هر دو مون سرما خوردیم ولی برای یه موضوع دیگه ای اومدیم دکتر.
بعد دوتایی نشستیم تو اتاق انتظار هی فینفین میکنیم و آبریزش داریم.
احساس میکنم اگه یه بار دیگه دماغمو بکشم بالا یا سرفه کنم جفت مونو از مطب پرت میکنن بیرون.
همه هم دارن چپچپ نگاه میکنن👈👉
اها برای اینکه قضیه رو یکم براتون مشخص کنم اینجوریه که بنده یه موقعیت مادی و معنوی بسیار بسیار عالی پیش روم بود که به خاطر تلاقی کردنش با یه چیز هیچ و پوچ، رسماااا هییییچ و پوووچ انقدر دیوونه بازی در آوردم که در شرف از دست دادنش هستم/هستیم.
هیمآ...♡
من تقریبا دو هفته فرصت دارم تا یه سری متن (مثل اون نامه ها که قبلا اینجا مینوشتم) بنویسم. البته با م
خداروشکر دقایقی پیش تموم شدن و رفتن برای ویراستاری🤲