💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍
🤍💚🤍
💚🤍
🤍
✨﷽...✨
#رمان_آدم_و_حوا📖
#قسمت_صد_و_هشتاد_و_چهارم
خیلی جدي سرش رو تکون داد .
امیرمهدي – بیشتر از چیزي که فکرش رو می کردم .
خودم رو لوس کردم .
من – دعام کردي ؟
و چقدر دلم می خواست بگه نه .
که به دل بی تابم بگم " ببین . این
آدم اصلا بهت فکر هم نمی کنه " .
دونستم " آره " گفتنش هواییم می کنه .
ولی حرفی که زد هم بی
تاب ترم کرد و هم دلم بدجور خواست حواي این آدم رو به روم بودن رو .
امیرمهدي – همین که چشمم به ضریح شش گوشه ي آقا افتاد ،
اولن نفر شما تو ذهنم اومدین.
وای که یکی باید میومد جمعم می کرد .
من و این همه خوشبختی؟ ...
نتونستم خوددار باشم .
با کمی غمزه گفتم .
من – یادم بودي ؟
و لحن پر از عمقش از هستی ساقطم کرد .
امیرمهدي – زیاد ....
قادر به نفس کشیدن نبودم .
فکر نکرد با دل دختر رو به روش
چیکار می کنه ؟
مبهوت صورتش بودم .
دستش رو بالا برد و گوشه ي ابروش رو لمس کرد .
انگار از حرف خودش متعجب بود که ابروش رو بالا داده بود .
امیرمهدي – خب ، گفته بودین دعاتون کنم دیگه !
تو دلم گفتم " دیدي چی گفت ؟
به خاطر دعا تو ذهنش بودي " ..
یعنی اگر اون جمله رو نمی گفت آسمون به
زمین میومد ؟
خوب می ذاشت تو رویاهاي خودم خوش باشم دیگه
.
سعی کردم به روي خودم نیارم چقدر خورده تو ذوقم .
براي اینکه بیشتر اذیتش کنم گفتم .
من – برام سوغاتی آوردي ؟
و تو دلم بهش خندیدم که چون برام چیزي نیورده یه مقدار شرمنده می شه .
لبخند محوي زد .
امیرمهدي – آوردم .
ولی فکر نکنم امشب زمان مناسبی براي
دادنش باشه .
فقط بگم که سلیقه ي خودمه .
اگر خوشتون نیومدعفو بفرمایید .
آخ که چقدر من داشتم ضایع می شدم
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍💚🤍
🤍💚🤍💚🤍
💚🤍💚🤍
🤍💚🤍
💚🤍
🤍
✨﷽...✨
#رمان_برزخ_اما📓
#فصل_دو_رمان_آدم_و_حوا📖
#قسمت_صد_و_هشتاد_و_چهارم
پورمند –البته دکتر یادشون رفت بگن که اگر این حالت تا شش ماه دیگه ادامه داشته باشه مریضتون وارد حالت
نباتي پایدار مي شه.
دکتر حرف پورمند رو ادامه داد:
دکتر –البته بودن افرادی که بعد از یكي دو سال هم از این وضعیت خارج شدن . ولي خب اینا معجزه و احتمالات
علم ماست .
نه مي شه روشون صد در صد حساب کرد و نه
مي شه به طور کامل ناامید بود . اینم اضافه کنم ، با توجه به اسكن مغز بیمارتون ؛ وقتي از این حالت خارج مي شه چون مغز به طور کامل ترمیم نشده ممكنه بیمار
مشكلاتي داشته باشه.
باباجون –چه مشكلاتي دکتر . مي شه واضح بگین ؟
دکتر –ممكنه از نظر حرکتي یه مقدار مشكل داشته باشه .
البته با فیزیوتراپي و تمرینای سخت مي شه مغز رو وادار به ترمیم کرد ولي اینكه به طور کامل خوب بشه رو
نمي شه پیش بیني کرد و دیگه اینكه...
کمي مكث کرد و با نیم نگاهي به طرف من ، ادامه داد:
دکتر –و ممكنه تا آخر عمر نتونه بچه دار شه .
انگار داشت به من اخطار مي داد . جوری که خودم هم به شك افتادم نكنه من برای بچه دار شدن زن امیرمهدی شدم!
یكي نبود بهش بگه خب نشد که نشد ، بچه دار نشدنش مهم تره یا زنده موندنش ؟ ... بچه دار نشدنش یا تو این
وضع نباتي موندنش ؟
اخمي کردم و رو بهش گفتنم:
من –و دیگه ؟
متعجب نگاهم کرد:
دکتر –این مشكلاتي که گفتم به اندازه ی کافي مهم هستن . فكر نمي کنم دیگه مهمتر از اینا چیزی باشه خانوم؟
پوزخند پورمند باعث شد کمي تند حرف بزنم:
من –از اینا مهمتر اینه که وقتي خوب شد متوجه حرفا و رفتار ما مي شه ؟ مي تونه درست حرف بزنه ؟ مي تونه فكر کنه و تصمیم بگیره به کاری ؟ از همه مهمتر ... اختیار...
💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍💚🤍
https://eitaa.com/heyatjame_dokhtranhajgasem