eitaa logo
|هیرمان|
191 دنبال‌کننده
204 عکس
6 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511
مشاهده در ایتا
دانلود
|هیرمان|
وقتی نوشته های آتوسا را میخوانم احساس میکنم که باید بنویسم. به چرا فکر میکنم. به اینکه آیا باید می
این‌روز‌ها می‌خواهم بنویسم. می‌خواهم تمامِ احساسم را کلمه کنم و در گوشِ پرستوها بخوانم. می‌نویسم تا فراموش نشوم. برای حیات می‌نویسم. می‌نویسم تا نفس بکشم. برای امید می‌نویسم. می‌نویسم تا نامه‌رسانِ آدمی‌زاد بشوم. برای خودم می‌نویسم. می‌نویسم تا معنابخش باشم. برای زن می‌نویسم. می‌نویسم تا قفس را کلمه کنم. برای ایران می‌نویسم. برای پرواز، برای دشت، برای نور، برای ایران می‌نویسم. این‌روزها کلافی هستم که هر تکه‌‌ام گره‌ای کور دارد و تکه به تکه‌ام درد می‌کند. این‌روزها دارند پیرم می‌کنند. می‌خواهم بنویسم. برای تمام چیزهایی که گفتم، امروز بیش‌تر از همیشه می‌خواهم بنویسم. به چند کلمه‌ی مبهم چنگ می‌زنم و عاقبت با سری دردناک کنارشان می‌گذارم. موسیقی را زیاد می‌کنم تا فراموش کنم. پاهایم را محکم‌تر تکان می‌دهم بلکه حواسم پرت شود. بی‌کار که می‌شوم حمام می‌روم و به موهایم بارها دست می‌کشم. بیرون که می‌روم فکر می‌کنم رژِ قرمز نشانه‌ی اعتراض است یا لب‌های بی‌رنگ؟ و من خط لب قهوه‌ای را پررنگ‌تر می‌کشم و غمِ چشمانم کار را تکمیل می‌کنند. شمال تا جنوبِ شهر را قدم می‌زنم و با خود فکر می‌کنم پسرم که دنیا آمد غریبگی نمی‌کند. هرکجای این‌ خاک که دست بگذارد، خواهری، برادری، آشنایی بیرون می‌ریزد. در شهر آفتاب‌گردان‌ها شبانه بیدار می‌شوند و در خفا به دنبال قتلِ عام آن‌ها می‌آیند. سرو‌ها ایستاده‌اند و نخل‌ها اگرچه بی‌سر، ولی هنوز جان دارند. من می‌نویسم. تمامِ روزها را با درد با امید با غم می‌نویسم چرا که من زنده‌ام و زندگی را هیچ‌وقت نمی‌توان کشت! -بامدادِ سی بهمن.-
-باغِ من.
این درخت خیلی بامزه‌ست.
-[بی‌نام]
هدایت شده از موقت.
همچنان سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم
|هیرمان|
یقه‌ام را می‌گیرد حرف‌های خورده‌ام از گلویم بیرون می‌ریزد ضامن تفنگ را می‌کشد و ثانیه‌ای بعد، جسم ز
افکارم را مرتب می‌کنم و قلمو را در چشمانم می‌چرخانم اشک‌های آبی می‌ریزم و ماهی‌های قرمز روی گونه‌هایم می‌رقصند من انسانم و هرچقدر که انکار کنم، باز رنج دارم.
امروز ندیدم موقت اعلام کنه؛ ولی هنوز هم سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم.
هدایت شده از موقت.
=))) چون امروز قصد داشتم که: