هدایت شده از مجهولات
910.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مهدی زینالدین:
هر گاه در شب جمعه شهدا را یاد کنید،
آنها شما را نزد اباعبدالله یاد میکنند.
هدایت شده از سرکارعِلیّه
رفقا این سوره ۱۱ تا آیه داره و خوندنش دو دقیقه طول میکشه و حتی کمتر! اما همین سوره کوچیک به فرموده امام عزیزمون، امام صادق (ع)؛ کفاره گناهان یک هفته ما میشه... 😍
+ پس چرا این فرصت رو از دست بدیم؟ 💕
باید خودمون رو عادت بدیم به خوندن این سوره در شب های جمعه. از همین کارهای ساده شروع کنیم. 👌🏻
از همین کارای کوچیک شروع کنیم تا کم کم خدا به ایمان ما برکت بده و روح ما رشد پیدا کنه و برای انجام کارهای بزرگتر آماده بشه...💪🌱🫀
پ.ن: قبل خوندنش حتما نیت داشته باشید، اولا برای رضای خدا بعد هم به انتخاب خودتون: به نیت فرج، هدیه به شهدا، هدیه به ائمه و..
با همین نیت ها و بدون هیچ زحمتی ارزش کارتون رو هزار برابر کنید! 🏅💌
.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌟 در اولین روز ماه مبارک رمضان صورت گرفت؛
👈 برگزاری محفل انس با قرآن کریم با حضور رهبر انقلاب اسلامی
🔹 محفل انس با قرآن کریم با حضور رهبر انقلاب اسلامی و جمعی از اساتید و قاریان ممتاز و بینالمللی مصحف شریف، عصر امروز در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.
✏️ حضرت آیتالله خامنهای در این محفل قرآنی از سطح خوب تلاوتهایی که انجام شد، تشکر و قدردانی کردند. ۱۴۰۴/۱۱/۳۰
🌙 #بهار_معنویت
💻 Farsi.Khamenei.ir
هیمآ...♡
🌟 در اولین روز ماه مبارک رمضان صورت گرفت؛ 👈 برگزاری محفل انس با قرآن کریم با حضور رهبر انقلاب اسلامی
طراح گرافیک و طراح دکور بیت>>>>>>
واقعا واسه همه مراسما سلیقهشون حرف نداره✨✨✨
چه نکتهی به جا ای گفتی دخترم، آره منم اینو شنیده بودم.
ولی میدونی، خب میتونیم در همین حد که اون روز به یاد اون فرد باشیم یه کارایی بکنیم. مثلا اینکه اگر غذا درست میکنیم به نیت اون فرد درست کنیم، یا در طول روز چند تا صلوات براش بفرستیم، یه دعایی بخونیم، سر افطار دعاشون کنیم یا...
درکل مقصود اینه که این روزهای با برکت رو با یاد ائمه پر برکت تر بکنیم، در کنارش به یاد شهدا و رفتگان مون هم باشیم🥲🤍
خب بسم الله
روز جمعه ست، امروز رو نیت کنیم بیشتر به یاد امام زمان باشیم :)❤️
حتی شده اندازه یه صلوات بیشتر
زن اخه تو در من چی میبینی که هفت دقیقه ویس به من میدی؟
خب من تا بیام تا آخر ویس گوش بدم که اولشو یادم میرهههه
هدایت شده از هیمآ...♡
فکر کن،
شب که میشه ما راحت میخوابیم ولی اون به عادتِ همیشه شروع به قدم زدن میکنه.
چند ساعتی توی سکوت راه میره و وقتی خسته میشه روی یه تخته سنگ میشینه.
به دور و اطرافش نگاه میکنه، به سنگی که روش نشسته، به بیابونی که توش هست، به کوه های بلندی که اطرافش قد علم کردن، به ریگ ها و خارها و خاک های روی زمین...
توی اون سکوت، فقط خودشه و خدا...
شروع میکنه با خدا حرف زدن، مثل هر شب، مثل هر ثانیه.
صداش آروم و دلنشینه اما یه غم نهفته ای توش هست.
آروم زمزمه میکنه:
_"دیدی خدایا؟ دیدی امروز هم کسی منو نخواست؟ دیدی من دوسشون داشتم و اونا بهم بی محلی کردن؟ دیدی حتی یک ثانیه بهم فکر هم نکردن؟
عیبی نداره!
چون من بازم منتظر شون میمونم... منتظر میمونم تا دوسم داشته باشن. تا دلشون برام تنگ بشه...
من بازم امید دارم بهشون... من بازم فردا چشم هامو به شوق اینکه نبود ام رو حس کنن و سراغمو بگیرن، باز میکنم..."
حرفاشو میزنه و بلند میشه. دوباره شروع به قدم زدن میکنه و توی تاریکی شب گم میشه و فقط خدا میدونه که تا کِی سرگردون این بیابون و اون کوه و اون دشته...؟
راستی! میدونی اون کیه؟
اون مهدی (ع) عه... اون امام زمان ماعه...
و بله، همینقدر غریب و مظلومه... :)💔
ما هم همینقدر نسبت بهش بی وفا ایم...