یعنی کاهش انسجام ملی.
🖋 دکتر فواد ایزدی
🆔 @syounnos
🖋دکتر امیرحسین پرورش
➖آنچه در سفر ترامپ به چین میگذرد یک جنگ تمام عیار «ژئوتک و ژئوپلیتیک» در حوزهی نفت و گاز، نیمهرسانهها و ریز پردازندهها هست.
➖تایوان تولید کنندهی ۹۰ درصد از تراشههای پیشرفته جهان است.
➖چین دارای دو سوم معادن و ذخایر عناصر نادر خاکیِ موردنیاز برای ساخت میکروچیپها و صاحب ۹۰ درصد صنایع فرآوری این عناصر کمیاب است.
➖آمریکا بزرگترین مصرفکننده و نیز قطب اصلی تحقیق و پژوهش و طراحی میکروچیپها در جهان است.
➖ترکیب اهرم فشار استقلال تایوان، عناصر خاکی کمیاب چین و نظام تعرفهگذاری ایالات متحده علیه شرکتهای فناوری چین، در شرایطی که وضعیت در تنگهی هرمز و بازار انرژی در شرایط به شدت بحرانی قرار گرفته، اهرم فشار چندجانبهای را خلق کرده که مذاکرات فیمابین را به شدت پیچیده، پیشبینی ناپذیر و تأثیرگذار بر آیندهی اقتصاد و سیاست جهانی میکند.
@Hesfir