خب میدونید
من فهمیدم این سستی که این دو روز سراغم اومده کار شیطونه!
ینی کلا بی حسم و کلیییی کار دارم که نمیدونم از کدوم شروع کنم به انجام دادن!
شیطونم هی وول انداخته به جونم و منو قشنگ زمین گیر کرده جوری که رسما هیچ کاری نمیکنم! همش یه گوشیه افتادم...
و خب ازونجایی که دیگه نمیخوام اینجوری باشم، میخوتم بلند شم و شروع کنم کارامو.
و خب این الان از جون کندن برام سخت تره...!
ولی دیگه بیشتر از این نمیتونم به شیطون رو بدم...☝️🏻
پس
چیکار میکنیم؟
آوا میریم یدونه میزنیم تو گوش خودمون ک به خودمون بیایم، بعدم با یه برنامه ریزی سعی میکنیم دونه دونه به کارامون برسیم...
و بعد هم برای هم دعا میکنیم که خدا به وقت مون برکت بده برای انجام کار های عقب مونده.
+دیروز بهت برگشت؟
_ نه
+ پس امروز هم فردا بهت برنمیگرده، میخوای همینجوری به تلف کردنش ادامه بدی یا پاشی یه حرکتی بزنی؟
_ پاشم یه حرکتی بزنم، یاعلی🤝
هیمآ...♡
+دیروز بهت برگشت؟ _ نه + پس امروز هم فردا بهت برنمیگرده، میخوای همینجوری به تلف کردنش ادامه بدی یا پ
خب من از اون موقع تا الان یکی از کارایی که باید انجام میدادمو تموم کردم و الان میخوام تحویلش بدم✋
شما چه کردین؟
آخه فرزندانم اسم و سن من به چه درد شما میخوره که میپرسین؟😂
اسمم همون هیما
و سنمم، باید بگم که هنوز دانشجو نشدم...😬🤷♀
بیشتر از این حقیقتا فعلا معذورم🙃❤️