eitaa logo
|هیرمان|
123 دنبال‌کننده
174 عکس
3 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511
مشاهده در ایتا
دانلود
-
-
|هیرمان|
[اگه من خودم تاریکی بودم چی..؟]
[اگه زورِ تاریکی بیش‌تر از شعله‌‌های شمع بود چی؟]
هدایت شده از خانومِ گیشنیز؛
_هیرمان؛ اینجا زمستونه،فصل مورد علاقه من) ادمینش واسم زیادی دوست داشتنیه . . . پر از نوشته هاییه که عمیقا لبخند میشونه رو لبم) پر از عکسایی که میشه ساعت ها بهشون خیره شد و نوشت . . پر از صوت هایی که روحتو نوازش میکنه و غماتو میشوره میبره )) اینجا واسم شبیه اتاق ی روانپزشکه وسط ی روستای شمالی، با هوای بارونی و مه آلود))) همینقدر دوست داشتنی و عزیز💙
|هیرمان|
_هیرمان؛ اینجا زمستونه،فصل مورد علاقه من) ادمینش واسم زیادی دوست داشتنیه . . . پر از نوشته هاییه که
این‌ توصیفات و تشبیه‌ها انقدر شیرین و قشنگ بود که فقط می‌تونم بگم وای و یک دنیا تشکر کنم. =))))))
|هیرمان|
خیلی دوستش بدارید.
|هیرمان|
[اگه زورِ تاریکی بیش‌تر از شعله‌‌های شمع بود چی؟]
[اگه بدونم فاصله‌‌مون قدِ یه نفسه، من اون نفسو سریع و عمیق‌تر می‌کشم]
-
-از واقعیت‌ها. دیدم بهم پیام داده و ازم پرسیده: معنیِ پروفایل‌هات چی ان؟ دونه دونه براش توضیح دادم. خودش می‌دونست ولی از زبونِ من می‌خواست بشنوه. همه رو گفتم و رسیدم به این. نمی‌دونستم معنیِ این سه کلمه‌ رو چطوری باید انتقال بدم. یبار "..." برگشت گفت اگر این جمله رو جایی ببینم، فقط بهش زل می‌زنم. می‌خواستم برگردم بگم خب آدمِ حسابی.. زل بزن دیگه. فلانی راست می‌گه. زل بزنی خودت می‌فهمی.. من بیام از چیِ این برات بگم؟ من کی ام و تو کی ای و ما کی ایم؟ خلاصه نشد دیگه. هر نشونه‌ی نصفه و نیمه‌ای که به ذهنم رسید رو بهش دادم تا خودش بفهمه منم نمی‌دونم کی به چیه. از بیست و ششم گذشت؛ پس: از گفت و گوی دل‌نشین با کسی که حدود دو برابرت سن داره، به تاریخِ [بیست و هفتِ شهریور ماه.]!