eitaa logo
|هیرمان|
123 دنبال‌کننده
174 عکس
3 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511
مشاهده در ایتا
دانلود
دلِ منم. 3:08` -[شنبه، چهاردهِ مهرِ صفر سه.]
آدما دلشون برای هم تنگ نمی‌شه تا زمانی که کیلومتر‌ها فاصله و دنیا بی‌افته بینشون و خودشونو تنها ببینن بینِ باقیِ غریبه‌ها.
|هیرمان|
شاید هیرمان؛
شاید هیرمان؛
|هیرمان|
[می‌نویسم لبخند و با غمی بیش‌تر می‌کُشمت]
با آخرین امید‌های مانده در قلبم، بر ابر که چشمِ بارنده‌ی آسمان است، می‌نویسم: «مرا از یاد مبر!»
-
آن‌چه‌ هستم، نیستم.
|هیرمان|
داستان‌های متفاوت، در زمان و موقعیت مشترک.
داستان‌های متفاوت، در زمان و موقعیت مشترک.
|هیرمان|
نجاتم بده. مرا از تکرارِ این تعلقِ خیالی، نجات بده!
ما -من و تو- هردومان قاصدکِ رها در بادیم که به دنبال آرزو می‌رقصیم.
دیروز یکی تو مترو رو به روم بود، به مخاطبِ پشت تلفنش گفت: «بتونم ده دقیقه چشمامو هم ببندم خوبه..»