eitaa logo
|هیرمان|
123 دنبال‌کننده
174 عکس
3 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511
مشاهده در ایتا
دانلود
افسوس من مرده‌ام و شب هنوز هم گوئی ادامه‌ی همان شب بیهوده‌ست.
آیا شما که صورتتان را در سایه‌ی نقاب غم‌انگیز زندگی مخفی نموده‌اید گاهی به این حقیقت یأس‌آور اندیشه می‌کنید که زنده‌های امروزی چیزی به جز تفاله‌ی یک زنده نیستند؟
گوئی که در کودکی در اولین تبسم خود پیر گشته است و قلب -این کتیبه‌ی مخدوش که در خطوط اصلی آن دست برده‌اند- به اعتبار سنگی خود دیگر احساس اعتماد نخواهد کرد.
سرد است و بادها خطوط مرا قطع می‌کنند آیا در این دیار کسی هست که هنوز از آشنا شدن با چهره‌ی فنا شده‌ی خویش وحشت نداشته باشد؟ آیا زمان آن نرسیده‌ است که این دریچه باز شود باز باز باز که آسمان ببارد و مرد، بر جنازه‌ی مرده‌ی خویش زاری کنان نماز گزارد؟
برش‌هایی از شعر [دیدار در شب]، فروغ بانو.
-[فاصله]
|هیرمان|
امید را پذیرفته‌ام و این درست به آن معناست که ناامیدی را پذیرفته‌ام. -بازم گروس.
راستشو بخوای جدی‌ترین دلیلِ حیاتمی. خودتو از من نگیر. بذار بدوم و بهت برسم.
-بالاخره اومدی.
آه. سخت بود شرایط.
|هیرمان|
راستشو بخوای جدی‌ترین دلیلِ حیاتمی. خودتو از من نگیر. بذار بدوم و بهت برسم.
نمی‌دونم سخته یا من سخت می‌گیرم. نمی‌دونم چقدر توان برای جنگیدن دارم. نمی‌دونم تهِ این بازی با خودم، چه اتفاقی قراره بی‌افته. نمی‌دونم قراره بازنده باشم یا برنده.. به هر حال، [یه بازنده‌ی خوش‌حال بودن، فکر کنم بهتر از یه حسرت‌خورده‌ی ناراحت باشه‌..]