هیمآ...♡
به نام خدا. نامه چهارم. این روزا ها شاید، بیشتر از همیشه به تو نیاز داشته باشم. این روز ها شاید،
به نام خدا
نامه پنجم.
امروز صبح، با صدایت از خواب بیدار شدم.
نمیدانم چه سری ست...؟ دو سه روزی میشود که گاه و بی گاه توهم حضورت را میزنم.
امروز هم گوش هایم، انگار که صدایت را شنیده باشند، داشتند توهمت را میزدند.
درست تر بخواهم برایت شرح دهم، باید بگویم که: خسته از مشغله هایِ زندگیِ بدون تو ام، به خواب رفته بودم که انگار یک آن زنگ صدایت در گوشم پیچید.
انگار درست کنار عسلی تختم نشسته باشی و صدایم بزنی، به وضوح شنیدم که آرام زمزمه میکردی: دلبر دلربای من، میل نگاه نداردَم...؟
واقعی بودی. خیلی واقعی. چرا اسمش را گذاشتم توهم؟ مگر حضور تو، فقط به وجودت بستگی دارد؟! نه!
تو همیشه حاضری، در قلبم، در دلم...
امروز صبح هم، در سَرَم!
ولی، ولی یادت هست آن روز هایی که وجودت هم کنارم بود؟
صبح هایی که خستگی بیشتر از همیشه به چشم هایم غلبه میکرد و از ساعت خواب همیشگی ام رد میشدم، می آمدی بالای سرم، کنار تخت مینشستی. آرنجت را روی عسلی کنار تخت میگذاشتی و بعد دستت را تکیه گاه سرت میکردی.
یا دست دیگرت آرام روی چوب کنار تخت ضرب میگرفتی و پشت هم زمزمه میکردی: دلبر دلربای من، میل نگاه نداردَم...؟
و آن قدر این زمزمه هایت گوشم را نوازش میکرد تا آخر سر چشم هایم باز میشد.
و شروع میکردم روزم را، با دیدن صورت تو، به عنوان اولین قابِ روزم.
و تو چه میدانی که هر روز در دلم زمزمه میکردم: نگاهش میکنم به نیت عاشقی، قربه الی الله...
و شروع میشد روزم، به نیتِ تو...
پایان این سریِ داستان مان.
#اندکیقلم...✍🏻
حالا میشه لطفا چند تا موضوعی که دوست دارین رو بهم بگین که ازشون بنویسم؟
ژانرش هم مهم نیس
درام، طنز، اجتماعی، هرچی...
من همانم که وقت نگهت پیر شدم
و به آن چشم ختن، گیر شدم
من همانم که به هنگام دعا
به دمِ خواستنت، پیچ شدم...
من بُدم آنکه نگاهش کردی،
وز پیاش از همگان سیر شدم...
من بُدم آنکه پس هر نگه ات
از برای سخنم شیر شدم...!
خُلق ناخوش نبُوَد شیوه قلبت، ای یار
حرف هایت اما، از برایم همگی تیر شدند
همه جا گشتم و گفتم با خود
بهر او با همگی تیز شدم
بی وفایی نبُوَد سیره تو، با یک من!
بهر چَشم های تو من، با همه درگیر شدم...
#اندکیشعر...
هیمآ...♡
من همانم که وقت نگهت پیر شدم و به آن چشم ختن، گیر شدم من همانم که به هنگام دعا به دمِ خواستنت، پی
یهویی گفتم ولی دوستش میدارم :)
من تا حالا کسی رو به جز دو تا مزاحم بلاک نکردم.
ولی الان کار داره ب جایی میرسه ک یکی رو بلاک کنم😐
گااااد خب زنِ حسابی یه درصد فک کن کسی از این مدل حرف زدن خوشش نیاد... :/