eitaa logo
هیمآ...♡
139 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
اون کیه که امروز امتحان نیم ترم زبان داره هنوز هیچی نخونده؟
https://eitaa.com/noor888/3199 خیلی خییلی اصن اونجایی که پسره کلی چراغ واسه دختره روشن کرد...؟ اونجا قابلیت اینو داشتم ساعت ها با بغض بهشون خیره بشم :)
https://eitaa.com/noor888/3201 ممنووون🥺 قلبم داره اکلیل پمپاژ میکنه🥺✨
وای یاد یه چیزی افتادم😂
دقیقا هفته پیش، سر یکی از کلاسا بودیم بعد معلم مون داشت کارا مونو می دید، کار یه سریا مونده بود یه سریا رو هم دیده بود. بعد کار چند نفر مونده بود، به مایی که کارا مونو نشون داده بودیم گفت برین بالا ( یه کلاسم طبقه بالا داریم) تا من کارای این چند نفرم ببینم و بیام. اقا ما رفتیم بالا، حالا این معلمه هنوز نیومده بود من گفتم بیاین مسخره بازی کنیم😂
یه چیزی تو اون کلاسه داریم شبیه دَف بود، من گفتم آقا بیاین من مثلا دف میزنم، یکی دیگه هم بخونه دو تا از بچه هام برقصن😂😂
بعد روسری هامونم مسخره طور سرمون کردیممم دیگه جاتون خالی یه مجلسی راه انداخته بودیم بیا و ببین😂
بعد حالا فکر کنین همه مون تو نقش مون فرو رفته بودیم یهو معلم درو باز کرد اومد تو🤦‍♀😂😂 قشنگ همه تو هم پیچیدیم هرکی یه سمت میدویید که بشینه سر جاش بعد من با اون حالت و دف به دست خودمو انداختم رو یه صندلی حالا خندمم گرفته بود مگه بند میومد؟ 😂 همینجوری دستمو گرفته بودم جلو صورتم داشتم هر هر می‌خندیدم
خب عاملِ اصلی هم خودم بودم دیگه😂 من ایده رو داده بودم این معلمم که درو باز کرد قشنگ موقعیت مون یه جوری بود که معلوم بود فتنه اصلی از کی بلند میشه😂😂
بعد من همینجوری رو صندلی سرم پایین بود داشتم می‌خندیدم که با یه جمله معلم به مرز مرگ رفتم از خنده😂 سرم پایین بود دیدم اومد سمتم دستشو گذاشت رو شونم با همون لحن خواننده ی اصلی گفت: سلاااام فرماندهههه! ینی ببینید اون لحظه پاااشیدم از خنده🤣
بد شد خدایی؟ هم خودم شاد شدم هم دلِ یه ملتی رو شاد کردم😂
خب دیگه گفتیم خندیدیم بسه. پاشیم بریم زبان بخونیم که امتحان داریم✋