eitaa logo
هیمآ...♡
139 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
دوست دارم بیشتر از این روزها بنویسم. تا وقتی که تموم شدن، برگردم و بهشون‌ نگاه کنم و بگم این مسیری بود که من طی کردم برای بزرگ شدن...
هیمآ...♡
دوست دارم بیشتر از این روزها بنویسم. تا وقتی که تموم شدن، برگردم و بهشون‌ نگاه کنم و بگم این مسیری ب
دیروز مامان رو بعد ۳۴ روز دیدم. شام رو پیش شون خوردیم و بعد از بیشتر از یک هفته، برگشتیم خونه. خیلی خیلی سخت بود. نمیخواستم بیام خونه‌مون. میخواستم پیش مامان و بابا و حسین‌ بمونم. ولی اومدم. خبری از سر و صدا نبود و الحمدلله حالم خوب بود. تمرین ها و صحبت با مشاور خیلی حالم رو بهتر کرده بود. ساعت از ۱۲ گذشته بود و داشتم از خواب بیهوش میشدم. یه دوش گرفتم و رفتم توی رختخواب و نفهمیدم چجوری خوابم برد. برای نماز بیدار شدم‌. صداها دوباره شروع شده بودن‌... خیلی نزدیک و وحشتناک. احساس کردم هرچی توی این چند روز تمرین کردم، هرچی از خاله زینب شنیدم، همه‌چیز یادم رفته. دوباره برگشتم به حالِ شب های اول. همسرم رو بیدار کردم برای نماز و خودم قرص آرامبخش خوردم و نشستم توی رخت خواب و تا میتونستم گریه کردم. حداقل این حرف خاله زینب یادم نرفته بود که گفت هرموقع احساس کردی باید گریه کنی، گریه کن. صداها تا طلوع آفتاب ادامه داشتن و با هرکدوم شون، من یه فروپاشی دیگه ر‌و‌ تجربه می‌کردم. تا طلوع آفتاب کنار همسرم گریه کردم و هق‌هق کردم و لرزیدم. از خودم عصبانی بودم. از اینکه‌ نتونسته بودم از حالِ خوبم مراقبت کنم و دوباره برگشته بودم به حالت اول، عصبانی بودم. آفتاب که زد صداها یواش یواش قطع شدن. دوباره خوابیدم اما بازم دو یا سه بار پریدم از خواب. بیدار که شدم دیدم ساعت ۱۲ شده. یادم اومد به دخترخالم قول دادم ساعت ۱ برای امتحان زبانش کمکش کنم. یک ساعت وقت داشتم. بلند شدم و دوباره یه دوش گرفتم. انقدر گریه کرده بودم که ردِ لیزِ اشک هنوز روی کل صورتم مونده بود. بعدش نماز خوندم و دخترخالم پیام داد که امتحانش شروع شده. یادم اومد خودمم تا آخر امروز فرصت دارم امتحان بدم وگرنه ترم رو میفتم و پاس نمیشم. امتحانش که تموم شد یکم توی گوشی چرخ زدم و مقدماتِ طراحی پوستر مراسم های محرم مونو شروع کردم. دیگه ساعت داشت از ۲ می‌گذشت که بلند شدم و تازه نهار گذاشتم. الان هم رفتم همسرمو صدا کنم برای غذا که دیدم خوابش برده. منتظرم بیدار بشه تا غذا بخوریم. اما، سخته! بدون خجالت و احساس گناه میگم که ثابت نگه داشتنِ احوال و آرامشم خیلی سخته. از جا پریدن با کوچکترین صدا و تپش قلب گرفتن با صدای بسته شدنِ در، سخته. اینکه روحت یه چیزی رو قبول داشته باشه اما روان و جسم‌ت همراهی‌ش نکنه سخته. سخت و ترسناک. اما بلند شدم و به نیت جهاد کار کردم. به خاطرِ حرف آقا که گفتن به زندگی عادی‌تون ادامه بدین، بلند شدم. ظرف شستم به نیت جهاد و غذا درست کردم به نیتِ نذریِ محرمی که داره میاد. حین غذا درست کردن به عادتِ همیشگی‌م حدیث کسا گذاشتم و زندگیِ قبلی‌مو ادامه دادم. خداشاهده که اینارو نمیگم برای ریاکاری یا اینکه بگم من خیلی خوب و مومنم. نه! فقط دلم میخواد تلاش هامو بنویسم و‌ نگه دارم. میخوام یادم بمونه که من برای برگشتن به زندگیِ عادی و به روانِ سالم تلاش کردم. حتی وقتی که برام مثل جون کندن بود. بازم میگم، سخته و ترسناک! تمرکزِ قبل رو ندارم و همش انگار یکی داره توی دلم رخت میشوره. ذهنم مدام داره جلو جلو میره و اذیتم‌ میکنه و‌ نمیذاره کارمو انجام بدم. جوری که موقع غذا پختن خودم و دو تا کباب‌تابه‌ای تهِ ماهیتابه رو سوزوندم. دستم رو هم داشتم با رنده می‌بریدم. ولی برگشتم. ولی به خاطر خدا و به خاطر حرف آقا، خودمو به زور بلند کردم و میکنم. احتمالا امشب دوباره صداها بلند میشه و من دوباره حمله‌ی عصبی بهم دست میده و قراره کلی گریه کنم و بلرزم. اما به خودم قول میدم اگر صبحش چشم هامو باز کردم، دوباره صورتِ خیس از اشکم رو بشورم و به زندگی برگردم... همین. یادگارِ ۱۴۰۴/۴/۲
چجوریه که سایت ناشناس من و تأویل یکیه ولی واسه اون بالا میاد واسه من نه؟
https://eitaa.com/mjholat/24731 خیلی منطقی بود😔😂 چمیدونم والا... خیره ان‌شالله😂
من حتی به لیست اعضا هم دسترسی ندارم
ایتا دیگه دوسم نداره
هدایت شده از سرکارعِلیّه
کاش یکی دوتا آمریکایی هم گروگین گاری می کردید دلمون خنک تر میشد ـ
انفجار های امشب خیلی خیلی نزدیک ما بودن. تقریبا دیگه شیشه‌ها داشتن پودر میشدن‌. موجِ وحشتناکی داشت. الحمدلله حال مون خوبه، اما بیاید دعا کنیم برای اونایی که مستقیم مورد اصابت قرار گرفتن...
سوره‌ی فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل فراموش نشه
حسبنا الله و نعم الوکیل
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲 دعای پوشش و حجاب از دشمن | فایل تصویری دعای ۱۶۱ صحیفه جامعه سجادیه مداومت بر این دعای کوتاه، برای در امان ماندن از دشمن توصیه شده است دانلود فایل صوتی دانلود فایل تصویری باکیفیت @sahifeh_sajjadiyeh_jameeh
هدایت شده از سرکارعِلیّه
یه حمد شفا میخونید؟ 🙏🏼🫂