ببین مادر مردا کلا یه مقدار فراموشی تو ذاتشون هست😂 که خب نمیشه کاریش کرد فقط میشه مدیریتش کرد.
اینکه تو داری میگی واسه الان مشکلی نداره... شاید واقعا یادشون رفته. ولی نمیشه بیخیالش شد چون تو آینده مشکل ساز میشه.
اینکه میگی خجالتی هستی رو کااااملا میفهمم و بهت حق میدم. طبيعتا نمیشه صاف بری تو صورتشون نگاه کنی بگی پولمو بده😂🤦♀ ولی میتونی آروم و زیرپوستی کار رو جلو ببری!😁
مثلا اگر دوباره موقعیتی پیش اومد که شما پول دادی و همسرت گفت بعدا بهت میده، با شوخی و خنده بگو: دو دفعه قبلی مهمون خودم، ولی این دفعه حواسم هستااا... پس میگیرمااا😁
(اینجوری هم مطلب رو بهش یادآوری کردی، هم خودت رو جلوشون لنگ یه مقدار پول کم جلوه ندادی)
و دیگه هم ادامه نده. فقط بذار در حد یه تلنگر باقی بمونه. مرد ها صرفا نیاز دارن که هی بهشون یادآوری بشه!
یا ایندفعه که باهم بیرون بودین و همسرت چیزی خریدن بعد از تشکر دوباره توی شوخی و خنده بگو: اینو میزنم به حساب عزیزم😌😂 یا: اینو از قبلیها کم میکنم😁
(توی هر دو مورد یادت باشه که اول تشکر کنی و زحمتش رو نادیده نگیری! فقط در حد یه شوخی مطرحش کن)
بازم ببین شناخت خودت از همسرت چیه؟ اگر حس میکنی وااااقعا این دو دفعه یادشون رفته، که خب طبیعیه. ولی اگر فکر میکنی ممکنه دوباره تکرار بشه، این چیزایی که گفتم میتونه کمک کننده باشه❤️
سفیدبخت باشی مادر🤍
دخترم ظرفیت آدم ها، خواسته آدم ها از زندگی، روش هاشون و تصمیم هاشون کاملا متفاوته و ربطی به سن و... نداره.
اینکه تو با فکر کردن به اینا گر میگیری کاملا طبیعیه😁 (کدوم دختری هست که قبل از ازدواج به این چیزا فکر نکرده باشه و حالش بد نشده باشه و نترسیده باشه؟) ولی نکته اینجاست که این گر گرفتن ها و ترسیدن ها مال قبل ازدواجه چون واقعا فقط یه غولِ ساختگیِ ذهن ماهاست! وقتی باهاش مواجه میشی میبینی اونقدری که قشنگی هاش و رشد کردن هاش لذت داره، این چیزاش ترسیدن نداره😂❤️
در مورد نکته بعدی هم چی بگم والا😂 حرف میزنیم دیگه... حرف خودش میاد😂 بعدا خب نیاز نیست ۲۴ ساعته حرف بزنی که! یکم سکوت هم خوبه🤣
ولی نه جدی، من خودم به عنوان آدمی که در حالت معمول خیییلی کم ازم صدایی در میاد و خیییلی کم با آدما گرم میگیرم و حرف میزنم، به این نتیجه رسیدم که تو رابطه دو نفره همه چیز فرق داره! میدونی خب ناخودآگاه حرف تون میاد دیگه... نمیدونم چجوری باید توضیح بدم و منظورمو برسونم😂🤦♀
و نکته بعدی هم که مهمه اینه که خب طرف مقابلت چقدر اهل صحبت کردن باشه. مثلا من یکی از دوستای خالم بود که خییییلی ساکت بود، بعد یه شوهر گیرش اومد از خودش ساکت تر!😂 خب اونا طبيعتا اکثر اوقات ساکتن و مشکلی هم ندارن باهاش!
ولی مثلا یکی مثل من که ساکتم یه شوهر به شدت برونگرا دارم که در ثانیه میتونه از ۷۰۰ موضوع مختلف حرف بزنه😂🤌 خب بین ما دوتا طبيعتا همسرم بیشتر حرف میزنه و من بیشتر شنوندهام و اینجوری تعادل برقرار میشه.
در نهایت همه چیز، خوشی و ناخوشی، ترسیدن و نترسیدن، گر گرفتن و گر نگرفتن و... همش بستگی به خودت و مدل شخصیتت داره🫂
https://eitaa.com/9109301/17277
اولا که هیچکس منکر سختی های ازدواج نبوده و نیست. ولی بیاین قبول کنیم بعضیا دیگه خیییلی صفر و صدی برخورد میکنن! آدمی که خودش سالها ست ازدواج کرده مدام دم گوش همه میشینه و میگه ازدواج نکنن. چرا؟ چون صرفا خودش انتخاب درستی نداشته! :)
ولی از رشد هاش بخوام بگم، تک تک چالش هاش رشد داره.
تو با هر مرحله ای که سپری میکنی، صبور تر میشی، عاقل تر میشی، تاب و توانت بیشتر میشه... تو یاد میگیری در پوششِ ضعف های یه آدم دیگه باشه، و بالعکس.
تو به خاطر بهتر شدن زندگیت، ناخودآگاه شخصیتت بهتر میشه و در نتیجه تکامل شخصیتی خیلی خوبی پیدا میکنی.
در کنارش یه نکته ای هست که خیلیا بهش توجه نمیکنن، اینه که تو تنها رابطه جدید و درستی با یه آدم جدید برقرار میکنی،بلکه رابطه های قبلی ای هم که با خانوادت داشتی، قوی تر و محکم تر میشه :) تو بیشتر از همیشه پای حرف مامان بابات میشینی! و به تبع اینکه داری بزرگ میشی، از پدر و مادرت هم حرف هایی رو میشنوی که تا حالا نشنیدی! چرا؟ جوت اونا تورو بزرگتر از هر وقت دیگه ای میبینن...
تو قابل اعتماد تر میشی، تو تکیهگاه میشی و در عین حال تکیهگاه پیدا میکنی...
و...
آره خلاصه، به هر طرفش که نگاه میکنی، حتی به سختی هاش، توش رشد میبینی.
البته نکته اینجاست که تو واقعا به سختی هاش به دید رشد کردن نگاه کنی و آغوشت رپ به روی تغییر کردن نبندی...!
بچه ها مگه میگم سخت نیست؟😂
هست! هرکی بگه نیست داره دروغ میگه!
ولی خب نکته اینجاست که مگه تو این دنیا، وقتی قصدت بزرگ شدن باشه، راه آسونی هم هست؟😁
من؟ من به شدت عاقل تر شدم، صبور تر شدم، دیدگاهم به مسائل به شدت وسیع تر شده و...
ولی دروغ چرا؟ بارها و بارها گفتم، بازم میگم. درس خوندن سخت تر شده. مسئولیت بیشتر شده، نگرانی بیشتر شده و...
من همون روز های اول بعد از عروسی اومدم و بهتون بدون هرگونه زرد عقدی بازی گفتم حس و حالم رو!
نکته فقط اینجاست که من و تو نوعی، حاضریم و خودمون رو آماده قبول کردن این سختی ها میدونیم یا نه؟
همین!
یکی میخواد این مرحله رو طی کنه پس همه چیزش رو به جون میخره، یکی هم خودش رو آماده نمیدونه و خب سمتش نمیره.
همین.
بعدم واقعا نگاه تون به ازدواج خیلی وحشتناکه بخدا😂 درسته سختی هست، اذیت هست. ولی خب بیاید فقط منصف باشیم! مگه خوشی و قشنگیش کمه؟ مگه خنده هاش کمه؟ مگه تجربه کردن یه عااالمه حس و حال تازه با آدمی که دوسش داری، کم چیزیه؟
بعدم تو سختی هارو قرار نیست تنهایی به دوش بکشی که. یکی کنارت هست که غم و غصه هاتو، گریههاتو خستگی هاتو باهاش شریک میشی. و قطعا بالعکسش هم هست...
خلاصه بخوام بگم عین همه مراحل زندگی، تلخی و شیرینش با همه...❤️✨
هیمآ...♡
بچه ها مگه میگم سخت نیست؟😂 هست! هرکی بگه نیست داره دروغ میگه! ولی خب نکته اینجاست که مگه تو این دنیا
در یک وضعیت پر سر و صدایی تایپ کردم و اصلا تمرکز نداشتم، دیگه اگه جمله بندی ها قاطی پاتیه ببخشید😂💔