هیمآ...♡
روز ۱۴ امِ #مادری: از وقتی برگشتیم تهران و اومدیم خونه مون، نذاشتیم مامانم یا هیچکس دیگه ای شب پیش
عکس امروز سحر که گفتم خانم خانما بازی میخواستن💅
هدایت شده از •°|روایتگر فروغ|°•
۲/۳ روز پیش از بعد تجمع تا ساعت ۶:۳۰ صبح با دختر خالهام بیدار موندیم و کلی حرف زدیم، از درآمدهای زندگیش گفت، از اون آدمی که زندگیش و عوض کرد و اون آدمی که زندگیش و بهم ریخت باهام حرف زد از دراماهای فامیلامون گفت و...
تا خود صبح دوتایی رو تخت، با چراغ خاموش و یه گوشی برعکس که نور چراغ قوه اش سایه هامون و میانداخت رو دیوار حرف زدیم، البته بیشتر حرف زد و من هرازگاهی فقط سوال میپرسیدم، اما غیبتِ دخترخالهای و صدای بارون و اون تاریکی کمی دل گرمم کرد به زندگی.
نه بابت اون حرف ها، صرفاً بخاطر موقعیتی که توش بودیم.
#نشریه_نورا
هیمآ...♡
۲/۳ روز پیش از بعد تجمع تا ساعت ۶:۳۰ صبح با دختر خالهام بیدار موندیم و کلی حرف زدیم، از درآمدهای زن
شب بیدار موندن های دخترونه با دختر خاله ها واقعا یه جون به جون آدم اضافه میکنه🤌
هیمآ...♡
روز ۱۴ امِ #مادری: از وقتی برگشتیم تهران و اومدیم خونه مون، نذاشتیم مامانم یا هیچکس دیگه ای شب پیش
سه سری مهمون اومدن و رفتن و دقیقا همین پنج دیقه پیش که بالاخره لباسامونو در آوردیم و یه نفس راحت کشیدیم مهمون های چهارم زنگ زدن که اگه تشریف دارین ما داریم خدمت میرسیم😃😃😃
https://eitaa.com/himayejan/22321
مال منم اون لحظه جیغ کشید ولی مجبور شدم بزنم تو دهنش و با روی خوش مهمونداری کنم🙂😂
روز دختر امسال رو فقط میخوام به دختر های میناب تبریک بگم که اگر هنوز زمینی بودن، شاید امشب تو خونهی کوچیک شون براشون جشن میگرفتن و توی آغوش مامان باباشون بودن :)
ولی خوش به حالشون، امسال تو بهشت براشون جشن میگیرن🤍✨
هیمآ...♡
عشق در شوق سلامی ست سر ساعت هشت :)
دقیقا همون لحظه که اینو فرستادم آقای مداح پشت بلندگو گفت:
من امام رضا رو دوست دارم :)🥲
و شعر امام رضا رو خوند
چقدر دلم حرم میخواد... دلم مچاله شده برای حرم، برای گوهرشاد، برای امینالله خوندن، برای صدای نقاره، برای چایی داغ حرم...