#داستانترسناڪخانهدانشجویی
🍃بعد از تماشای فوتبال خوابیدیم یهو با فریاد دوستم از خواب پریدم با خودم گفتم حتما کابوس میبینه 🍃چشامو دوباره بستم و خواستم بخوابم که باز یوسف توی خواب شروع کرد به فریاد زدن😱 کنجکاو شدم ببینم چیشده، چشامو باز کردم و سرمو برگردوندم طرفش 🍃خدای من چی میبینم ،، دیدم چند نفر سفیدپوش دورش حلقه زدن و رو زانو نشستن و با دستشون میزنن رو زانوهاشون و میخندن😱
ادامهٔداستان به بیمارانقلبی توصیه نمیشود🔞
ادامه این داستان واقعی در لینک زیر👇
😲 https://eitaa.com/joinchat/2043543625C7ff6285d8c