هیمآ...♡
اینجوری که یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد.. :)
میتونم تصور کنم بعد از ارسال این پیام الان ناشناس و پیوی زهرا در حال انفجار باشه😂
شایدم تا الان کار از کار گذشته باشه و منفجر شده باشه
وای گاد دختر
بعد از چند ساعت کار کردن و طرح زدن با خستگی و کوفتگی گوشی رو گرفتم یهو دیدم متانویا پیام اومده، با همون بیحوصلگی باز کردم ولی خدا میدونه الان چقدددد ذوق کردم و خوشحالممممم
قشنگ انرژی گرفتممم😭😂
خب دیگه انرژی گرفتیم از عروس شدن زهرا
با قدرت بریم سر کارمون که اگه خدا بخواد زودتر تموم شه
میگم خدارو چه دیدی؟
شاید همه این شلوغی ها و مشغله ها کارِ خداست واسه فراموش کردنش...
امروز داشتم به زهرا میگفتم من واقعا چرا همیشه انقد کار دارم و همش دارم میزنم تو سرم که وقت ندارم؟