eitaa logo
هیمآ...♡
139 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
شب‌ِ جمعه ، سوره جمعه سفارش شده ؛ بخونیم نه برای ثوابش، واسه اینکه خدا عشق میکنه اینطوری می‌بینتمون 🌱 زمان مطالعه : ۳ دقیقه @ir_tavabin
هدایت شده از هیمآ...♡
هیمآ...♡
#شما: هیما جان در حالی ک ارای پزشکیان و جلیلی تقریبا برابره و احتمال خیلی زیاد ارای پزشکیان میکشه با
: https://eitaa.com/9109301/17446 کاش بیشتر توضیح بدی که ما هم اطلاعات‌مون بیشتر و شاید تصمیم‌گیری‌مون درست‌تر شه.. : توی جلسه روز عید که پدر همسرم حضور داشتن گفتن آقای جلیلی نیومدن و گفتن اگر بهم فشار هم بیارید برای حضور در جلسه یا کناره گیری، فلان و بیسار میکنم... (بازم میگم چون نمیخوام گناه شون رو بشورم کامل و دقیق نمیگم که مدیون نشم. در ضمن من خودم شاهد عینی ماجرا نبودم پس نمیتونم قطعی حرف بزنم) اونجا نسبت به این تهدید شون حس جالبی نداشتم و اصلا خوشم نیومد... بالاخره اگر بنا صلاح جبهه انقلاب باشه، آدم باید همه جوره کنار بیاد حتی شده با کناره گیری و اجماع کردن. دقیقا مثل آقای قاضی‌زاده و زاکانی👌 امروز هم که با مامانم صحبت کردم و حرف دوستاش رو بهم انتقال داد، واقعا فهمیدم ما الان که به قول حضرت اقا خیلی نزدیک به قله ایم، نیاز به فردی داریم که امتحان پس داده و اهل کار و ساخت و سازه! ما مردی میخوایم که تا الان وسط میدون بوده باشه و از این به بعد هم خواهد بود. برای همین نظرم چرخید روی ایشون. اما باز در نهایت شمایید و تصمیم خودتون، اصلا تنها به حرف من اعتماد نکنید و همه چیز رو خودتون بسنجید🤍
به تعبیر حضرت آقا امشب شب قدر انقلاب اسلامیِ... خدا به خبر بگذرونه برامون...
هدایت شده از خبر فوری
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آزموده را آزمودن خطا است! @AkhbareFori
هیمآ...♡
آزموده را آزمودن خطا است! @AkhbareFori
اصلا صدای روحانی رو می‌شنوم مور مورم میشه :/
هیمآ...♡
میخوام یه کاری کنم. یه چالش بود که میگفت ۱۰۰ روز، حداقل یه دلیل خوشحالی تون رو بنویسید. حالا میخوام
روز دوم. بعد از ۱۴ روز مامانمو دیدم و یه دل سیر باهاش حرف زدم. به جز این مورد دیگه ای برای خوشحالی نیست. راستش امروز زیاد روز قشنگی نبود...
هیمآ...♡
با حرفی که زد تن و بدنم لرزید. تو ظاهر خندیدم و به شوخی گرفتم ولی یهو ساکت شدم و زندگی چند ماه اخیرم
امشب بعد از یکسال دوباره اون حرف رو زد. جدی تر و طولانی تر. دوباره اشک به چشمم حمله کرد ولی سریع دفاع کردم و پس‌شون زدم... نمیخوام. نمیخوام بهش فکر کنم. نمیخوام تصورش کنم. نمیخوام چیزی که میگه رو زندگی‌ کنم. نمیخوام اونجوری بشه که میگه... اما خب، همون احتمالِ ضعیفی هم که ممکنه وجود داشته باشه، کافیه برای اینکه تن و بدنم رو بلرزونه...