هدایت شده از رفیق فاب :)
از حال دیشبم مینویسم
حالی که قبلا هم تجربه اش کرده بودم، اما نه به کرار
برخلاف عمق فاجعه که جا دارد هر روز برایم مثل دیشب باشد
صفحه اینستاگرامم را باز میکنم
حجمه ای از تصاویر غزه به صورتم پرت میشود
طبق معمول، اولین استوری ها برایم عادی است و میفهمم باز حرامزاده ها خواب را بر چشمان فلسطینی ها حرام کرده اند.
هرچه بیشتر میبینم، بیشتر دردم می آید
بغض گلویم را میفشارد
"پرتاب اجساد شهدا در اسمان غزه"
تصاویر را بیشتر دنبال میکنم تا بفهمم ماجرا دقیقا از چه قرار است
داستان از حالت عادی بودن برایم خارج میشود
دردم می آید؛ از خودم بدم می آید. از بی تفاوت ها هم...
از خودم بدم می آید چون غرق در روزمرگی و نشاط عید و سال نو و روزهای قشنگ بهار هستیم
وسط روزهای خوبمان، دلمان خوش است که راهپیمایی قدس را فراموش نمیکنیم و میرویم تا مشت های گره کرده مان را نشان دنیا بدهیم.
غزه آتش بس بشود یا نشود، ما زندگی مان تکانی نمیخورد
خیلی خودمان را بکشیم، با چهارتا استوری و آهنگ های حماسی، این اتفاق را جشن بگیریم و شادی کنیم؛ اما باز هم خبر از ذره ای تکان در زندگی روزمره...
از خودم و از روزهایی که با قدس لنای مجال شادی میکردم بدم می آید. این رسم دنیا نیست که آن طرف دنیا، هزار و یکجور بلا سرِ "انسان" هایی بیاید و این طرف، شادی و غمش نسیب ما باشد و نه تغییر دیگری...
میگویم انسان، نه مسلمان، نه طرفدارِ جمهوری اسلامی، نه هیچ چیز دیگر. تنها انسان...ولی از طرفداران حقوق انسان و کسانی که شعارِ "دین من انسانیت است" سر میدهند، خبری نیست
همین میشود که حالم بهم میخورد از بی تفاوت های به ظاهر روشنفکر...
همان ها که در جواب استوری هایم میگویند: کشور ما خودش به اندازه کافی مشکلات دارد!!!
آخر زن حسابی...چه بگویم که دلم پر است از وجدان های به خواب فرو رفته...
اما به هرحال، با همه احوالات بدی که به امثال خودم و از در مقابل، بی تفاوت ها داشتم،
میدانم
منی که اینجا در یک روز عادی و در راه دانشگاه نشسته ام و مشغولم به نوشتن، هرچه فکر میکنم کار دیگری از من برنمی آید جز آدم بهتری بودن.
اینکه در حد همین دنیای کوچک خودم، دنیا را آماده ظهور کنم و با رویای آن روزها سر کنم و دوام بیاورم. فکر نکنم من به تنهایی کاری از دستم برنمی آید.
اگر در رسانه ام، استوری من کار خودش را خواهد کرد...اگر فعالیت اجتماعی دارم، اگر اطرافیانم را با اصرار به نخریدن کالای های اسرائیلی دیوانه کردم،
اگر به قول مامان، هیچ وقت راهپیمایی هایمان قضا نمیشود، اگر اگر اگر....همه این ها کارهایی هستند که از دستمان برمی آید و حداقل خیالمان راحت است در برابر ظلم سکوت نکرده ایم. کارهای کوچک اما قطعا اثرگذار...
و البته، در جواب آدمهایی که با افتخار چالشِ "قبلا منتظر ظهور بودم الان دلیلشم" راه انداخته اند،
غرورم اجازه نمیدهد بنشینم و نگاه کنم و تنها تاسف بخورم و التماس دعای فرج کنم
حاضر نیستم بی تفاوت باشم
سکوت کنم
چرا که ما منتظر ظهور نیستیم...ما زمینه ساز هستیم و این دو زمین تا آسمان باهم فرق میکند.
شما هم بهتر است تکلیف خودت را با عاشورایی که درحال تکرار است، روشن کنی و ببینی در کدام لشکری هموطن :)
همه لشکر یزید، امام حسین را به قتل نرساندند. خیلی ها فقط تماشاچی بودند و بر این ظلم سکوت کردند. تاریخ درحال تکرار است...والسلام.!
هدایت شده از استاد محمد شجاعی
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚫 اشتباه رایجی که برکت را از زندگی میبَرَد!
#استاد_شجاعی
منبع #استوری: مبحث خیر و برکت
@ostad_shojae I montazer.ir
هیمآ...♡
🚫 اشتباه رایجی که برکت را از زندگی میبَرَد! #استاد_شجاعی منبع #استوری: مبحث خیر و برکت @osta
کنکوری های عزیز توجه کنن
البته کنکوری و غیر کنکوری نداره، تلنگر برا همه مونه
هدایت شده از مبهوم
عجب خدای خفنی داریم...چقدر احمقیم(خودمو میگم) که کم توجهی میکنیم به همچین خدای مهربونی
ماشین ظرفشویی رو روشن کردم و خودمم همزمان بقیه ظرف هارو شستم. فقط منتظرم کارش تموم شه ببینم از من تمیز تر نشسته که دو دستی بزنم تو سرش☺️
تازه ظرف های من بیشتر هم بود.
قانون اینه که اگه استاد تا نیم ساعت نیومد سر کلاس میتونیم بریم.
استادی که دقیقه ۲۹ ام وارد کلاس میشه: