eitaa logo
هیمآ...♡
136 دنبال‌کننده
6.3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
در دیرترین حالت ممکن داریم میریم مهمونی. اونم یه مهمونی خیلی رودربایستی دار
واقعا اذیت میشم وقتی آدما هی نصیحتم میکنن. اینجوری نکن، اونجوری بکن، اینو بخور، اونو نخور، اون به معده‌ت نمیسازه، این مفیده باید بخوری، خودت خودتو مریض میکنی، حالا که مریض شدی اینو بخور، اونو اونجوری نکن، حرص اینو نخور، بیخودی فلان چیزو شلوغش نکن، به خوراکت برس، پس فردا میخوای بچه بیاری لاغر مردنی میشی، بچه ضعیف میاری و... واقعا میفهمم که از روی دوست داشتن و دلسوزی میگن ولی خدایی اذیت میشم. احساس بیشعور بودن میکنم. خب من خودم میفهمم چی اذیتم میکنه چی نمیکنه دیگه...
هیمآ...♡
واقعا اذیت میشم وقتی آدما هی نصیحتم میکنن. اینجوری نکن، اونجوری بکن، اینو بخور، اونو نخور، اون به مع
نمیدونم اینو قضیه رو چجوری مطرح کنم که ناشکری نشه. چون بالاخره همه اطرافیان هم از سر محبت انقدر روی من حساس‌ان. ولی واقعا یه جاهایی اذیت کننده ست. بچه که نیستم اخه دیگه
مامانم و خالم فردا با مدیر هنرستان مون جلسه دارن و دارن میرن اونجا و بنده متاسفانه برخلاف میل باطنی‌م درحالی که بند بند وجودم میخواد همراهی شون کنه باید پاشم برم دانشگاه🦖🦖🦖
باورم نمیشه پسرایی که از من کوچیک ترن الان دانشجو ان. ما کی انقدر بزرگ شدیم خدایا؟🥲😂
هیمآ...♡
واقعا اینجوری‌ام که: وا! مثل این میمونه که یکی تو خونه اسلحه داشته باشه بعد بزنه خودشو بکشه، بعد بیا
در راستای نفهمیدن هام، اینم نفهمیدم که چجوری بده بستونی شدن ایشون به مملکت ربط داره؟😂
واقعا ریلکسی پسرا ۱۰۰ از ۱۰۰. فردا عروسی پسر عموی همسرمه، الان زنگ زده به همسرم میگه ایده ای برای ماشین عروس داری؟ :))))
وای واقعا این حجم از بیخیالی رو برنمیتابم.
حالا درسته من خودمم شب عروسی ساعت ده تازه فهمیدم ناخن هام به دستم نمیرسه و تازه اون موقع زنگ زدیم به آرایشگاه که یه فکری به حال ناخنکار بکنه. ولی اون ناخن بودددد این ماشینهههههه مگه میشه تا شب عروسی به ذهن آدم نرسه که باید ماشین عروس آماده کنهههه
تازه خودشون هم دویست و شیش هم سمند دارنا ولی خب نمیدونم داستان چیه که مورد پسند شون نیست :)))
اصن داستان مورد پسند بودن یا نبودن هم نیست داستان اینه که الان دیرهههه الان بخوای بری صاف از گالری هم ماشین بیاری دیرهههه😭😂😂
ببین باز منم دست گل و کفش داماد رو روز قبل از عروسی گرفتیم ولی آخه ماشین خیلی جدی تر از این حرفاست🥲😂