حالا گذشته و گذشته.
من توی جمع مهمونی ها بیشتر میگم و میخندم.
صحبت میکنم و همه یه حساب دیگه ای روم باز میکنن.
منو دیگه بزرگ میدونن، جز برگرا حسابم میکنن چون سعی کردم باهاشون دم پر بشم.
ازون طرف سر و صداها و شیطنت های بی جایی که داشتم بین دوستام، کمتر شده.
بین بچه ها، من معروف به مامان بودن هستم.
من به قولی عاقل شونم، من تحلیل گر شونم. من بزرگتر شونم...
نمیدونم بگم ازش ناراضی ام یا خوشحال...؟
ولی میدونم هرچی که هستم، یکم دلم برای اون دختر بچه ۱۱، ۱۲ ساله ی ساکت تنگ شده.
البته فکر نکنین الان چقدر شیطونم و سر و صدا دارمااا! نه؛ من هنوزم اروم و ساکت و صبورم. هنوزم بزرگتر بقیه ام. هنوزم بعضی از پدر مادرای فامیل رو من حساب میکنن برای کمک کردن به بچه شون.
اتفاقا من الان بزرگتر هم شدم! عاقل تر هم شدم! متفاوت تر هم شدم!
ولی نمیدونم...
نمیدونم...
فقط میدونم که نمیخوام اون دختر بچه ساکت و آروم و مودب از پیشم بره...
اون واقعی ترین و کیوت ترین ورژنِ منه... :)
کاش زودتر امام زمان بیاد
کاش زودتر تکلیف مون با این دنیا معلوم شه.
کاش زودتر پرواز کنیم.
من دلم برای خونه اصلی مون تنگ شده... :)
تا حالا بهش فکر کردین؟
ینی ما قبل از اینکه به دنیا بیایم، چجوری زندگی میکردیم؟
چرا اون زندگی رو دیگه یادمون نیست؟
اصن زندگی قبلی ای بوده؟
البته جواب این سوالا توی ویس های آقای شجاعی که قبل هم لینک کانال شون رو گذاشتم هست، ولی خب یکی اینجاست که تنبلی و بهانه تراشی بهش اجازه نمیده بره ویسا رو کامل گوش بده💔✋
@ostad_shojae
ایناها این لینک کانال.
این سوالا مربوط به سری ویس های انسان شناسی هستن
https://eitaa.com/himayejan/2611
درونگرایی یا برونگرایی رو که خیلی راحت از طریق تست MBTI میشه شناسایی کرد.
ولی در مورد شخصیت خودت باید بگم که خب یکم طبیعیه...
منم یه زمانی که خیلی هم دور نیست خودم رو به شدت گم کرده بودم، ینی جوری بود که حتی اگه میخواستم خودم هم باشم نمیتونستم! چون نمیدونستم خودِ واقعیم چجوری بود...
باید بذاری یکم زمان بگذره، باید بیشتر تجربه کنی، اتفاقات بیشتری برات بیفته... اینجوری شخصیتت ساخته میشه.
فقط یه چیز مهم! خیلی حواست باش این شخصیت چجوری داره شکل میگیره! مبادا تو جاده خاکی بزنه..!
https://eitaa.com/himayejan/2611
بذار باهات رو راست باشم! حالا که خود واقعیت رو گم کردی، دوباره پیدا کردنت سخته...!
سخته ولی غیرممکن نیست.
یه چند روزی برو تو خلوت خودت و حسابی فکر کن. اصن شاید خودِ واقعیت رو یادت اومد ولی دیگه دوسش نداشتی! شاید دلت یه سری تغییرات خواست!
برگرد به خودت و همونجوری بمون.
بعدش زندگیتو شبیه خود واقعیت کن. نه اینکه خودتو شبیه زندگی ای که دیگران برات ساختن بکنی...!
شاید لازم باشه آدم هایی رو از زندگیت حذف کنی یا اصلا چند نفر رو اضافه کنی...
نمیدونم، هرکاری لازمه بکنی بکن ولی برگرد به خودت. چون اون خلقِ اصلیِ خداست، و بهترین نسخه از توعه