4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
●🤍●
خدا اين روح در عذاب را کمک کند..
حیدࢪ|heydar
حیدࢪ|heydar
●🤍● خدا اين روح در عذاب را کمک کند.. حیدࢪ|heydar
- خدای کریم..
دلمان برای جنابتان تنگ شده
هر چه هم نت وجودیمان را
روشن میکنیم و میخواهیم
کانکت شویم نمیشود
دیس کانکت دیس کانکتیم
حال،
یا سیمکارتمان خراب است
یا خودمان؛
نمیدانیم
فقط تا جایی ک در خاطرم هست
روزی که این سیمکارت وجودی و این
جسم رنجور را تحویلمان دادند
گفتند برای اتصال ضمانت دارد
هر چه هم خراب وصل میشود
فقط کافیست روشن کنید..
نگرانیم مبادا برای وصل شدنمان
به شما هم نیازمند فیلتر شکن
شده باشیم..
پارازیت ها زیاد شده در ایران
میدانی که..
اما دوستم میگوید
ما در مشهد مشکلی نداریم..
بگذریم؛
امشب هم که گذشت
فردا به عراق وصل میشوم
شاید اتصالمان برقرار شد
دلتنگیمان تمام شد
بغلمان کردی و
یک دل سیر گریستیم..
✍🏼میمحمد..
محسن عرب خالقی1_2158119536.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
انقد دور دور دورم که
به تو نمیرسه صدام آقا..
1:35
حیدࢪ|heydar
Ali Fani4_5904287066455281443.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
اگر دلتان سخت به تنگ آمد
با ذکر حسین نفس بکشید🖤..
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
○🖤○
مثل مادر وسط کوچه گرفتار شدی..
حیدࢪ|heydar
حیدࢪ|heydar
○🖤○ مثل مادر وسط کوچه گرفتار شدی.. حیدࢪ|heydar
- بنام خدای حسین
عاشقا آدرس نمیپرسن..
تو کوچه پس کوچههای شهر کربلا گم شده بودم
هر از گاهی از کسی آدرس می گرفتم
و ادامه میدادم
خسته بودم..
تازه رسیده بودم کربلا
اما میخواستم تو همین حال خستگی و درموندگی بیام ببینمت
خلاصه که..
رو سیاه و خراب و آلوده
گم شده بودم تو کوچه ها
لابه لای روضهها..
تکیه دادم به دیوار
این همه مسیر و تو چه حالی اومدی؟!
چطور برگشتی؟!
نشستم
سیگارم و روشن کردم و اشکام بود که بی اختیار میومد..
من؟! کربلا؟!
چیکار میکنم تو این کوچههای تنگ و تاریک ..
صدای چند مرد عرب که از ته کوچه می اومدن
رشته افکارمو پاره کرد
نزدیک که شدن
پیرمردی که بینشون بود و متوجه شده بود من ایرانیام
اومد جلو
دست و پا شکسته فارسی بلد بود
+ سلام پسرم
تازه رسیدی کربلا؟!
خستهای حتماً
بیا بریم خونه غذا بخور
استراحت کن فردا خودم میبرمت حرم جوون..
ازش تشکر کردم گفتم اول باید برم مقام حضرت علی اکبر بعد برم حرم..
وقت برا استراحت هست..
+نگام کرد گفت چرا اول نرفتی حرم؟!
(نمیدونم چرا ولی بغضم ترکید
ناخودآگاه بغلش کردم و شروع کردم گریه کردن...)
_میشه بهم آدرس بدید؟!
باید برم..
سرم و بوسید و گفت:
+ عاشقا آدرس نمیپرسن..
همین کوچه رو برو
هر سمتی قلبت
شروع کرد تند تند زدن
پاهات بی حس شد
بدون داری درست میری..
فی امان الله
التماس دعا ایرانی..
رفت.....
همینجوری حرفش و تو سرم تکرار میکردم
عاشقا آدرس نمیپرسن..
من هم عاشقم؟!
با این حال خراب!!
میتونم اصلا عاشق باشم؟!!!
کوچه های تنگ و تاریک رد میشدم
با خودم زمزمه میکردم..
«ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده»
چند کوچه رو رد کردم
قلبم شروع کرده بود به تند تند زدن
مسیر و درست اومدم
قدمام و تند تر کردم
ایستادم
فضا پر بود از صدای روضه و ناله و گریه بلند..
خواستم تندتر برم و
غرق بشم تو جمعیت
اما پاهام..
پاهام دیگه یاری نمیکرد
مگه میشه جایی که آقا از اسب افتاده زمین من رو پا بتونم حرکت کنم...
باز هم روضه ..
ناگهان زانویم افتاد زمین چون دیدم
طرز چانه زدنت را علی..
رو زانوهام افتادم زمین
کمی خودم و بردم جلوتر
تکیه دادم به دیوار..
شروع کردم روضه خوندن....
مثل مادر وسط کوچه گرفتار شدی
من چگونه سوی خیمه خبرت را ببرم..💔
جوون کربلا
من باز گم شدم
اینبار
تو کوچه پس کوچه های دنیا
گم شدم وسط زندگیم..
عاشقا آدرس نمیپرسن
ما ها فقط کربلا رو بلدیم
قسمتمون کن..
✍🏼#میمحمد..
محمد حسین حدادیان4_5908790666082653589.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
خداحافظ علی اکبر..
برسون سلام بابا رو به پیغمبر..
تازه شد دوباره داغ کوچه و مادر..💔
1:32
حیدࢪ|heydar
حیدࢪ|heydar
خداحافظ علی اکبر.. برسون سلام بابا رو به پیغمبر.. تازه شد دوباره داغ کوچه و مادر..💔 1:32 حیدࢪ|hey
این همه راه دویدم
چه به موقع رسیدم
تا کنارت عزیزم
صد بار علی اکبر و دیدم..💔