بلاتکلیف.
امروز وقتی بابا زنگ زد بهم گفت کی تو رو بیشتر از همه دوست داره؟ منم خندیدیم گفتم نمیدونم. گفت قبل از
پس اگه مارو دوست داری خوب ببین خودم رو حالم رو روزا رو شبارو که چجوری میگذره؟
تاحالا شده دستتو بزاری رو نبضت و از شدتش انگشتت یجوری بالا و پایین شه ک بفهمی اون کار چقد اشتباه بوده؟
بلاتکلیف.
کاش بتونم آدم های نزدیک و ناز نازی زندگیم رو هر روز ببینم.
چون وقتی بعد از یه مدت طولانی میبینمشون ارتباط گرفتن برام سخته و خوش نمیگذره.
هدایت شده از شرقیِ غمگین
دقیقا اقای هدایت،افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب دارد و تنهایی،اخرین گریزگاهِ انسان های صادق است.
هدایت شده از سـو
میلِ مردم فلسطین به زندگی اونقدر ریشهداره که آدم، هر جای دنیا هم که باشه، میتونه به احترامِ این همه خواستن، دوباره دل به زندگی بده.