https://eitaa.com/im_mah_roo/1771
پنج هفته تو تابستون کلاس داریم بعد تعطیلی میشیم دوباره از اول مهر میریم سر کلاس🥲
هیمآ...♡
_آروم باش دختر، اون فقط دوستته، مور مورت نشه لطفا... +همچنان منی که دریافت پیامای احساسی از طرف دوست
به جز استثنای دو سه نفره
ولی خب واقعا الان نسبت به این اینجوری ام که: ها؟ من؟ تو کی ای؟ من کیم؟😂
بدنم خطاب به دستگاه گوارش و سرم: آماده باشید! داره سوار ماشین میشه. میخوام تو کمتر از پنج ثانیه حالت تهوع و سرگیجه بگیره. ببینم چیکار میکنین بچه ها...
چرا خب :/
دراز کشیدم سرم تو گوشی بود، همزمان مامانم که اومد تو اتاق:
+پاشو
_الان پا میشم
+میگم پاشو
_بخدا الان پا میشم
+بلند نمیشی نه؟
_چرا الا...
*قبل از اینکه جمله تموم شه، نصف لیوان آب یخ روم خالی شد🙂😂
شروع دوازدهم یه حال عجیبیه.
حقيقتا دروغ نمیگم، فکر نمیکردم از همین اول انقد جدی و در عین حال شیرین باشه
حداقل منابع برای هر درس حداقل ۲۰، ۳۰ تاست و نکته کار اینجاست که اگه همممه شونم بخونی، باز از اونجایی ک کنکور هنر منبعش آزاده ممکنه سوالی بیاد که تو عمرتم باهاش مواجه نشدی.
درکل سخته ولی نشدنی نیست
از حق نگذریم استادامون وااااقعا خوبن، تا الان که با هیچ کدوم شون مشکل خاصی نداشتم. حقيقتا خیلی خیلی خفن درس میدن جوری که اصن فقط حتی گوش هم بکنی ۷۰ درصد داستانو حل کردی.
تازه این وسط اولین تجربه های داشتن استاد مرد رو هم زندگی کردم که حقيقتا فکر نمیکردم از پسش بر بیام.
ولی واقعیت خیلی خیلی ساده تر از اون غولیِ که تو ذهنم ساخته بودم و فکر میکردم قراره ثانیه به ثانیهش با عذاب و اذیت بگذره.