دوستان معرفی میکنم هیما هستم، با دریچه قلبِ شل😃
همین الان از دکتر اومدم بیرون و فهمیدم به صورت مادرزادی (من خانواده مادریم اکثرا مشکل قلبی دارن) یکی از دریچه های قلبم شل عه و هر دفعه که استرس بگیرم یا بترسم قراره مثل چند شب پیش قلبم اونقدر تیر بکشه و درد بگیره.
الحمدلله چیز خاصی نیست ولی، فقط باید تحت نظر باشم🤌
خداروشکر واسه همین🤍
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به عنوان کوچکترین و نخود ترین عضو جامعه معلم های زبان التماس تونمیکنم که این سوالا رو نپرسید خواهش میکنم😭😂
هفت و نیم صبح بیدار شدم، رفتم دکتر، نوار قلب گرفتم، اکو کردم، فهمیدم دریچه قلبم شل عه، برگشتم خونه وسایل هامو گذاشتم، با مامان تصویری حرف زدم، دوباره راه افتادم رفتم دانشگاه، سه تا کلاس پشت سر هم داشتم، استرسِ همسرِ کرونا گرفته رو داشتم، با مترو برگشتم خونه، یه دوش گرفتم و الان دارم فکر میکنم که چجوری خودمو از رو تخت بلند کنم و پاشم شام بذارم...
البته اون لحظه ای که اومدم تو و دیدم همسرم با اینکه مریض بوده پا شده یذره کارای خونه رو انجام داده و لباس شسته و خرید کرده و...، حقيقتا چند تا جون به جونام اضافه شد🥲✨
مامان سادات (مامان همسرم) در اینجور شرایط که خیلی خستهست میگه: کاش به بچه نوزاد بودم، یکی میبردم حموم، خشکم میکرد، لباس تمیز تنم میکرد، نازمو میکشید و ازم خواهش میکرد تا بخوابم.
الان اینجوری ام که منم همینطور مامان سادات منم همینطور😭😂
یک سال پیش این موقع، تو بهمون ثابت کردی میشه یه نفر رو از نزدیک ندیده باشی، باهاش نسبتی نداشته باشی، باهاش کلمه ای حرف نزده باشی، ولی باز از رفتنش قلبت زخمی بشه...
معمولا قدر داشته هامونو وقتی میدونیم که دیگه نداریمشون، ببخشید اگه قدر تورو نتونستیم...
#شهیدجمهور
قرار بود یه متنی برای یه کلاسی بنویسیم، من این متن رو دیشب در حالی که خیلی غرق در احساسات و معرفت بودم نوشتم و فرستادم برا استاد. و بله الان مثل یک حیوان عزیز پشیمون شدم.
استاد هم سین زده کاریش نمیشه کرد💔
واقعا پشیمونم واقعا.
چون خیلی احساسات واقعیم رو نوشتم و دوست ندارم که استاد به اون وجه های من پی ببره که دیگه دیره و پی برده.
احساس بی ناموسی میکنم واقعا😭💔
لطفا این روزها برای من و قلبم دعا کنید.
دعا کنید با همین قرص ها مشکل حل بشه و توی ویزیت بعدیِ دکتر نیازی به ادامه درمان نباشه :)
البته بعد از اینکه برای همه مریضا مخصوصا صعبالعلاج ها دعا کردین✨