eitaa logo
هیمآ...♡
137 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/himayejan/12546 قربونت❤️🌱
ما امشب الحمدالله خانوادگی از یه خطر بزرگ جون سالم به در بردیم... یه چند تا صلوات میفرستین برامون که همه چی ختم به خیر بشه؟
یه آتیش سوزی و انفجار از بیخ گوشمون رد شد خداروشکر خدا خیر بده آتش‌نشان هارو، بنده خداها انقدر با عجله خودشونو رسوندن که حتی نرسیده بودن کامل لباس بپوشن! تو کوچه تند تند داشتن لباس کارشونو میپوشیدن
هدایت شده از هیمآ...♡
امروز، چهارشنبه :) یا حیّ و یا قیّوم... بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى جَعَلَ اللَّيْلَ لِباساً، وَالنَّوْمَ سُباتاً، وَجَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً، لَكَ الْحَمْدُ أَنْ بَعَثْتَنِى مِنْ مَرْقَدِى وَلَوْ شِئْتَ جَعَلْتَهُ سَرْمَداً، حَمْداً دائِماً لَايَنْقِطعُ أَبَداً، وَلَا يُحْصِى لَهُ الْخَلائِقُ عَدَداً، اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ أَنْ خَلَقْتَ فَسَوَّيْتَ، وَقَدَّرْتَ وَقَضَيْتَ، وَ أَمَتَّ وَ أَحْيَيْتَ، وَأَمْرَضْتَ وَشَفَيْتَ، وَعافَيْتَ وَ أَبْلَيْتَ، وَعَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَيْتَ، وَعَلَى الْمُلْكِ احْتَوَيْتَ؛ أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ ضَعُفَتْ وَسِيلَتُهُ، وَانْقَطَعَتْ حِيلَتُهُ، وَاقْتَرَبَ أَجَلُهُ، وَتَدَانَىٰ فِى الدُّنْيَا أَمَلُهُ، واشْتَدَّتْ إِلَىٰ رَحْمَتِكَ فاقَتُهُ، وَعَظُمَتْ لِتَفْرِيطِهِ حَسْرَتُهُ، وَكَثُرَتْ زَلَّتُهُ وَعَثْرَتُهُ، وَخَلُصَتْ لِوَجْهِكَ تَوْبَتُهُ، فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيِّينَ، وَعَلَىٰ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، وَارْزُقْنِى شَفاعَةَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَلَا تَحْرِمْنِى صُحْبَتَهُ، إِنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ. اللّٰهُمَّ اقْضِ لِى فِى الْأَرْبَعاءِ أَرْبَعاً: اجْعَلْ قُوَّتِى فِى طَاعَتِكَ، وَنَشَاطِى فِى عِبَادَتِكَ، وَرَغْبَتِى فِى ثَوَابِكَ، وَزُهْدِى فِيَما يُوجِبُ لِى أَلِيمَ عِقَابِكَ، إِنَّكَ لَطِيفٌ لِمَا تَشَاءُ. به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی‌اش همیشگی است، ستایش خدا را که شب را پوشش و خواب را مایه آرامش و روز را زمینه تکاپو قرار داده، ستایش فقط شایسته توست که مرا از خوابگاهم برانگیختی و اگر می‌خواستی خوابم را جاودان می‌ساختی، ستایش دائم که هرگز پایان نیابد و سپاس بیکران ‌که آفریدگان از شمارش آن ناتوان‌اند، خدایا! ستایش تنها شایسته توست که آفریدی و سامان دادی و اندازه مقرر نمودی و فرمان دادی و میراندی و زنده کردی و بیمار نمودی و درمان کردی و بهبودی عنایت فرمودی و فرسوده ساختی و بر عرش هستی استیلا یافتی و بر فرمانروایی جهان چیره گشتی؛ تو را می‌خوانم همچون کسی که وسیله‌اش ناکارا گشته و رشته‌ی چاره‌اش گسسته و مرگش نزدیک شده و آرزویش در دنیا کاستی یافته و سخت بر رحمت تو نیازمند گشته و حیرتش بر اثر کوتاهی فزونی یافته و لغزش و افتادنش فزونی یافته و بازگشتش به‌سوی تو خالص شده است، پس بر محمّد خاتم پیامبران و بر خاندان پاکیزه و پاک‌نهاد او درود فرست و شفاعت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش باد) را روزی‌ام فرما و از هم‌نشینی با او محرومم مساز، همانا تویی مهربان‌ترین مهربانان، خدایا! در چهارشنبه چهار حاجت مرا روا ساز: نیرویم را در طاعت خود و نشاطم را در بندگی خویش و رغبتم را در پاداشت و بی‌رغبتی‌ام را در آنچه موجب عذاب دردناک توست قرار ده، همانا تو به هر که بخواهی مهربانی
هدایت شده از هیمآ...♡
همین الان که اینو دیدی، بخون :]💖
کنتور برق تو حیاط خودمون آتیش گرفت به خاطر بارندگی اتصالی کرد و همه کنتور ها باهم ترکیدن و آتیش گرفتن
اره ان‌شاءالله حتما یه کاری میکنیم ممنون❤️
هدایت شده از خویش نویس
متعادل بودن چشه ؟ گیر یک مشت افراطی تفریطی افتادیم:)^^
آسمون و ابرای دلبر امروز*
بالاخره قسمت جدید نامه هارو نوشتم. ینی بهتره بگیم قسمت آخر رو...
به نام خدا. نامه نوزدهم. سرم را از سجده بلند می‌کنم و مشغول ذکر گفتن می‌شوم. صدای زمزمه‌های آرام‌ت به گوشم می‌رسد که پشت سر هم می‌گویی: الحمدالله... الحمدالله... الحمدالله نگاهت میکنم، شانه های مردانه ات به خاضعانه ترین شکل ممکن پایین افتاده‌اند و مشغول ذکر گفتن هستی... الله اکبر" گفتن هایم تمام شدند و حالا رسیدم به ذکرِ شکر... از پشت نگاهی روانه‌ات میکنم و اولین" الحمدالله" را به خاطر داشتنت می‌گویم. مهربانی هایت که یادم مي‌آيد دومین الحمدالله را راهی زبانم می‌کنم. سلامتی‌ات دلیل سومین شُکر می‌شود... به نگاه کردنت ادامه می‌دهم که سکوت اتاق را می‌شکنی و به آرامی می‌گویی: حواسم هست زل زدی بِهِماا... با این کارات حواس برام نمیذاری، رو هیچی جز تو نمیتونم تمرکز کنم! بلند می‌شوم، آرام سمتت می‌آیم و همزمان که سجاده‌ی تا شده ام را کنار سجاده‌ات می‌گذارم لب می‌زنم: نبایدَم رو چیز دیگه ای تمرکز کنی جز من... می‌خندی و می‌خواهی جوابی نثارم کنی که قبل از حرف زدنت چشمکی به رویت می‌پاشم و با دو از اتاق خارج می‌شوم. در اتاق را می‌بندم و با لب‌هایی که به خنده کش آمدند می‌گویم: خوبه که هستی، همیشه باش... پایان. ...✍🏻