47.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روایت | آقا اجازه منم خادم بشم
📌روزی که وارد امامزاده شدیم، رفت و آمدهایش، بدو بدوهایش، تلاش و پشتکارش زیاد به چشم میآمد.
📌سعی میکرد مسئولیتپذیر و جدی باشد اما شیطنت و روح کودکیش امان نمیداد. یک بار نگاهش میکردی به غرفهدارها کمک میکرد؛ بار دیگر به نقاشهای کوچک لوازم نقاشی میداد؛ یک باره هم میدیدیم با پسرهای همسنش فوتبال میکرد و به قول خودش باعث سرگرمیشان میشد.
📌از او خواستیم با ما مصاحبه کند؛ انگشتش را جلو آورد:
_دو لحظه صبر کنید.
📌گفت و به طرف غرفه کودک و نوجوان دوید.
📌وقتی برگشت، لبخند به لب ما نشاند. چفیه عربیش که حکم آچار فرانسه داشت، را روی گردنش انداخته بود و اعلام کرد که آماده شده است.
📌پر از حس و مردانه حرف میزد و از مسئولیتها و خستگی ناپذیریاش میگفت.
🚩در دل از ارباب خواستم این قاسمها که خادمش شدهاند را به حکم "احلی من العسل" زیر پر و بالش حفظ بفرماید.🚩
#حیانتا_الحسین_علیه_السلام
#امامزاده_شاه_جمال
#قرارگاه_مردمی_اربعین
🔻با قرارگاه مردمی اربعین همراه باشید:
🏴↝•| @hikarbala_ir
47.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روایت | آقا اجازه منم خادم بشم
📌روزی که وارد امامزاده شدیم، رفت و آمدهایش، بدو بدوهایش، تلاش و پشتکارش زیاد به چشم میآمد.
📌سعی میکرد مسئولیتپذیر و جدی باشد اما شیطنت و روح کودکیش امان نمیداد. یک بار نگاهش میکردی به غرفهدارها کمک میکرد؛ بار دیگر به نقاشهای کوچک لوازم نقاشی میداد؛ یک باره هم میدیدیم با پسرهای همسنش فوتبال میکرد و به قول خودش باعث سرگرمیشان میشد.
📌از او خواستیم با ما مصاحبه کند؛ انگشتش را جلو آورد:
_دو لحظه صبر کنید.
📌گفت و به طرف غرفه کودک و نوجوان دوید.
📌وقتی برگشت، لبخند به لب ما نشاند. چفیه عربیش که حکم آچار فرانسه داشت، را روی گردنش انداخته بود و اعلام کرد که آماده شده است.
📌پر از حس و مردانه حرف میزد و از مسئولیتها و خستگی ناپذیریاش میگفت.
🚩در دل از ارباب خواستم این قاسمها که خادمش شدهاند را به حکم "احلی من العسل" زیر پر و بالش حفظ بفرماید.🚩
#حیانتا_الحسین_علیه_السلام
#امامزاده_شاه_جمال
#قرارگاه_مردمی_اربعین
📌پل های ارتباطی قرارگاه مردمی اربعین
🌐Www.hikarbala.com
🖇 #عضو_شوید| کانال ایتا و اینستاگرام
🆔@hikarbala_ir