Hester's Garden
ببینید من یه لحظه قاطی کردم که چه سریالایی رو دارم میبینم 😂 میشه اینجا یه لیست بنویسم که حواسم باشه
کیمیای روح
پلی لیست بیمارستان
ریپلای
گل شیطان
آقای ملکه
عزیزترین من
تو فوق العاده ای
فردا
مشکلی نیست خوب نباشی
Hester's Garden
کیمیای روح پلی لیست بیمارستان ریپلای گل شیطان آقای ملکه عزیزترین من تو فوق العاده ای فردا مشکلی نیست
ببینید احتمالا سریالای بیشتری هم هست ولی یادم نمیاد🤣
من واقعا واقعا دلم برای آبرنگ تنگ شده و نقاشیامو نگاه میکنم و میبینم چقد داشتم پیشرفت میکردم و چقد داشتم یاد میگرفتم
این فقط یه داستانه درباره یه سگ و یه پیرمرد که باهم دوست شدن
این ریدینگ کلاس زبانته که باید بخونیش
پس چرا انقد احساساتانی شدی وا
Hester's Garden
این فقط یه داستانه درباره یه سگ و یه پیرمرد که باهم دوست شدن این ریدینگ کلاس زبانته که باید بخونیش پ
ببینید آخه پیرمرده تنها بوده
بعد سگه هم تنها بوده
بعد هر روز باهم میرفتن گردش 🥺
Hester's Garden
ببینید آخه پیرمرده تنها بوده بعد سگه هم تنها بوده بعد هر روز باهم میرفتن گردش 🥺
ولی یه روز اون خونواده ای که صاحب سگن تصمیم میگیرن برن از اونجا
و این یعنی مرده تنها میشه :(
ولی خونواده ی سگه اصن به این سگه اهمیت نمیدادن و یه جورایی به زور انگار نگهش داشتن
وای خونواده سگه میرن تو روستا
ولی سگه بعد یه مدت برمیگرده
ولی پیرمرده چون میدونسته اگه به سگه اهمیت بده این سگه دیگه برنمیگرده پیش خونوادش
درو رو سگه میبنده
ولی نمیتونسته کاری کنه چون بچه های اون خونواده هه سگه رو دوست داشتن نمیتونسته بگیره سگه رو ازشون
اخرشم زنگ میزنه به خونواده سگه
آقاهه که صاحب سگه بوده کلی عصبانی بوده و اینا
ولی این آقاهه به اون آقاهه که صاحب سگه بوده میگه که باهاش حرف بزنید و اجازه بدین کنار آتیش خونتون بشینه و نازش کنید و ببریدش گردش و شکار😭💕 اون وقت میبینید که دیگه پیشتون میمونه
خلاصه که اون آقاهه هم دیگه با سگه مهربون میشه و سگه رو میبره خونشون
ولی اون یکی پیرمرده دوباره تنها میشه :( 💔