متاهلی واقعا عجیبه،
به صورت ناخودآگاه از خواب بیدار میشی میری تو آشپزخونه یدونه کف گیری که نشُسته مونده بوده رو میشوری بعد دوباره میای میگیری میخوابی😐😂
https://eitaa.com/9109301/16545
والا حس مشخصی ندارم چون واقعا یه تجربه جدیده😁 کاملا یه زندگی جدید و نو عه...
حوصلم هم نه سر نمیره، همسرم هست، مامانم میاد بهم سر میزنه، ما به مامانم اینا سر میزنیم و...
نه والا از این رسما نداریم ما😂
بدون سانسور و بدون زرد عقدی بازی بخوام براتون بگم باید بگم که دخترانم واقعا حس و حال جدیدیه!
تو هر روز صبح روزتو کنار آدمی شروع میکنی که دوسش داری ولی از اون طرف دلتنگی و سختی های خودشم داره!
من خودم فردای عروسی شبش نشستم نیم ساعت گوله گوله گریه کردم که از مامان بابام و داداشم جدا شدم و همسرم کل این نیم ساعت داشت دلداریم میداد و ارومم میکرد و سعی میکرد بخندم!
(حالا کلا فاصله خونه ما با مامانم اینا ۳ تا کوچه ست :/😂)
از اون طرف میشه گفت یه جورایی مستقل شدی و کاملا حس بالغ بودن رو احساس میکنی که این حقیقته خیلی شیرین و باحاله😌
میگم، در کل توی ذهنتون یه فانتزی خیلی گوگولی مگولی و سافت و کیوت ازش نسازید، یه جهنم و زندان سیاه و سرد و تاریک هم ازش نسازید!
مثل همه بخشای زندگی شیرینی و تلخیش باهمه
امروز فهمیدم دلم برا زهرا تنگ شده بوده و خودم خبر نداشتم تا وقتی که برام از راهیان فیلم فرستاد
ولی من هی باورم نمیشه که عروسی کردم همش منتظرم یه مرحله دیگه از ازدواجم مونده باشه😭😂
اینجوری ام که، دوران اشنایی؟ تموم شد
بله برون؟ تموم شد.
نامزدی؟ تموم شد.
عقد؟ تموم شد.
عروسی؟ تموم شد🥲
من برعکس خیلیا دیگه که میگفتن روز عروسی شون خیلی سخت بوده و اصن بهشون خوش نگذشته هم خییییلی همه چیز خوب بود خداروشکر هم مثل چیییی خوش گذشت🥲 اینجوریم که خدایا تروخدا دوباره از اوللل🥲🤌😂
https://eitaa.com/9109301/16551
نه دیگه اون جز ازدواج محسوب نمیشه جز خود زندگی محسوب میشه😂
بین اون نفسم که میگه صبر کنم تا ناهار و اون نفسم که میگه بشینم بستنی بخورم، گیر کردم🤝
هیمآ...♡
تف به ریا، دلتون نخواد، زنِ زَندَگی شدم رفت😔😂
من هر ۳۰ ثانیه به مامانم: خب مامان گفتی بعدش چیکار کنم؟