eitaa logo
هیمآ...♡
137 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
حالم از نویسنده اصلی داستان امروز بهم میخوره
بازی خوردم.
بدتر اینجاست که این بازی یه امتحان بود و من توش گند زدم
دلم میخواد تا صبح جیغ بزنم و گریه کنم.
قلبم سوخت. قلبم خیلی سوخت.
معذرت میخوام وسط گریه و ناله کردنم پارازیت میندازم ولی کسی از نحوه مصاحبه ورودی دانشگاه شهید بهشتی خبر داره؟ میخوام بدونم مصاحبه شون علمی عه یا اعتقادی و شخصی؟
هیمآ...♡
معذرت میخوام وسط گریه و ناله کردنم پارازیت میندازم ولی کسی از نحوه مصاحبه ورودی دانشگاه شهید بهشتی خ
وقتی وسط افسردگی عمت زنگ میزنه میگه یه پرس و جو کن ببین ازمون ورودی دانشگاه چجوریه:
من نمیدونم حکمت خدا از اینکه همچین پدر و مادری به من داده چیه؟ فقط میدونم هرچی هست من لایق شون نیستم. من لایق اینهمه خوبی نیستم. واقعا میگم.
دوستم آپدیت جدید از وضعیت تأهل بعضیا بهم داد و هیییچ برگی برام نمونده که بریزه. ینی تا میومدم یکی رو هضم کنم میگفت اره اونم که اون یکی رو گرفت، اون یکی هم از اون خواستگاری کرد و... واقعا برگی نمونده براممممم
البته که این آپدیت ها مال ۶ ماه پیش بودن و تقریبا همه میدونستن به جز من ولی خب😔😂
بعد چیز جدیدی که میبینم و متوجه‌ش میشم اینه که دوستام، مخصوصا بچه های هنرستان چقدر راحت حتی تو پایه های دهم ازدواج میکنن و همه همکلاسی هاشون باهاشون اوکی ان و خیلی گوگولی برخورد میکنن، درحالی که من اواسط یازدهم ازدواج کردم یه سری از دوستان سرویسی نبود که روی دهن مبارک من انجام ندن. حتی نه فقط من، بلکه من و زهرا. یعنی واقعا با تریلی از رومون رد شدن. و ما در حالی که اونا در حال تیکه انداختن و ایگنور کردن ما بودن بازم سکوت میکردیم و حتی خبر ازدواجم رو تایید قطعی هم نمیکردیم، بعد الان بچه های هنرستان و دیگر دوستانم راحت و ریلکس خودشون خبر رو پخش میکنن و خوشحال و خندان ان. (که واقعا باید هم باشن)