eitaa logo
/هِیمَنه/
64 دنبال‌کننده
239 عکس
37 ویدیو
4 فایل
همان ریگِ‌رَوانِ ساده کانال یک "هانیه امیدی" مشاور و معلمی که در دنیایِ نوجوانان، به دنبالِ معناست؛ و با موبایلش، به دنبالِ شکارِ روایت‌هایِ معمولی از مردم است... "اینجا فقط خاطرات ثبت میشود" کانال بله: https://ble.ir/rige_ravane
مشاهده در ایتا
دانلود
راستی این موج وعده صادق حساب میشد؟ موج چندم بودیم؟!
یارب تو مرا به نفس طنّاز مده با هر چه به جز توست، مرا ساز مده من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش من آن توام، مرا به من باز مده
چند شب پیش با مادرم حرف می‌زدم. گفتم: مادر جان! نسلِ شما هم رنج‌های خودش را داشت، اما قصه‌هایتان بوی زندگی می‌داد. از زمستان‌هایی می‌گفتی که برف تا زانوی آدم می‌نشست و شما میان سپیدی کوچه‌ها راه باز می‌کردید تا به مدرسه برسید. از روزگاری که آسمان هنوز خاکستری نشده بود، رودها جان داشتند و آدم‌ها بی‌آنکه بدانند، در هوایی نفس می‌کشیدند که قدرش را نمی‌دانستند. هر بار که از آن سال‌ها می‌گفتی، حس می‌کردم سختی بود، اما زندگی هنوز این‌همه درگیر خبرهای تلخ و بحران‌های پی‌درپی نشده بود. اما قصه‌های ما فرق دارد. ما هم برای بچه‌هایمان داستان خواهیم داشت. روزی برای دخترم و پسرم تعریف می‌کنم که سال‌هایی بود که مهمانی ناخوانده به نام کرونا به خانه‌هایمان آمد؛ مدرسه‌ها را ساکت کرد، خیابان‌ها را خلوت کرد و عزیزانمان را با خود برد. برایشان از روزهایی می‌گویم که آسمانِ شهر خاکستری بود و خشکسالی، نفسِ زمین را گرفته بود. و از شبی خواهم گفت که خوابیده بودیم؛ شبی که قرار بود صبحش با هزار شوق برای عروسی عزیزترین آدمِ زندگی‌ام آماده شوم. شبی که مدت‌ها منتظرش بودم. اما پیش از آنکه خورشید طلوع کند، خبر دیگری از راه رسید و همه‌چیز را تغییر داد. چند وقت بعد درست وقتی خیال می‌کردیم سهممان از حادثه‌ها کم نبوده، شبی رسید که خوابیدیم و صبح را با خبری دیگر آغاز کردیم؛ خبری که انگار چیزی را در دل خیلی از ما جابه‌جا کرد. روزی اگر خدا بخواهد مادری شوم، برای فرزندانم تعریف می‌کنم که وطن فقط جایی نیست که در آن به دنیا می‌آیی؛ جایی است که حبّش، غمش، حادثه‌هایش بی‌دعوت، راهشان را به قلبت پیدا می‌کنند. برایشان می‌گویم شب‌هایی بود که مردم، با همه خستگی‌ها و گرفتاری‌های خودشان، کنار هم ایستادند. نه چون نمی‌ترسیدند، بلکه چون نمی‌خواستند در روزهای سخت، یکدیگر را تنها بگذارند. برایشان خواهم گفت که آدم‌ها فقط گریه نمی‌کردند؛ همدیگر را پیدا می‌کردند، کنار هم می‌ایستادند، دعا می‌کردند، اشک می‌ریختند و باز روز بعد از نو شروع می‌کردند. بعضی روزها از صبح تا شب و بعضی شب‌ها تا خودِ صبح، بسته آماده می‌کردند، کمک جمع می‌کردند و هر کس به اندازه توانش تلاش می‌کرد باری از دوش دیگری بردارد. برای دخترم خواهم گفت که زن بودن را فقط با لطافت نشناس. زن بودن گاهی یعنی با همه نگرانی‌ها و دلتنگی‌هایت، باز هم زندگی را پیش ببری. یعنی وقتی دلت آشوب است، نگذاری چراغ خانه خاموش شود. و برای پسرم خواهم گفت که بعضی آدم‌ها آن‌قدر بزرگ‌اند که فقط در کتاب‌ها زندگی نمی‌کنند؛ حضورشان در حافظه یک نسل باقی می‌ماند. امشب که را پشت سر می‌گذارم، صد خاطره دارم، صد بغض دارم و صد حسرت. اما عجیب است که در میان همه این دلتنگی‌ها، هنوز را از دست نداده‌ام. فرزندم! ما با امید زنده‌ایم. همان‌طور که نسل‌های قبل از ما زنده ماندند. آدم‌های خوب می‌آیند و می‌روند؛ مهم آن است که از زندگی‌شان چه می‌آموزیم و بعد از آن‌ها، چه مسیری را ادامه می‌دهیم. و شاید سال‌ها بعد، وقتی من هم مثل مادرجان برای تو از گذشته‌ها می‌گویم، نوبت قصه‌های ما باشد؛ قصه روزهایی که فقط از کنار تاریخ عبور نکردیم، بلکه با اشک‌ها، نگرانی‌ها، دعاها و امیدهایمان، آن را زندگی کردیم.
من از مهون‌داری خیلی خوشحال میشم. وقتی مهمون از راه دور میاد بیشتر خوشحال میشم. وقتی اون مهمون، دوستم باشه بیشتر خوشحال میشم. وقتی با سوغاتی شهرشون میان که من دیگه بنده‌شون میشم اونم اگر از اصفهان و بندرعباس باشن😇
/هِیمَنه/
دوغ و گوشفیل، رو باید تجربه کرد👌
وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
هدایت شده از [ هُرنو ]
امروز شد یک سال. یک سال که دیگر شوخی و تعارفی در کار نیست و روی نظامی و جدی‌تر جنگ، عیان شده. اولین روز جنگ ۱۲روزه برای من به اندازهٔ روز شنیدن شهادت آقا، دردآور و بهت‌آور بود. دانه‌دانهٔ سرداران و فرماندهان شهید می‌شدند و خبر شهادت‌ها اعلام می‌شد. برای من اما قسمت سوزناکش فقط شهادت این مردان خدا نبود. همان سوزی بود که برای حاج‌قاسم هم وجود داشت. آدم‌هایی شهید می‌شدند که تا چند وقت قبل‌ترش، آماج حملات کلامی و رسانه‌ای عده‌ای تندرو بودند. عده‌ای که سال‌هاست برچسب را برای خودشان مصادره کرده‌اند. همان‌ها که به در زمان حیاتش تاختند، به و در ماجرای عملی‌نشدن وعدهٔ صادق۳ تاختند و تهمت‌ها زدند و شایعه‌ها پخش کردند، سال‌ها پروژه‌ داشتند برای تخریب شخصیت و این مسیر ادامه دارد. عده‌ای که در خوش‌بینانه‌ترین حالت، چوب نادانی و وقت‌نشناسی و کم‌تقوایی زبان‌شان را باید مردم کف جامعه بخورند؛ در حالت بدبینانه هم... بگذریم. ان‌شاءالله که فقط نادانند و وقت‌نشناس. همان‌ها که ترجیح می‌دادند از آقای شهید تصویر رهبری بسازند که نمی‌تواند حرفش را بزند و توسط عده‌ای غربگرا و ضدانقلاب محاصره شده و استخوان‌درگلو، ناظر سقوط ارزش‌های آرمانی است. حالا همان‌ها مسیرشان را ادامه می‌دهند. از آقاسیدمجتبی هم می‌خواهند همین تصویر را بسازند. و البته که مسیر «ضدانقلاب‌سازی امنای رهبر شهید و رهبر جدید» را با قوت پیش می‌برند. در تمام این سال‌ها، هم بلندگو داشته‌اند و هم زور. حالا هم که شب‌به‌شب و میدان‌به‌میدان مشغول خالی کردن دل مردمند. امروز داشتم صوتی از استاد اصغر طاهرزاده گوش می‌دادم در نقد اظهار نظر اخیر آقای نبویان؛ (چون به صورت عمومی منتشر نشده، اجازهٔ انتشارش را ندارم و عذرخواهم.) همزمان با یکی از پیام‌های کانال حسین دارابی مواجه شدم و دیدم چقدر مسیر، تکراری و آشناست. کاش این عزیزان، برای این پیام‌های چرند و نامربوطی که منتشر می‌کنند، در روز قیامت پاسخ داشته باشند. اعصاب مردم و تاب‌آوری آدمهایی که بیشتر از سه ماه است هر شب در خیابان هستند، خیلی گران‌بها است. پانوشت: بدیهی است. اما گاهی باید بدیهیات را هم توضیح داد؛ من نمی‌دانم در نهایت چه اتفاقی بر سر توافق خواهد افتاد. اما دو مسیر بیشتر ندارم. یا اینکه نسبت به این فرایند انقدر بی‌اعتماد هستم که قالیباف را خودفروخته و عراقچی را مزدور آمریکا می‌دانم و... که باید فاتحهٔ جمهوری اسلامی را بخوانم. یا به ساختاری که (با تمام نقایصی که دارد) توانسته صد روز جلوی شقی‌ترین، زورگوترین و پلیدترین موجودات روی زمین بایستد، اعتماد کنم و بگذارم آنهایی که توسط رهبر مسئولیت به عهده‌شان است، کارشان را بکنند. و طبیعتاً بین «کنش‌گریِ انقلابی» و «تهمت‌زدن‌های سریالی» فرسنگ‌ها فاصله است. خدا آخر و عاقبت‌ همه‌مان را بخیر کند. @hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
میدونم که دلم برای این شب‌ها تنگ میشه...
در خیالم با خیالت، بی خیالِ عالمم تا که‌ هستی در خیالم، خوش خیالِ عالمم
هدایت شده از کشوردوست
33.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 ویژه؛ ببینید؛ 🏴 باور ندارم... 🎥 نماهنگی از مدیحه‌سرایی جدید حاج مهدی رسولی به مناسبت فرارسیدن نخستین ماه محرم در فراق رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه ❤️ به همراه قاب‌هایی از قرار دل‌های بی‌قرار رهبر شهید در این‌شب‌ها در رواق کشوردوست 🖥 @Keshvardust_ir
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ»