eitaa logo
هیمآ...♡
137 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی اوکی اعتراف میکنم حرف زدن باهاش خیلی اکلیلی‌م کرد...
امیدوارم همینجوری خوب بمونه خدایا لطفا همینجوری بمونه
الان با خیال راحت میتونم فیلما مونو ببینم. کاری که توی این دو ماه حکم شکنجه رو برام داشت. و من انجامش نمی‌دادم چون میترسیدم اشکام بیان
ولی تو الان بهم اطمينان دادی گفتی با خیال راحت برو ببین شون دیگه نترس
فکر کنم برای اولین بار بود که ۸۰ درصد حرفای دلمو واااقعا به کسی زدم و خودمو سبک کردم...
تو اینجا نیستی و هیچ وقت این حرفا رو نمیخونی ولی بذار بگم برات
اونجا که گفتی مامانت رفته بوده مشهد و برامون دعا کرده؟ اونجا واقعا برام آنقدر قشنگ بود که نمیتونم توصیفش کنم و فقط تونستم لبخند بزنم همین زبونم بند اومد
ولی از حق نگذریم هنوز همون دیوونه ای هستی که بودی😂✋
خدایا بازم شکرت خب؟ هزار بار شکرت
ولی خدایا الان که. نگاه میکنم میبینم این دو ماه با همه سختیاش که خودتم میدونی چقدر عذاب آور بود برام، خیلی بزرگم کرد خیلی رشدم داد... تو بزرگم کردی رشدم دادی و ممنونم، ممنونم که تنهام نذاشتی نگاهت ازم نگرفتی خدایا بازم ته تهش من هیشکی رو جز تو ندارم... پس قسمِت میدم به همین مهربونی و بخشنده بودنت، توی بقیه روزام هم. تنهام نذار دستتو از دستم نکش تو تاریکی ولم نکن من بدون تو میترسم...
https://eitaa.com/mjholat/2130 دخترانم من با این حرف مجهولات خیلی بهتون افتخار کردم😌😂❤️ ولی نه ممبرای شمام خیلی با صفان خدایی... حالا یکم کم حرفن که شما بذار به پای درون‌گرایی شون :)
هیمآ...♡
اونجا که گفتی مامانت رفته بوده مشهد و برامون دعا کرده؟ اونجا واقعا برام آنقدر قشنگ بود که نمیتونم تو
قبلا گفته بودی یه ماه حالت اصلا خوب نبوده. و اون یه ماه وقتی بود که نمیتونستن باهات حرف بزنم... و تو شاید تنها بودی... امشب داشتم بهت میگفتم: من تو طول این مدت، با همممه داستاناش، با دلخوری هاش و اینا. ولی هرشب برات دعا کردم، به نیتت ذکر گفتم و بعد خوابیدم. و تو خندیدی و گفتی: میتونم بگم شاید به خاطر دعاهای تو بوده که من الان خوب شدم... :) و میدونی، این حرفت حقیقتا از حس بدی که داشتم خیلی کم کرد. حسی که همش دوست داشتم کمکت کنم تا از اون شرایط بیای بیرون ولی کاری نمیکردم... ولی تو حرفی نمیزدی... ولی کمکی نکردم...