هیمآ...♡
زینبو آوردیم گوششو سوراخ کنیم. فکر کنم من قراره بیشتر از خودش گریه کنم.
نکردیم.
بچه گریه کرد دکتر هم اعصاب نداشت،
هی میگفت بذار کبود شه بذار گریه کنه😐
منم زینبو گرفتم اومدم بیرون.
خیلیم خوب کردم.
https://eitaa.com/himayejan/22761
خودمم خیلی عذاب وجدان دارم، خیلی گریه کرد دلم براش سوخت🥲 دکتر پیر هم نمیذاشت از رو صندلی بلند شیم هی میگفت نه نه ولش کن :/
آره احتمالا همین کارو میکنم❤️
هدایت شده از - کافهشعر .
به چه خوشحالکنم خویشتنِ غمگین را ؟
بعدِ هر حادثهیِ خوب غمی خوابیده .
نمیدونم چندبار دیگه این بلا باید سرم بیاد تا یاد بگیرم اون سیو لعنتی رو هر چند دیقه بزنم🙂