eitaa logo
هیمآ...♡
141 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز سر کلاس استاد پرسید: خب حالتون چطوره؟ این روزا رو چجوری میگذرونید؟ (اشاره به اتفاقات اخیر) بعد دخترا درحالی که صدای قهقهه شون کلاسو برداشته بود یه لحظه خنده هاشونو قورت دادن و یکی شون یه غمِ الکی ریخت تو صداش و گفت: خوب نیستیم استاد... به صدای خنده هامون نگاه نکنید... بعد بقیه شون در ادامه و تایید همین حرف دختره دوباره خندیدن و صدای قهقهه شون بلند شد. نکشید مون عزاداری های پلاستیکی!😃😂 حالا انقدر غم و غصه هم دیگه خوب نیست براتون😔😂
سحر بخیر✨ من امروز رو به یاد امیرالمؤمنین و حضرت زهرا شروع میکنم و ان‌شالله با خوندنزیارت هاشون شروع میکنم و در طول روز هم هرکاری از دستم بر بیاد انجام میدم. زیارتشون توی مفاتیح هست‌. زیارت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا در روز یکشنبه🤍
سلاااام
وای چه زود سحر پنجم شد🥲🥲🥲
چرا ماه رمضون رفته رو ۲x؟😭
حالا بیاید شهید امروز رو بگم که داستانش خیلی جذابه، و البته زیبا✨ شهید مهیار مهرام، شهید دفاع مقدس
«مهیار مهرام» شرایط خانوادگی متفاوتی داشت. آن‌ها حسابی اهل مُد روز و... بودند و میانه‌ای هم با مسائل دینی و اعتقادی نداشتند.بعد از دیپلم مهیار به انگلیس رفت و در رشته هوافضا در دانشگاه برایتون مشغول تحصیل شد. در انگلیس به خاطر مصرف زیاد مواد مخدر به حالت کما رفت! اما مهیار نجات پیدا کرد و در اوایل پیروزی انقلاب به ایران آمد. چون به دلیل اعتیاد، داشت فرصت استخدام صداوسیما را از دست می‌داد برای بار چهاردهم تصمیم به ترک کردن گرفت و برای دور بودن از محیط آلوده به جبهه رفت. روزهای اول الکی خم و راست میشد و مثلاً نماز میخواند تا بتواند در منطقه بماند. حالش که بهتر شد،به یکی از مقرهای کوهستانی رفت و در واحد مخابرات مشغول شد. مدتی بعد با بسیجی‌ها جور و شبیه آن‌ها شده‌بود. به نماز خواندنش که نگاه می‌کردی، باورت نمی‌شد؛ انگار یک عمر نمازخوان بوده! یک ماه که گذشت با اینکه مهیار از پاک‌شدنش مطمئن شد ولی دیگر حاضر به برگشت به تهران نبود. دو سال در کردستان ماند و مسئول مخابرات سپاه سروآباد شد. مهیار دیگر اهل جبهه شده‌بود. نماز اول وقتش ترک نمی‌شد و وقتی برای نماز شب بلند می‌شد حال‌وهوای عجیبی داشت.
هیمآ...♡
«مهیار مهرام» شرایط خانوادگی متفاوتی داشت. آن‌ها حسابی اهل مُد روز و... بودند و میانه‌ای هم با مسائل
تا اینکه پاییز سال ۱۳۶۲، کمی قبل از عملیات والفجر ۴، خبر دادند مهیار شهید شده. بدنش توسط عناصر ضد انقلاب گلوله‌باران شده و با ماشین از روی سرش عبور کرده‌بودند! وقتی خانواده مهیار حاضر به تشییعش نشدند، پیکر او غریبانه در قطعه ۲۸ بهشت زهرا (س) دفن شد.وقتی بسیجی‌های لشکر فهمیدند مراسم ختمش هم با حضور فقط سیزده نفر، در اوج غربت برگزار شده برای مراسم چهلمش در خیابان یوسف‌آباد دسته عزاداری راه انداختند و مهیار را از غربت درآوردند.
مزار شهید توی قطعه ۲۸ بهشت زهرا، ردیف ۶، شماره ۴ هستش. اگر رفتید و زیارتش کردین منم دعا کنین❤️🫂
هدایت شده از هیمآ...♡
امروز، دوشنبه :) یا قاضی الحاجات...❤️ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَمْ يُشْهِدْ أَحَداً حِينَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ، وَلَا اتَّخَذَ مُعِيناً حِينَ بَرَأَ النَّسَمَات ، لَمْ يُشَارَكْ فِى الْإِلٰهِيَّةِ، وَلَمْ يُظاهَرْ فِى الْوَحْدَانِيَّةِ، كَلَّتِ الأَلْسُنُ عَنْ غَايَةِ صِفَتِهِ، وَالْعُقُولُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ، وَتَوَاضَعَتِ الْجَبابِرَةُ لِهَيْبَتِهِ، وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِخَشْيَتِهِ، وَانْقَادَ كُلُّ عَظِيمٍ لِعَظَمَتِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ مُتَواتِراً مُتَّسِقاً، وَمُتَوالِياً مُسْتَوْسِقاً وَصَلَوَاتُهُ عَلَىٰ رَسُو لِهِ أَبَداً، وَسَلامُهُ دَائِماً سَرْمَداً، اللّٰهُمَّ اجْعَلْ أَوَّلَ يَوْمِى هٰذَا صَلاحاً، وَأَوْسَطَهُ فَلاحاً، وَآخِرَهُ نَجَاحاً؛ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ يَوْمٍ أَوَّلُهُ فَزَعٌ، وَأَوْسَطُهُ جَزَعٌ، وَآخِرُهُ وَجَعٌ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ، وَكُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ، وَكُلِّ عَهْدِ عَاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ أَفِ بِهِ، وَأَسْأَلُكَ فِى مَظَالِمِ عِبَادِكَ عِنْدِى، فَأَيُّما عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِكَ أَوْ أَمَةٍ مِنْ إِمَائِكَ، كَانَتْ لَهُ قِبَلِى مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُهَا إِيَّاهُ، فِى نَفْسِهِ، أَوْ فِى عِرْضِهِ، أَوْ فِى مَالِهِ، أَوْ فِى أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ، أَوْ غِيبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِهَا، أَوْ تَحَامُلٌ عَلَيْهِ بِمَيْلٍ أَوْ هَوَىً، أَوْ أَنَفَةٍ أَوْ حَمِيَّةٍ أَوْ رِيَاءٍ أَوْ عَصَبِيَّةٍ، غَائِباً كَانَ أَوْ شَاهِداً، وَ حَيّاً كَانَ أَوْ مَيِّتاً، فَقَصُرَتْ يَدِى، وَضَاقَ وُسْعِى عَنْ رَدِّهَا إِلَيْهِ وَالتَّحَلُّلِ مِنْهُ؛ فَأَسْأَلُكَ يَا مَنْ يَمْلِكُ الْحَاجَاتِ، وَهِىَ مُسْتَجِيبَةٌ لِمَشِيَّتِهِ، وَمُسْرِعَةٌ إِلَىٰ إِرادَتِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تُرْضِيَهُ عَنِّى بِمَا شِئْتَ، وَتَهَبَ لِى مِنْ عِنْدِكَ رَحْمَةً، إِنَّهُ لَاتَنْقُصُكَ الْمَغْفِرَةُ، وَلَا تَضُرُّكَ الْمَوْهِبَةُ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، اللّٰهُمَّ أَوْلِنِى فِى كُلِّ يَوْمِ اثْنَيْنِ نِعْمَتَيْنِ مِنْكَ ثِنْتَيْنِ، سَعادَةً فِى أَوَّ لِهِ بِطَاعَتِكَ، وَنِعْمَةً فِى آخِرِهِ بِمَغْفِرَتِكَ، يَا مَنْ هُوَ الْإِلٰهُ، وَلَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِوَاهُ. به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی‌اش همیشگی است، ستایش خدا را که هنگام آفرینش آسمان‌ها و زمین احدی را گواه نگرفت و به گاه ایجاد جانداران یاوری انتخاب نکرد، در معبود بودن انبازی ندارد و در یکتایی‌اش نیاز به پشتیبانی ندارد، زبان‌ها از بیان نهایت وصفش درمانده و خردها از ژرفای شناختش وامانده و گردنکشان در برابر عظمتش فروتن و چهره‌ها از بیم او در تنگنا افتاده و هر بزرگی در برابر بزرگی‌اش تسلیم گشته است. ستایش پیاپی و پیوسته و دنباله‌دار و پایدار فقط ویژه توست و رحمت همیشگی و درود جاودان و بی‌پایان او بر رسولش باد. خدایا! ابتدای امروزم را خیر و صلاح و میانه امروزم را رستگاری و پایانش را کامیابی قرار ده؛ و به تو پناه می‌آورم از روزی که آغازش شیون و میانش بی‌تابی و پایانش دردمندی است، خدایا! از تو آمرزش می‌خواهم برای هر نذری که کردم و هر وعده‌ای که دادم و هر پیمانی که بستم سپس به آن وفا نکردم... و پرداخت حقوق بندگانت را که بر عهده دارم از تو درخواست می‌کنم، پس هر بنده‌ای از بندگانت و هر کنیزی از کنیزانت که او را نزد من حقی پایمال شده باشد که در آن به جان یا آبرو یا مال یا خانواده‌اش یا فرزندش ستم روا داشته‌ام یا غیبتی از او کرده‌ام یا بر اثر میل خود یا خواهش دل یا تکبّر یا خشم یا خودنمایی یا تعصّب بر او باری نهاده‌ام، این بنده یا کنیزت غایب باشد یا حاضر، زنده باشد یا مرده و دستم کوتاه شده و توانائی‌ام محدود از پرداخت آن حق یا طلب حلالیت از اوست؛ از تو می‌خواهم ای کسی که رفع نیازها در اختیار اوست و حاجات در برابر مشیت او اجابت‌پذیر و به‌ سوی اراده‌اش شتابانند، که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و آن بنده را که بر او ستمی کردم هرگونه که خواهی از من راضی گردانی و از سوی خود مرا رحمت عطا کنی، چه آمرزیدن از تو نکاهد و بخشیدن به تو زیان نرساند، ای مهربان‌ترین مهربانان؛ خدایا! در هر دوشنبه از سوی خویش دو نعمت به من عطا کن، خوشبختی به بندگی‌ات را در آغازش و نعمت آمرزشت را در پایانش، ای آن‌که تنها او شایسته پرستش است و جز او کسی گناهان را نیامرزد.
هدایت شده از هیمآ...♡
همین الان که اینو دیدی، بخون :]💖
از وقتی بیدار شدم نیومده بودم سر گوشی، بعد پاشدم اومدم دانشگاه، نشستم سر کلاس، گوشی رو باز کردم، دیدم از ۸ صبح پیام گذاشتن که کلاس امروز تشکیل نمیشه🙂 من ساعت چند داشتم این پیامو می‌دیدم؟ ۱۲ و نیم ظهر، درحالی که سر کلاس منتظر استاد بودم🙂🙂🙂 کلاس بعدیم ساعت چنده؟ سه🙂🙂🙂