هیهآت ؛
بعد از من چیزهایی که دوست داشتم را از یاد نبر . شعر را ، باران را ، ماه را ، خودت را ، خودت را ،
بیشترین غم رو اونجایی حس کردم ؛
که دیدم دارن روی تو خاک میریزن
ولی کاری از دستم برنمیاومد ..
شرمندهات شدم (:
هیهآت ؛
تو میروی بهسلامت ، سلام ما برسانی . .
مارا به سخت جانی خود این گمان نبود ،
که بخواهیم باشما وداع کنیم !
نماهنگ | دیدم که جانم میرود - حاج مهدی رسولی.mp3
زمان:
حجم:
12.4M
ء
گفتم که از غم تو بمیرم ؛ توان نبود ..
هیهآت ؛
انت کهفی و امانی ..
باز به آغوششما پناه آوردم ،
اما اینبار ، شکستهتر ، مغمومتر ، محزونتر . .